03:09 16 ژوئیه 2019
هنوز پیشنهاد عدم تعرض روی میز است

هنوز پیشنهاد عدم تعرض روی میز است

CC BY 4.0 / Tasnim News Agency
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
1352

علیرغم اینکه ملک سلمان تلاش کرد در سخنرانی پایانی خود در اجلاس سازمان همکاری های اسلامی حتما نام ایران را بیاورد اما بیانیه پایانی کشورهای اسلامی نشان داد که محور خواستگاه جهان اسلام هنوز همان ماجرای فلسطین است و درب برای کشورهای اسلامی روی پاشنه عربستان سعودی نمی چرخد.

پس از پایان اجلاس و قرائت بیانیه پایانی اجلاس به وضوح مشخص بود که سعودی ها بسیار عصبانی بودند و آقای عادل الجبیر وزیر امور خارجه عربستان سعودی نتوانست خشم خود را مخفی کند و در نهایت آمد و آنچه که دلش می خواست در بیانیه پایانی بر علیه ایران در می شد را بیان کرد.
همین ماجرا نشان می دهد که عربستان سعودی سه اجلاس با ملیون ها دلار هزینه کرد و در نهایت هیچ چیزی به دست نیاورد.
ظاهرا نقشه طراحان این اجلاس ها این بود که ابتدا اجلاس کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را برگزار کنند و به نحوی آنها را مجاب کنند که با عربستان سعودی همراهی کنند، سپس اجلاس کشورهای عربی را برگزار کنند و عرب ها را با خود همراه کنند و در نهایت بتوانند اعضای سازمان همکاری های اسلامی را مجاب کنند که به نفع آنها بیانیه صادر کنند و ادعا نمایند ایران در انزوا قرار دارد.
آنها باور داشتند عدم حضور رئیس جمهوری اسلامی ایران فرصت بسیار خوبی است تا نقشه اجرا شود.
اما اجلاس نهایی نشان داد هم مشکلات مسلمانان بسیار بیش از این است که سعودی ها فکر می کنند و تنها نقطه مشترک برای همه مسلمانان ماجرای حقانیت ملت فلسطین می باشد.
با اینکه عربستان سعودی به عنوان پدر خوانده طرح معامله قرن از طرف آمریکا به حساب می آید وقرار بود این طرح در پایان ماه مبارک رمضان اعلام شود اما مشاهده کردیم که بدون استثنا همه کشورهای اسلامی با این طرح و همچنین با اینکه 

قدس پایتخت اسرائیل باشد مخالفت کردند.

در بیانیه پایانی همچنین بخشیدن سرزمین های کشورهای دیگر مانند جولان سوریه به اسرائیل مورد انتقاد شدید بود.
البته نکته اصلی این است که پنجاه سال پس از تاسیس این سازمان هنوز سران کشورهای اسلامی توانایی انجام اقدام مشترک پیدا نکرده اند و فقط به بیانیه صادر کردند اکتفا می کنند.
قطعا اگر سران این کشورها یک بار هم که شده برای احقاق حقوق مسلمین یک قدم بر می داشتند شاید امروزه هم جهان بیشتر به آنها احترام می گذاشت و هم جوامع اسلامی احساس می کردند که رهبرانشان کارایی دارند.
اما همین که این رهبران هر از گاهی دور هم جمع می شوند و به بیانیه صادر کردن اکتفا می کنند منجر می شود که بسیاری از جوامع اسلامی به فکر بیافتند که خود باید بپا خیزند و دست به کار شوند چون حاکمان آنها هیچ قدمی برای احقاق حقوق آنها بر نمی دارند.
مثلا آیا کشورهای اسلامی نمی توانند اعلام کنند هر کشوری که سفارت اش را به قدس منتقل کند مورد تحریم این کشورها قرار می گیرد.
تصور کنید اگر همین سران کشورهای اسلامی تصمیم گرفته بودند مثلا اعلام کنند تا زمانی که آمریکا سفارت خود از قدس را خارج نکند ورود کالای آمریکایی به همه کشورهای اسلامی ممنوع است.
البته می دانم محال است.
اما حد اقل می توانستند از ملت های مسلمان دعوت کنند تا از خرید کالای آمریکایی تا زمانی که آمریکا سفارت خود در قدس را تعطیل نکرده متوقف کنند.
یا اینکه تقاضا کنند مساله مسلمانان میانمار به شورای امنیت کشیده شود و تحریم های بین المللی بر علیه برمه وضع شود.
فکر می کنید کشورهای اسلامی چنین قدرتی را ندارند.
کافی است مثلا اعلام می کردند که هر کشوری که بخواهد با میانمار ارتباط داشته باشد با کشورهای اسلامی نه می تواند ارتباط سیاسی و نه اقتصادی می تواند داشته باشد.
ببینید آنوقت چی می شد.
اگر واقعا رهبران کشورهای اسلامی دلواپس مسایل مختلف کشورهای اسلامی بودند بد نبود مثلا ایران و عربستان را دعوت می کردند در کشوری ثالث بنشینند و مشکلات و اختلافات خود را حل وفصل کنند.
یا اینکه عربستان سعودی را وادار کنند جنگ یمن را متوقف نماید.
یا برای حل بحران لیبی فکری می کردند.
یا اینکه برای کمک به مردم افغانستان قدمی بر می داشتند.

یا اینکه…
صدها مشکلی که کشورهای اسلامی با آن مواجه هستند و بعد عربستان سعودی تلاش داشت برای هدف قرار گرفتن لوله نفت و یا چند تا کشتی از اینها بیانیه بگیرد.
سخنان پایانی رهبران کشورهای اسلامی نشان داد که هیچ کدام از این رهبرها با نظرات عربستان سعودی موافق نبودند و حد اکثر تلاش داشتند مقداری تعارفات نثار میزبان کنند.
مشاهده کردیم که مصر و اردن بیش از اینکه دلواپس اختلافات ایران و عربستان باشند دلواپس معامله قرن و تاثیر آن روی این دو کشور بودند.
در حالی که بسیاری از رهبران کشورهای عربی به دلیل ترس از عربستان سعودی جرئت اظهار نظر در مورد خواسته های عربستان نداشتند مشاهده کردیم که آقای برهم صالح رئیس جمهوری عراق که کرد تبار می باشد نشان داد مردانگی کجاست.
البته نمی توان انکار کرد که پس از این اقدام آقای برهم صالح بسیاری از رهبران دیگر کشورها هم تشویق شدند تا در مقابل خواسته های میزبان مقاومت کنند اما به هر حال سخنرانی امیر کویت نشان داد که برخی عقلا هم در کشورهای عربی هستند که به دنبال حل مشکل و نه افزایش مشکلات هستند.
طی یک ماه اخیر عربستانی ها و به قول معروف گروه بی 4 امیدوار بودند جنگی بر علیه ایران راه بیافتد و آمریکایی ها را جلو بیاندازند که تا آخرین سرباز آمریکایی برایشان بجنگند اما لحظه آخر همه نقشه های آنها به هم خورد.
بعد تلاش کردند که بلکه از طریق سازمان همکاری های اسلامی و یا اتحادیه عرب و یا حد اقل شورای همکاری کشورهای عرب حوزه خلیج فارس ائتلافی بر علیه ایران تشکیل دهد، باز هم نشد.
نتانیاهو که حلقه وصل همه اینها با هم بود هم که با مشکل برخورد کرد و مشخص نیست که می تواند نخست وزیر بماند یا نه.
ظاهرا زیر پای آقای بولتون هم بسیار سست شده.
هنوز هم متاسفانه برخی کشورهای عربی متوجه نشدند که نباید منتظر باشند آمریکا مشکل شان را حل کند بلکه باید خود دست به کار شوند تا به گونه ای مشکلات شان با ایران را حل وفصل کنند.
بر عکس تصور اینها که در موضع ضعف فقط سر میز گفتگو با دیگران می نشینند ایرانی ها همیشه زمانی پیشنهاد گفتگو را می دهند که در بهترین شرایط خود باشند.
هنوز پیشنهاد امضای توافق عدم تجاوز آقای ظریف روی میز است.

مرتبط:

حمله پهپادها به خط لوله نفتی عربستان سعودی
عربستان سعودی سهام شلمبرژه در خاورمیانه را خریداری نمود
سلفی با ظریف با طعم تند طعنه به عربستان سعودی + عکس
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک