05:57 19 ژوئیه 2019
جنگ های ساختگی نوین

جنگ های ساختگی نوین

© AP Photo / Pablo Martinez Monsivais
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
0 252

از قدیم الایام معمولا جنگ ها میان کشور ها اتفاق می افتاد و به دلایل مختلف که معمولا بهانه آن گسترش نفوذ و یا کسب قدرت اقتصادی بود بوقوع می پیوست اما پس از جنگ جهانی دوم سیستم بوقوع پیوستن جنگ ها تغییر کرد.

در برخی موارد جنگ هایی میان طوایف و یا قبایل ویا گروه های مختلف مذهبی و یا قومی نیز ثبت می شد، اما موضوعی که می خواهیم در مورد آن بحث کنیم تغییر ساختار جنگ ها از جنگ های برون کشورها به جنگ های درون کشوری است، جنگ هایی که توسط عوامل خارجی راه اندازی می شود و بهانه ای می شود برای ورود کشورهای خارجی به کشورها.
با توجه به توافقاتی که پس از جنگ جهانی دوم و در پس تاسیس سازمان ملل متحد میان همه کشورها انجام شد قرار بر این بود که همه کشورهای وابسته به سازمان ملل مرز های مشخصی برای خود داشته باشد و بقیه کشورهای عضو سازمان ملل ملزم به احترام به این مرزها بودند و هستند.
فقط اسرائیل بود که بدون داشتن مرزهای رسمی عضو سازمان ملل شد و در نهایت سازمان ملل مرز های 1948 را به عنوان مرزهای اسرائیل پذیرفت در حالی که خود اسرائیلی ها هیچ وقت این مرزها را به عنوان مرزهای رسمی خود نپذیرفتند.
بر اساس اسناد باطله تاریخی منتشره توسط سازمان های جاسوسی غربی از جمله سیا آمریکایی ها پس از جنگ جهانی دوم یک ماموریت ویژه را به عهده سازمان های اطلاعاتی خود گذاشتند که بر اساس آن این سازمان ها موظف بودند روزنه های اختلافات موجود فیما بین اهالی کشورهای مختلف را پیدا کنند و زمینه استفاده ایالات متحده از این روزنه ها برای دخالت در این کشورها را فراهم کنند.
در موارد مختلف هم این دخالت ایالات متحده منجر به ایجاد جنگ های بزرگی مانند جنگ کره و یا ویتنام شد و در موارد دیگری منجر به آن شد که بسیاری از کشورها از شرق آسیا گرفته تا آفریقا و آمریکای جنوبی وارد جنگ ها و درگیری های بی پایان شوند.


ملیون ها نفر بر اثر این سیاست ایالات متحده که مبنای آن فراهم کردن زمینه نفوذ و سیطره آمریکا بر کشورها بر اساس ضرب المثل انگلیسی "تفرقه بیانداز و حکومت کن" ، قتل عام شدند.
شاید برخی هنوز خاطرات جنگ های یوگوسلاوی سابق و بوسنی و هرزگوین و همچنین قتل عام های بوروندی در آفریقا و… را به یاد داشته باشند.
یا امروزه بتوانند نتیجه سیاست های آمریکا و متحدین آن در یمن و لیبی و سودان و… را مشاهده کنند.
آمریکایی ها نقشه های خود را هم در کشورهایی مانند ونزولا که همسایه آنها است پیاده کردند و حتی هیچ حرمتی برای مردم کشورهایی مانند ترکیه که به اصطلاح متحد آنها به حساب می آیند نیز قایل نشدند.
از کودتا بر علیه محمد مصدق نخست وزیر ایران که تلاش داشت با آمریکایی ها رابطه خوبی برقرار کند و امیدوار بود که آمریکا در ایجاد تعادل قدرت در مقابل انگلیس به ایران کمک کند تا حتی ترکیه که بزرگترین متحد آنها در ناتو به حساب می آید، می بینیم هیچ کشوری از توطئه آمریکایی ها در امان نبود و نیست.
اگر تاملی در عاقبت شاه ایران ، حسنی مبارک، صدام حسین، زین العابدین بن علی و… ویا حتی مهره هایی مانند اسامه بن لادن و ابو بکر البغدادی و… داشته باشیم می بینیم که آمریکایی ها سر به زنگاه بصورت باور نکردنی پشت مهره ها و متحدین خود در جهان را خالی کرده اند وهیچ وقت پایبند متحد یا یا مهره ای نبودند و نیستند و شاید آنهایی که امروزه به آمریکایی ها دلگرم هستند بد نباشند که به عاقبت مهره های آمریکا نگاهی داشته باشند.
همچنین می بینیم که حتی افرادی مانند معمر القذافی و عمر البشیر و علی عبد الله صالح و… که از سیاست های سابق خود عدول کردند و تلاش داشتند به صف آمریکایی ها بپیوندند چه عاقبتی در انتظارشان بود.
آمریکایی ها حتی برای پیاده کردن سیاست های خود به نزدیک ترین همپیمانانشان هم کوچکترین رحمی نکردند و می بینیم همین که مثلا رئیس جمهوری فرانسه خواستار ایجاد ارتش واحد اروپایی شد از طریق رسانه های اجتماعی تحت کنترل آمریکا چه بساطی برایش پهن شد.
راستی بحث رسانه های اجتماعی تحت کنترل آمریکا مطرح شد بد نیست به شمشیر از رو بستن این رسانه ها در قبال ایران اشاره کنیم، امری که ثابت می کند اینها کاملا در اختیار سازمان های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا قرار دارند و ادعای مستقل بودن آنها به هیچ وجه صحیح نمی باشد.
برخی شاید مدام در فکر آن باشند که بودجه چندین ملیارد دلاری این رسانه ها از کجا تامین می شود و تصور کنند که این فقط تبلیغات است که پاسخگوی این هزینه ها می باشد.
به هر حال می بینیم که امروزه ما با شرایطی مواجه هستیم که سیاست مداران کثیف در آمریکا مو به مو سیاست های تدوین شده معروف به سیاست های ماکیاولی را در حال پیاده سازی هستند و مهم ترین ابزار در اختیار آنها تاثیر روی ملت ها و کشورها است تا بتوانند روزنه ای برای نفوذ خود باز کنند.
شرایطی که امروزه ونزولا با آن مواجه است بر اثر فشارها و تحریم های آمریکا به وجود آمد و آنها سالها تلاش داشتند شرایطی ایجاد کنند تا پایگاه نفوذی در این کشور پیدا کنند.
در ماجرای سوریه که دیگر بر کسی تاثیر آمریکا در جریانات سوریه پوشیده نیست.
اگر به همه ماجرا ها توجه داشته باشیم میتوانیم متوجه شویم که امروزه دیگر بسیاری از جنگ ها و درگیری ها در جهان بر اساس اختلافات فیما بین کشورها و یا حتی درون کشورها نیست بلکه اختلافات ساختگی ای است که با فشار و توطئه چینی سازمان های امنیتی برای ایجاد روزنه نفوذ در کشورها ایجاد می شود و در نهایت نه نفعی برای مردم این کشورها خواهد داشت و نه حتی آنهایی که تصور می کنند که همکاری و همراهی با سیاست های آمریکا می تواند نتیجه بخش باشد.

مرتبط:

چرا آمریکا از حضور اس 400 در ترکیه هراس دارد؟
آیا تهدیدات آمریکا دستاویزی برای درگیری نظامی با ایران است؟
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک