دمکراسی یا دیکتاتوری آمریکایی

دموکراسی یا دیکتاتوری آمریکایی

© REUTERS / Jorge Silva
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
0 203

آقای ترامپ یک بار دیگر از حق قانونی خود برای وتو کردن تصمیم کنگره استفاده کرد و تصمیم کنگره برای توقف دخالت ایالات متحده در یمن و حمایت از ائتلاف عربستان سعودی را وتو کرد.

نکته قابل تامل در این ماجرا این است که آیا این رفتار رئیس جمهوری ایالات متحده در چهارچوب رفتارهای دموکراسی می گنجد یا در چهارچوب رفتارهای دیکتاتوری؟
طبق معیارهای دموکراسی رای همیشه با اکثریت است.
برخی در مورد این اکثریت بحث های زیادی دارند.
آیا مثلا رای یک فرد بی سواد با یک فرد با سواد یکی است.

آیا رای کسی که می تواند شرایط سیاسی و یا اقتصادی و یا اجتماعی و یا… را تشخیص دهد و سوابق کاندیداها را بر اساس آن بسنجد با فردی که این شرایط را ندارد یکی است؟
حتی در برخی بحث ها در مورد اینکه رای زن و مرد و یا جوان و پیر و یا مومن و یا غیر مومن حال چه به دین و مذهب یا ایدئولوژی فکری و سیاسی و یا… را یکی می توان تلقی کرد بحث است.
اصلا آیا هر کسی حق دارد خود را برای هر منصبی در کشور مطرح کند و یا اینکه باید مشخص شود این فرد مثلا وابستگی ها و معذوراتی نداشته باشد که در نهایت بتواند منجر به خیانت به کشور شود وکشور را به نابودی بکشاند؟
البته هدف مقاله این نیست که ما به بحث فلسفی دموکراسی وارد شویم اما خوب در ایالات متحده آقای ترامپ چند ملیون رای کمتر از رقیب انتخاباتی خود به دست آورد اما به دلیل رای های الکترال رئیس جمهوری شد، همین ماجرا سر منشا بحث دخالت خارجی در انتخابات آمریکا را به میان آورد و بسیاری در آن زمان روسیه را متهم به این دخالت کردند که خوب امروزه معلوم شد این اتهامات، بر علیه روسیه، صحت نداشت.
اما آیا تحقیقاتی در مورد دخالت دیگر کشورها مانند اسرائیل و عربستان سعودی و امارات عربی متحده و… نیز انجام شده؟
آیا جایی تحقیقی انجام شده که لابی های قدرت چه قدر روی رای الکترال ها تاثیر داشته اند؟
رفتارهای آقای ترامپ این شک و شبهه را ایجاد می کند که حد اقل اسرائیل و عربستان سعودی توانسته اند کارهایی انجام دهند که رئیس جمهوری آمریکا را تحت کنترل خود قرار دهند.
حتی اگر نخواهیم از بحث کنترل استفاده کنیم شاید بتوانیم از بحث تاثیر استفاده کنیم.
رفتارهای پرزیدنت ترامپ نشان می دهد که ایشان علیرغم همه ظاهر سازی ها مانند مثلا تحقیر شاه عربستان و یا دیگر مقامات این کشور اما عملا بسیار سر سپرده آنها است.
برخی باور دارند این سر سپردگی به دلیل نوعی لابی قدرتمند که توسط اسرائیل و عربستان سعودی و امارات عربی متحده در آمریکا تشکیل شده می باشد، و این جریان یا لابی بوده که آقای ترامپ را به قدرت رسانده، وحتی برخی خواسته های این جریان بسیار با منافع ایالات متحده در تضاد است.
اما به هر حال هر دلیلی برای این ماجرا باشد بد نیست این ماجرا را حتی در حد سطحی بشکافیم که جایگاه ریاست جمهوری ایالات متحده آیا یک جایگاه دموکراتیک است و یا جایگاه دیکتاتوری؟
همانگونه که رئیس جمهوری ایالات متحده توسط رای مردم انتخاب شده، تک تک اعضای کنگره آمریکا هم توسط رای مردم انتخاب شده اند.
همانگونه که این رئیس جمهوری توسط مردم انتخاب شده دیگر روسای جمهوری سابق ایالات متحده هم توسط رای مردم انتخاب شده اند.
اکثر روسای جمهوری سابق هم توسط رای اکثریت مردم و نه الکترال انتخاب شده اند.
بر چه اساسی یک نفر می تواند بیاید و خود را محور جهان بداند و اصرار داشته باشد که دیگران هیچ چی نمی فهمند و فقط او است که از همه چیز سر رشته دارد و همه چیز را می فهمد؟
حال بر چه اساس رئیس جمهوری ای حق دارد که رای کنگره را وتو کند و توافقات روسای جمهوری سابق را ملغی نماید و همچنین حق اعلان جنگ و استفاده از تسلیحات هسته ای و همچنین تعطیلی دولت و یا معلق نمودن کار کنگره به دلیل اختلاف نظر را دارد؟
آیا اینکه رئیس جمهوری حق آن را داشته باشد که کشور را از کنوانسیون هایی که با نظر شخصی اش همخوانی ندارد خارج کند در حالی که اسلاف او همه تشخیص داده اند منافع ملی کشور وی و همچنین جهان به آن گره خورده ، دموکراسی به حساب می آید؟
آیا اینکه رئیس جمهوری ای به تشخیص شخصی اش حقایق عملیات تروریستی ای که بر علیه کشورش انجام شده را تحریف کند و تحقیقات را ملغی نماید و آنچه نظرش است را دیکته کند و کشور دیگری را که هیچ ارتباطی با ماجرا ندارد درگیر ماجرا کند، دموکراسی به حساب می آید؟
آیا اینکه وقتی که کشوری در مجامع بین المللی در مورد حقانیت ملت یا کشوری رسما رای داده و با منافع شخصی رئیس جمهوری جدید همخوانی ندارد آن رای کان لم یکن تلقی گردد وسرزمین ملتی را به ملت دیگری واگذار کند که در نهایت منجر به دشمنی ملت های دیگر با ملت آمریکا می شود، دموکراسی به حساب می آید؟
آیا اینکه رئیس جمهوری ای به دلیل دستور گرفتن از نخست وزیر اسرائیل (به استناد تویت نتانیاهو) دیگری نیروی مسلح کشوری را تروریست قلمداد کند و جان هزاراننظامی وغیر نظامی آمریکایی در منطقه و جهان را در خطر بیاندازد، دموکراسی به حساب می آید؟
آیا اینکه رئیس جمهوری ای با رفتارهای نسنجیده خود بخواهد کشورش و جهان را درگیر یک جنگ جهانی جدید کند و جان ملیون ها انسان از جمله آمریکایی ها را به خطر بیاندازد، دموکراسی به حساب می آید؟
آیا اینکه کشوری نسبت به همپیمانان خود تعهداتی داشته باشد و توافقاتی را با آنها امضا کرده باشد و با دیدگاه فردی که چند صباحی رئیس جمهوری شده همخوانی نداشته باشد ملغی گردد، دموکراسی به حساب می آید؟
آیا اینکه نمایندگان دولتی توافق نامه بین المللی ای را به امضاء برسانند و سپس یک رئیس جمهوری بیاید و به دلایل شخصی با آن توافق مخالف باشد و یخواهد آن را ملغی کند دموکراسی به حساب می آید؟
اگر اینگونه باشد و در بقیه کشورها هر کسی سر کار بیاید و مجاز باشد به سلیقه خود همه تعهدات بین المللی کشوری را بر هم بزند آنوقت فکر می کنید که جهان به چه جنگلی تبدیل خواهد شد؟
مگر افرادی مانند هیتلر و موسولینی و… چه کار می کردند؟
بد نیست به تاریخ مراجعه کنیم و ببینیم آیا این افراد (هیتلر و موسولینی و…) مدعی دموکراسی بودند یا دیکتاتوری، و رفتارها و تصمیماتشان چه تفاوتی با رفتارها و تصمیمات فعلی آقای ترامپ دارد؟
اصلا با جهان کاری نداشته باشید، به خود ایالات متحده توجه داشته باشید.
آیا واقعا این دموکراسی است که این همه قدرت در دست یک فرد گماشته شود و وی نظرات همه دیگر منتخبان ملت را نادیده بگیرد؟
وبعد آمریکایی ها می آیند و به دیگر کشورها می گویند می خواهند دموکراسی خودشان را ترویج کنند؟
آیا این ترویج دموکراسی است و یا دیکتاتوری؟
شاید آمریکایی ها حق داشته باشند برای نظام سیاسی خود هر گونه که می خواهند تصمیم بگیرند اما به هیچ وجه حق ندارند دیکتاتوری رئیس جمهوری خود را بر دیگر کشورها گسترش دهند.
اینکه رئیس جمهوری و یا کنگره ایالات متحده بخواهند در مورد رفتارهای کشورشان با دیگر کشورها تصمیم بگیرند حق آنهاست اما اینکه بخواهند در مورد رفتار دیگر کشورها با یکدیگر نیز تصمیم بگیرند و با زورگویی دیگر کشورها را وادار به پذیرش خواسته آنها کنند یک دیکتاتوری به حساب می آید.
تا چند صباح پیش ما با نوعی دیکتاتوری بر یک کشور و یا یک ملت مواجه بودیم اما امروزه ظاهرا با یک دیکتاتوری بر جهان مواجه هستیم و اگر جهان در مقابل این دیکتاتوری نیایستد آنوقت شاید پس از مدتی همه جهان درگیر این دیکتاتوری شوند و دیگر خلاص شدن از آن فقط با نابودی جهان امکان پذیر باشد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک