00:12 24 ژوئیه 2019
آیا آمریکا واقعا در حال عقب نشینی درقبال ایران است؟

آیا آمریکا واقعا در حال عقب نشینی درقبال ایران است؟

© AP Photo / Ebrahim Noroozi
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
2733

چند هفته است که آمریکایی ها مواضعی نسبتا متفاوت با مواضع قبلی خود نسبت به ایران اتخاذ می کنند، امری که می تواند هم به معنای آن باشد که آنها از مواضع قبلی خود درقبال ایران عقب نشینی کرده اند و یا اینکه نقشه دیگری دارند که می خواهند پیاده کنند.

شاید بتوان ماه مه سال 2019 را نقطه عطفی در روابط ایران و ایالات متحده دانست.
در حالی که آمریکایی ها باور داشتند آخرین ضربه را به ایران وارد می کنند و با نوعی محاصره نظامی می توانند ایران را به زانو در آورند، ایرانی ها با تغییر استراتژی سیاسی و نظامی خود در رویارویی با ایالات متحده و متحدین آن معادلات را به هم زدند و کاری کردند کل جهان درگیر ماجرای اختلافات ایران و ایالات متحده شود و بسیاری از کشورهای جهان به میان آیند تا تلاش های دیپلماتیک برای حل اختلافات ایران و ایالات متحده بتواند تشنج های نظامی و امنیتی را خنثی کند.
خوب می توان گفت بیشترین باور بر همین ماجرا است ونمی توان انکار کرد که این تغییر استراتژی تاثیر زیادی بر رفتار آمریکایی ها داشت، اما نباید سرمست بود و فراموش کرد نکات دیگری است که باید به آن توجه داشت و نمی توان باور داشت که آمریکا به این سادگی استراتژی و سیاست خود را تغییر دهد.

بحث دیگری که مطرح است مبنی بر این است که جناحی در دولت آمریکا به رهبری آقای جان بولتون و با حمایت برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و اسرائیل و برخی مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران به دنبال جنگ و نابودی ایران هستند و جناحی دیگر به رهبری آقای ترامپ به دنبال گفتگو می باشند و با توجه به اینکه جناح طرفدار آقای بولتون هنوز نقشه قانع کننده ای در چنته ندارد و تنها نقشه اش حمله و نابودی ایران می باشد، جناح مقابل فعلا زمام امور را در دست گرفته.
البته این نظریه هم دور از واقعیت نیست اما نه به این شکلی که مطرح می شود.
به نظر می آید هدف از ارائه این نظریه رتوش چهره بین المللی پرزیدنت ترامپ می باشد.
طی سالهای اخیر آقای ترامپ چهره ای از خود به نمایش گذاشته که پایبند هیچ اصول و قواعد و قوانین بین المللی نمی باشد و با این سیاست خود می تواند جهان را به سمت جنگ جهانی سوم سوق دهد.
حال با نزدیک شدن به سمت انتخابات مجدد ریاست جمهوری در ایالات متحده وی نیاز دارد چهره خود را مقداری بزک کند.
تیم رتوش کننده تصویر آقای ترامپ هم ظاهرا تصمیم دارند از وی چهره ای مدافع گفتگو برای منافع آمریکا و نه جنگ بسازند.
از سوی دیگر وعلیرغم هزینه های بسیار بالایی که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تا به حال برای راضی کردن ایالات متحده جهت راه اندازی یک جنگ بر علیه ایران کرده اند، احتمالا رئیس جمهوری ایالات متحده باور دارد هنوز هم این هزینه ها کم است و به نحوی باید آنها را بیشتر سرکیسه کرد.
اگر به سوابق تاریخی برگردیم می بینیم که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تا زمانی از صدام حسین حمایت مالی می کردند که وی در حال جنگ با ایران بود و پس از پایان جنگ بلا فاصله حمایت مالی خود از صدام حسین را قطع کردند و حتی طلب های خود از عراق را به اجرا گذاشتند.
آمریکایی ها زرنگ تر از این هستند که در چنین ماجرایی گیر کنند و در مواردی دیده ایم که برخی این کشورها مثلا تهدید کرده اند که در صورتی که مثلا کنگره آمریکا بر علیه آنها قانونی را تصویب کند چند صد ملیارد دلار ثروت خود را از آمریکا خارج کنند.
درست است که آمریکایی ها وانمود کرده اند که از آنها حساب برده اند و به خواسته آنها تمکین کرده اند اما باید خیلی ساده لوح بود که باور کرد آمریکایی ها این رفتار را نادیده بگیرند وتلافی نکنند.
شاه ایران هم زمانی قره شد و در مقابل آمریکایی ها و اروپایی ها چنین رفتاری را از خود نشان داد و دیدیم وقتی که در ایران انقلاب شد آنها تلافی کردند و حتی برای درمان هم به او ویزا ندادند.
قطعا آمریکایی ها سیاستی برای پاسخ به این تهدید ها دارند و جواب را برای این کشورها نگه داشته اند.
آمریکایی ها بخوبی می دانند اگر به ایران حمله کنند و حتی بتوانند ایران را اشغال کنند باید هزینه ای بسیار سنگین چه از نظر مالی چه از نظر انسانی تحمل کنند و بعد از آن دیگر ابزاری برای فشار بر علیه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نخواهند داشت وهیچ منطقی ندارد که آمریکایی ها حاضر باشند کار کثیف کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را خود انجام دهند.
تصور اینکه مثلا آمریکایی ها حاضر خواهند بود برای رضای خاطر برخی مخالفان جمهوری اسلامی خون سربازان خود را فدا کنند و بعد دو دستی بیایند و ایران را تقدیم آنها کنند هم تصور کاملا خام و نپخته ای است.
شاید بد نباشد برخی به یاد داشته باشند زمانی که انگلیسی ها به عرب ها قول دادند تا با همکاری آنها دولت عثمانی را سرنگون کنند و سپس دولت عربی را تشکیل دهند ولی در نهایت سر همه آنها کلاه گذاشتند.
همین جد اکبر ملک عبد الله پادشاه فعلی اردن، شریف حسین رهبری عرب ها برای ضربه زدن به دولت عثمانی را عهده دار بود و پس از آن مشاهده کردیم که چگونه انگلیسی ها همه وعده وعید هایی که به او داده بودند را زیر پا گذاشتند و مشخص شد همزمان نقشه های دیگری را تدوین کرده اند.
برخی ایرانیان و یا به اصطلاح ایرانی ها امروزه به امید اینکه روزی ایالات متحده نظام در ایران را سرنگون کند وآنها به نان و نوایی برسند با آمریکا و همپیمانان اش همکاری می کنند، ولی بد نیست توجه داشته باشند که آمریکایی ها نقشه های دیگری برای خود دارند که نقشی برای آنها در آن دیده نشده.
به همین دلایل نباید تصور کرد که آمریکا در مقابل ایران عقب نشینی کرده بلکه باید به ماجرا از این زاویه نگاه کرد که آمریکایی ها نقشه های جدیدی را دارند و تلاش دارند آن نقشه ها را پیاده کنند، نقشه هایی که احتمالا هیچ کدام از همپیمانان آنها (البته شاید به جز اسرائیل) از آن مطلع نبوده اند و نیستند.
طی یکسال اخیر آمریکایی ها تلاش کردند برخی کشورها را (البته آنهایی که می توان نام کشور را بر آنها گذاشت) با خود بر علیه ایران همراه کنند اما مشاهده کردیم ایرانی ها توانسته بودند جامعه جهانی را پشت سر خود بسیج کنند و طبیعتا جلوی ایجاد چنین ائتلافی را بگیرند.
امروزه آمریکایی ها تلاش دارند این شرایط را تغییر دهند و برخی را با خود همراه کنند.
این تغییر شرایط می تواند به شگرد های مختلف انجام شوند.
وقتی که وزیر امور خارجه انگلیس اظهار می دارد در صورت بروز جنگ میان ایران و آمریکا انگلیس در کنار آمریکا قرار خواهد گرفت، باید توجه داشت که قطعا صحبت هایی پشت پرده انجام شده که وی چنین اظهار نظر رسمی ای را مطرح می کند، چون انگلیسی ها مخصوصا سیاستمداران بخش امور خارجه آنها هیچوقت خودسر چیزی را بیان نمی کنند.
در مقابل هم می بینیم که آقای ترامپ اظهار می دارد در صورتی که انگلیس از اتحادیه اروپا خارج شود آمریکا تجارت توافق تجارت آزاد با این کشور امضا خواهد کرد.
با توجه به این مباحث می توان تصور داشت آمریکایی ها تلاش دارند وانمود کنند که اهل صلح هستند و ماجرای خروج از برجام را از اذهان پاک کنند و وانمود کنند که فقط به دنبال صلح و گفتگو با ایران هستند.
امروزه هم در سطح رسانه های بین المللی ولابلای صحبت های اکثر سیاست مداران کشورهای دیگر مشاهده می شود کمتر از اینکه اصلا توافقی وجود داشته و ایالات متحده به آن عمل نکرده صحبت نمی شود و بیشتر از آن صحبت می شود که همه میانجی شده اند تا ایران و آمریکا به گفتگو بپردازند.
گفتگو در مورد چی؟
برطرف کردن دلواپسی های ایالات متحده.
دلواپسی های ایران چی؟
هیچ کس در مورد تهدید هایی که حضور ایالات متحده در این منطقه ایجاد می کند صحبت نمی کند.
هیچ کس در مورد اینکه کل منطقه امروز مملو از تروریست ها شده صحبت نمی کند.
هیچ کس در مورد اینکه هر روز ایران و ایرانی ها تهدید می شوند صحبت نمی کند.
هیچ کس در مورد اینکه مردم ایران امروزه تحت شدید ترین تحریم های بین المللی قرار گرفته اند در حالی که سازمان ملل این تحریم ها را بر علیه ایران وضع نکرده صحبت نمی کنند.
هیچ کس در مورد اینکه ایرانی ها توافق نامه هسته ای را امضا کرده اند و به تعهدات خود عمل کرده اند در حالی که ایالات متحده هم از توافق نامه بین المللی خارج شده وهم مصوبه شورای امنیت را زیر پا گذاشته صحبت نمی کند.
هیچ کس از اینکه متحدین ایالات متحده در منطقه بر علیه مردم بی دفاع و زنان و کودکان و پیران از انواع سلاح های تحریم شده بین المللی استفاده می کنند صحبت نمی کند.
هیچ کس در مورد اینکه اگر ایران حتی به یک توافق جدید برسد چه تضمینی برای اجرای آن وجود دارد صحبت نمی کند.
هیچ کس در مورد اینکه ایالات متحده صدها ملیارد دلار انواع و اقسام تسلیحات را در اختیار همسایگان ایران قرار داده و این کشورها مترصد لحظه استفاده از این سلاح ها بر علیه ایران هستند صحبت نمی کند.
بدیهی است در صورتی که جهانیان واقعا به دنبال ایجاد صلح و امنیت در منطقه می باشند این راه اش نیست و نمی توان باور داشت آمریکایی ها واقعا در حال عقب نشینی در قبال ایران هستند بلکه باید این گزینه را در ذهن داشت که آمریکایی ها در حال امتحان کردن استراتژی جدیدی برای مقابله با ایران هستند.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک