01:39 20 ژوئیه 2019
واشنگتن، بهشت جنگ افروزان

واشنگتن، بهشت جنگ افروزان

© Sputnik / Aleksey Agaryshev
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
2111

بحران کنونی در روابط ایالات متحده و ایران که آبستن تبدیل شدن به جنگ آشکار است، کاملا بر اثر سیاست و اقدامات ترامپ پدید آمده است.

اسپوتنیک بر اساس مقاله پال پیلار (Paul Pillar) مقاله نویس مجله "نشنال اینترست" چاپ آمریکا می نویسد: دولت کنونی آمریکا وسواس نفرت بی حد و حصر از ایران شده و این بیماری بر سیاست خارجی آن تاثیر گذاشته است.

اگر دولت آمریکا به برجام حمله نمی کرد ایران تا بحال هم مفاد معامله هسته ای را رعایت می نمود و تمام کانال ها به سوی تولید سلاح هسته ای توسط تهران بسته می بود. کانال های ارتباطی که در جریان مذاکرات مربوط به معامله هسته ای ایجاد شده، همچنان به کار خود ادامه می دادند، و حل مسائل دیگر و رفع حوادثی که می توانست منجر به جنگ شود، تامین می شدند و هیچ تهدید و بحران جدید ایجاد نمی شد.

با این حال، در بحث های امروز در مورد ایران، این نکته مطرح می شود که چیزی جدید و تهدیدآمیز به وجود آمده است و رژیم ایران آغازگر این تهدید است. پایه این تصورغلط را حداقل هفت دلیل تشکیل می دهد. دلیل اول این است که ایران را پیوسته بدنام می کنند. این داستان از زمانی شروع شد که تد کوپل (Ted Koppel) روزنامه نگار تلویزیونی هر شب حکایت ها در باره گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران تعریف می کرد. با مرور زمان سوژه های جدید مربوط به روابط ایران با همسایگان به این موضوع افزوده شد. در نتیجه یک سوء ظن مداوم در تصورات آمریکایی ها در مورد همه چیز مربوط به ایران پدید آمده بود، صرف نظر از حقایق و چگونگی مسایل.

دلیل دوم مربوط به بدنام کردن ایران، مسامحه کاری در کاربرد واژه ها است که حتی به رسانه های موثق سرایت کرده است. این تکرار بی نظیری از فرمولبمدی ها توسط مقامات دولت واشنگتن بدون کوچکترین تلاش برای تجزیه و تحلیل آنها است و استفاده روزمره از کلیشه هالایی است از قبیل "برنامه تسلیحات هسته ای ایران"، هرچند در واقع ایران چند سال پیش برنامه تسلیحات هسته ای خود را متوقف کرد، که توسط بازرسی های بین المللی تأیید شد.

دلیل سوم، تفاوت زمانی میان اقدام های تحریک آمیز دولت ترامپ و واکنش ایران است. دولت ترامپ در سال گذشته برجام را رد کرد، زمانی که یک جنگ اقتصادی نه تنها علیه ایران، بلکه همچنین علیه همه کسانی که روابط تجاری مناسب با این کشور را حفظ می کردند، را به راه انداخت. اگر تهران درست در همان زمان اعلام کرده بود که دیگر مجبور به رعایت شرایط موافقتنامه نیست، ارتباط بین تحریک و واکنش، و همچنین منبع واقعی بحران بعدی، واضح تر می شد. اما رژیم ایران قاطعانه به معامله هسته ای پایبند بود و امیدوار بود تا دولت ترامپ را قانع کند و به همین دلیل تعهدات خود را در طول یک سال انجام داد. در این زمان، این موضوع از آگاهی جامعه و اکثریت اعضای کنگره آمریکا رفته است. به نظر مردم ساده و بی توجه چنین می رسید که ایرانی ها یک بحران هسته ای را تحریک می کنند.

چهارم و شاید مهمترین دلیل، حرف های کنایه دار دولت ترامپ در باره دریافت اطلاعات جدید در خصوص یک نوع خطرها که همزمان با آن نیرو و وسایل نظامی به آن منطقه منتقل شده و هیاهوی نظامیگرانه راه انداخته می شود. اطلاعاتی در مورد تهدیدات جدید هنوز بدست نرسیده و در نتیجه، یک ژنرال بریتانیایی، که معاون فرماندهی ائتلاف ضد داعش (ممنوع در روسیه) است در گفتگو با خبرنگاران این گفته ها را رد کرد که اقدامات ایران و متحدانش نوعی خطر جدید است. دولت ترامپ بلافاصله سعی کرد سخنان ژنرال را تکذیب کند و بنابراین، گفته ها در باره تهدیدات جدید خیالی، ماهیت بحث های آتی را تعیین می کند.

جزئیات قانع کننده در مورد تهدیدات جدید ممکن است اصلا وجود نداشته باشد، اما دولت آمریکا به آنها نیازی ندارند تا تاثیر مطلوب بر برخورد جامعه نسبت به ایران ایجاد کند. در اینجا ما به دلیل پنجمی می رسیم که این است که لفاظی های پر سر و صدا در مورد تهدید ایران، حتی اگر با اطلاعات واقعی تأیید نشده باشد، بر آگاهی و نگرش مردم تأثیر می گذارد. در این رابطه جا دارد حوادث 11 سپتامر (سال 2001) را بیاد بیاوریم. در آن زمان دولت بوش بخش بزرگی از جامعه آمریکایی را قانع کرد که رژیم صدام حسین به طور مستقیم با وقایع 11 سپتامبر مرتبط بود. دولت این اطمینان در میان مردم را نه با یک دروغ خاص، بلکه با تکرار دائمی و با صدای بلند و با استفاده از کلمات پرمعنی مانند "عراق"، "11 سپتامبر" و "سلاح های کشتار جمعی" بوجود آورد. چیزی شبیه به این امروز در خصوص ایران اتفاق می افتد.

دلیل ششم نه تنها با اعمال خیالی، بلکه با اقدامات واقعی ایران هم ارتباط دارد. در حال حاضر ایرانیان با تهدید آشکار حمله نظامی آمریکا مواجه هستند. آنها دائما سخنان خصمانه واشنگتن با صدای بلند را می شنوند و می ببینند که چگونه آمریکایی ها نیروهای مسلح خود را در نزدیکی مرزهای شان مستقر می کنند و می دانند که افراد با نفوذ در دولت ترامپ خواستار جنگ با ایران هستند. طبعا، ایرانیان با خرد برای حمله آمریکا آماده می شوند و به آن پاسخ خواهند داد. آماده نشدن برای حمله آمریکا از دیدگاه امنیت ایران غیر مسئولانه خواهد بود. چنین تدارکاتی ممکن است شامل برنامه ریزی برای حملات علیه نیروها و وسایل مسلح آمریکایی در جواب به حمله آمریکا باشد. این تدارک به این معنا نیست که ایران قصد دارد خودش عملیات جنگی را آغاز کند. اما اخبار جمع آوری شده در مورد آن به نوار خبری آمریکا به عنوان "اطلاعات بروز خطر" داده می شود.

دلیل هفتم زیاد مشخص نیست. این امکان وجود دارد که ایران اقدامات جزئی را آغاز کند تا نشان دهد که اجازه نخواهد داد که تهران را نادیده بگیرند. ایران نشان خواهد داد که دیگر زیر بار فشار آمریکا نخواهد رفت و آماده است به خصومت و فشار آمریکا پایان بدهد. تفسیرگر تریتا پارسی (Trita Parsi)، درباره این موضوع می نویسد که ایران هم می تواند در لبه جنگ شروع به موازنه کند و با این که ترامپ مایل نیست در خاور میانه وارد جنگ جدید شود بازی کند. پارسی می نویسد: شاید تهران قصد دارد موضوع را سریع تر به نقطه ای برساند که ترامپ باید تصمیم بگیرد که آیا او در واقع آماده آغاز جنگ علیه ایران است یا استراتژی "فشار حد اکثر" نباید از این آستانه عبور کند. بعضی از گزارش ها از واشنگتن نشان می دهد که ایران چنین فرصتی دارد، چرا که ترامپ از جان بولتون جنگجو راضی نیست. اگر ترامپ سیاست آمریکا در مورد ایران را در دست خود بگیرد، این امر به آمریکا امید ضعیفی خواهد داد که فضای فعلی توام با هرج و مرج به جنگ تبدیل نشود.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک