21:49 24 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1454

وقتی در مجامع بین المللی مشارکت می کنیم بسیاری مدام سوال می کنند مشکل شما ایرانی ها با آمریکا چیست، در حالی که سوال باید این باشد که مشکل آمریکایی ها با ما ایرانی ها چیست؟

یا شاید اگر صحیح تر بگوییم باید سوال کنیم مشکل سیاست مداران آمریکایی با ایرانی ها چیست؟
چون نه مردم آمریکا با مردم ایران مشکل دارند و نه مردم ایران با مردم آمریکا.

تعدادی سیاست مدار هستند که وابسته به لابی های قدرت در ایالات متحده هستند و آنها هستند که نه فقط با ایران بلکه با هر کشوری که بخواهد استقلال داشته باشد مشکل دارند.
اگر به گذشته ماجرا برگردیم می بینیم که قبل تر کشورهای اروپایی دیگر کشورها را استعمار می کردند و در واقع همین لابی های قدرت که امروزه در ایالات متحده حاکم هستند بر همان کشورهای اروپایی حاکم بودند.
اختلاف لابی های قدرت اروپایی و آمریکایی همیشه در نوع استعمار بود.
لابی های قدرت اروپایی که زمانی حتی قاره آمریکا را استعمار کرده بودند به استعمار مستقیم باور داشتند در حالی که لابی های قدرت در ایالات متحده به استعمار غیر مستقیم باور داشتند.
در واقع یکی از دلایل اصلی جنگ داخلی آمریکا هم به همین دلیل پیش آمد.
برخی به برده داری مستقیم بارو داشتند و برخی دیگر به برده داری غیر مستقیم.
Эмир государства Катар шейх Тамим бен Хамад Аль Тани
© AP Photo / Pool/Brendan Smialowski
در نهایت در جنگ داخلی آمریکا طرفداران برده داری و استعمار غیر مستقیم پیروز شدند و سیاست حکام ایالات متحده که بر اساس آموزه های معروف به آموزه هایماکیاولی و آموزه های فراماسونریبنا نهاده شده بود همه مردم آمریکا را برده پول خود کرد.
در آموزه های فراماسونری هر چیزی یک ارزشی دارد و هر چیزی را که شما بتوانید با پول بخرید هر چه قدر هم گران است باز هم ارزان می باشد.
با این شرایط امروزه ساختار حاکم بر ایالات متحده با استفاده از ابزار پول توانسته همه مردم این کشور را به برده خود تبدیل کند.
برده هایی که صبح تا شب برای آن پول باید بدوند و در نهایت همه آن را مجددا به همان لابی های قدرت پس بدهند.
در آموزه های ماکیاولی هم شما نیاز ندارید برای حکومت خود را مستقیم درگیر کنید، کافی است افرادی را پیدا کنید عروسک خیمه شب بازی شما باشند و آنها کارها را برایتان انجام دهند، اگر کارشان خوب بود به نفع خود مصادره کنید و اگر بد بود گردن آنها بیاندازید و هر وقت که مهره سوخت آن را کنار بیاندازید و با دیگری عوض کنید.
در آموزه های ماکیاولی تاکید شده که حتی نیاز نیست که این مهره ها بصورت علنی وابستگی خود به شما را به نمایش بگذارند، همین که اهداف شما را محقق می کنند کافی است، چون شاید بعضی وقت ها این مهره ها نیاز پیدا کنند که خودی هم نشان دهند.
بر اساس همین شرایط لابی های قدرت بر ایالات متحده چنگ انداختند و به سمت چنگ انداختن بر دیگر کشورهای جهان روی آوردند.
درست است که جنگ های جهانی اول و دوم توسط اروپایی ها شروع شد اما آمریکایی ها و لابی های آنها نقش بسزایی در راه اندازی این جنگ ها داشتند و هدف اصلی شان نابودی رقبا بود.
در هر دو جنگ آمریکایی ها موفق شدند سرمایه های انسانی و مالی کشورهای اروپایی را به سمت خود بکشند و بعد در نهایت به جنگ ورود کردند تا امتیازات آن را درو کنند.
پس از جنگ جهانی دوم هم این ایالات متحده بود که کشورهای اروپایی را وادار کرد برای دریافت کمک هایش بر اساس طرح موسوم به طرح مارشال همه مستعمره های خود را آزاد کنند.
در این جریان هم آمریکا به بسیاری جنبش های آزادیبخش کمک کرد تا تحرک هایی را انجام دهند و به دنبال استقلال از استعمار باشند.
اما هدف واقعی آمریکا این نبود که این کشورها بتوانند استقلال پیدا کنند بلکه این بود که مهره های خود را در این کشورها به حکومت برساند و بر اساس استعمار نوین بر این کشورها حکومت کند و منابع خدادادی آنها را به یغما ببرد.
چه کسی است که نداند رضا شاه چگونه به حکومت رسید و چگونه از حکومت برکنار شد و سپس محمد رضا شاه چگونه به حکومت رسید و تا روز آخر به آمریکا خدمت کرد اما وقتی که سرنگون شد آمریکایی ها حتی برای درمان هم حاضر نشدند به وی اجازه ورود به ایالات متحده بدهند.
به هر حال می توان گفت مردم ایران جزو معدود مردمان جهان می باشند که بصورت تاریخی به دنبال پیشرفت سیاسی بودند و هستند و اولین کشور آسیایی و آفریقایی که مردمانش به دنبال تغییر حکومت مستبد شاهنشاهی خود به یک حکومت مردم سالار بودند همین ایرانی ها بودند که بیش از یکصد سال پیش انقلاب مشروطه را به راه انداختند.
وقتی که ایرانی ها انقلاب مشروطه را راه انداختند و موفق شدند دیگر کشورهای منطقه نیز از آنها الگو برداری کردندومشاهده می کنید که استقلال بسیاری از کشورهای آسیا و آفریقا پس از انقلاب مشروطه ایران بوقوع پیوست.
زمان مصدق هم ابتدا ایرانی ها بودند که به دنبال ملی کردن صنعت نفت خود و رها سازی آن از دست انگلیسی ها رفتند و پس از موفقیت آنها بود که دیگر کشورها به دنبال ملی کردن ما یملک خود رفتند و همه کارشناسان متفقالقول هستند که از ملی سازی صنعت نفت عراق گرفته تا حتی ملی کردن کانال سوئز در مصر و… همه تحت تاثیر همان ملی کردن صنعت نفت ایران انجام شد.
علیرغم اینکه مصدق دست دوستی را به سمت آمریکایی ها در این دوره دراز کرد اما می بینیم که اسناد ومدارک تاریخی و اسناد سری فاش شده از طرف سازمان های امنیتی انگلیس و ایالات متحده نشان می دهد که ایالات متحده پشت ماجرای کودتا بر علیه مصدق بود، توجه داشته باشید در حالی که مصدق دست دوستی به سمت آنها دراز کرده بود.
مشکل این بود و هست که این طرز تفکر مردم ایران با سیاست های نوین استعماری ایالات متحده در تضاد بود وهست.
اینجا است که می گوییم ما ایرانی ها با آمریکایی ها مشکلی نداریم بلکه این سیاست مداران آمریکایی هستند که با ملت ایران مشکل دارند.
آنها باور دارند که این ملت یک ملت یاغی است و رام شدنی نیست پس باید تنبیه شود تا عبرتی شود برای دیگران.
اگر ایرانی ها موفق شوند راه خود را باز کنند و پیش بروند قطعا دیگران از آنها الگو برداری خواهند کرد و به همین دلیل به هیچ وجه نباید ایرانی ها در راهی که پیش گرفته اند موفق شوند.
این دشمنی به حدی است که امروزه آمریکایی ها کمر به نابودی مردم ایران بسته اند.
همین یکی دو ماه پیش سر وصداهای زیادی در مورد جلوگیری ایالات متحده از انتقال کمک های انسان دوستانه به سیل زدگان ایرانی مطرح شد.
آمریکایی ها به دروغ اظهار می داشتند که آنها فقط جلوی انتقال پول به ایران را گرفته اند در حالی که حتی انواع و اقسام داروها و تجهیزات مورد نیاز پزشکی را نیز ممنوع کرده بودند.
کافی است به لیست تجهیزات پزشکی ممنوعه موجود در سایت OFAC مربوط به وزارت خزانه داری آمریکا مراجعه کنید تا متوجه شوید در چه موردی صحبت می کنم.
در این لیست از تجهیزات استریل لوازم پزشکی گرفته تا تجهیزات تولید اکسیژن و… به عنوان تجهیزات ممنوعه قید شده.
اگر در همین سایت به بخش دارویی هم مراجعه کنید می بینید که داروهایی که برای درمان دیابت و یا سرطان و یا خونریزی وقلب و فشار خون ودرمان تنفس وحتی دندان پزشکی و بیهوشی و… استفاده می شوند نیز ممنوعه می باشند.
جالب اینکه سازمان ملل که باید مدافع حقوق ملت ها باشد از تحریم های آمریکا بر علیه ایران تبعیت می کند و به جای اینکه طبق آیین نامه خود به حمایت از مردم سیل زده بپردازد وبه آمریکا گوشزد کند که طبق همه قوانین بین المللی امکان تحریم غذا و دارو وجود ندارد، به دلیل تحریم های آمریکا حاضر نشده این تجهیزات را خریداری و برای ایران ارسال کند.
حتی جالب تر اینکه سازمان ملل حدود دو سال است چند میلیون دلار کمک های بشر دوستانه به زلزله زدگان کرمانشاه را به دلیل تحریم های آمریکا نگه داشته و برای سازمان هلال احمر ایران ارسال نمی کند.
کمک های مربوط به سیل زدگان اخیر به کنار.
آمریکایی ها حتی جلوی صدور گندم و آرد وبرنج و شکر و… به ایران را گرفته اند و سیستم های بانکی را بگونه ای قفل کرده اند که ایرانی ها حتی نتوانند خورد و خوراک به دست آورند.
اگر به این ماجرا جنایت بر علیه بشریت نمی گویند پس ممنون می شوم کسی توضیح دهد جنایت بر علیه بشریت چیست و مجامع و سازمان های بین المللی کجای کار هستند؟
امروزه سیاستمداران آمریکایی کاری کرده اند ایرانی ها به این باور رسیده اند که مبارزه با سیاستمداران آمریکایی دیگر یک مبارزه به دلیل اختلافات سلیقه ای و یا سیاسی نیست بلکه یک مبارزه برای بودن و یا نبودن ایران می باشد.
سیاستمداران آمریکایی ثابت کرده اند که با اعمال خود به دنبال نابودی ملت ایران هستند.
بعد توقع دارید که با این شرایط ایرانی ها با سیاست مداران آمریکایی مشکل نداشته باشند؟

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک