00:46 07 دسامبر 2019
اگر در امور داخلی ایران دخالت نکنند مشکل حل است؟

اگر در امور داخلی ایران دخالت نکنند مشکل حل است؟

© REUTERS / ZOUBEIR SOUISSI
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
2257

سران کشورهای به اصطلاح عربی در شرایطی به اجلاس خود در تونس پایان دادند که هنوز برخی از آنها باور دارند که دخالت در امور داخلی کشورهای همجوار فقط حق مشروع آنها می باشد و دیگر همسایگان حق حضور ندارند.

دقیقا مانند این می ماند که شما در محله ای و یا روستایی زندگی کنید و برخی خود را محق بدانند امر و نهی کنند چه کسی حق دارد از چه کوچه ای رد شود و چه کسی حق دارد با همسایه خود رفت و آمد داشته باشد و چه کسی حق ندارد.
آنها حتی پا را فراتر گذاشته اند و به بهانه های مختلف منازل افراد روستا را تصرف عدوانی می کنند و به همسایگان خود یورش می برند و حتی غریبه ها را از چندین فرسنگ دورتر به روستا می آورند وخود را مجاز می دانند که از کمک غریبه برای برخورد با اهالی روستا که با آنها همفکر نیستند استفاده کنند چون خودشان محبوبیتی در میان اهل روستا ندارند.
چرا؟
چون یک پول باد آورده ای به دست آنها رسیده و آنها تصور می کنند با این پول حق دارند همه را بخرند مطیع خود کنند.
اینکه قبیله ای جایی را اشغال کند و بعد مدعی آن شود که حق و حقوقی را به دلیل اشغال سرزمینی به دست آورده و وارث معنوی این سرزمین نیز می باشد طبق هیچ منطق و قانونی پذیرفته نمی باشد مخصوصا اگر این قبیله بخواهد در امور دیگران نیز دخالت کند وخود را وارث یک تمدن دینی نیز بدانند.

هیچ حق و حقوقی برای هیچ یک از رهبران فعلی به اصطلاح کشورهای عربی وجود ندارد تا خود را مدعی رهبری جهان عرب یا جهان اسلام بدانند، چرا که بسیاری از آنها اصلا اصالتا عرب هستند نیستند.
برخی از آنها حتی خود را به عبری ها نزدیک تر می دانند تا عرب ها ویا مسلمانان و این ماجرا را علنا نیز اعلام کرده اند.
اینکه مثلا در مورد تصمیم آقای ترامپ در مورد جولان ویا انتقال سفارت آمریکا به قدس بخواهند بیانیه صادر کنند بیش از اینکه یک تصمیم به نظر آید یک رفتار خنده آور به حساب می آید و به نوعی تشویق آقای ترامپ به این رفتار ها می باشد ونباید تصور کنند که با هلهله مردم کشورهای عربی و یا اسلامی مواجه خواهند شد.
چگونه توقع دارند که حتی یک تصمیم برای منافع قومی و ملی اعراب و یا مسلمانان نگیرند و بعد اعراب و یا مسلمانان به آنها علاقه پیدا کنند.
اگر احیانا امروزه در کشورهای عربی و یا اسلامی ایران موثر به شمار می آید به این دلیل است که ایران نه فقط در سخن بلکه در عمل رفتاری را از خود نشان داده که مورد علاقه جوامع اسلامی و عربی می باشد.
این ماجرا همچنین در مورد ترکیه نیز صدق می کند.
علیرغم اینکه ترکیه روابط بسیار خوبی با ایالات متحده و یا حتی اسرائیل دارد اما مشاهده می کنیم سر به زنگاه رئیس جمهوری آن واکنش هایی را نشان می دهد که عمرا رهبران اجلاس کشورهای عربی جسارت نشان دادن آن را، حتی بصورت نمایشی و یا نمادین ندارند.
وقتی که برخی کشورهای عربی به خود اجازه می دهند در افغانستان گروه های تروریستی مانند القاعده را از لحاظ مالی و ایدئولوژیک تامین کنند و همچنین در دیگر کشورها گروه هایی مانند داعش را بسازند و پای آمریکا و اسرائیل را به منطقه باز کنند و بر علیه دیگر کشورهای منطقه و حتی جهان توطئه بچینند، ویا یاغیانی مثل صدام حسین را حمایت کنند تا به ایران حمله کند، نباید توقع داشته باشند که ایرانی ها و یا دیگر کشورها کنار بنشینند و تماشا کنند.
اگر ایران مرز های مجازی خود را گسترش نداده بود و چند هزار کیلومتر آنطرف تر به جنگ دشمنان خود نمی رفت قطعا اینها تلاش می کردند که این جنگ را به داخل ایران بکشند.
وقتی اینها هنوز نسبت به بخش هایی از سرزمین ایران ادعا دارند و دست از ادعاهایشان بر نمی دارند قطعا ایران هم با اقتدار تلاش خواهد کرد در مقابل آنها بایستد.
اگر اینها واقعا به دنبال صلح در منطقه می باشند شاید بهتر است دست از رفتارهای خصمانه خود بر علیه دیگران بردارند و متوجه باشند که هیچ کس نه وکالت نمایندگی از مسلمانان و نه وکالت نمایندگی از اعراب را به آنها داده و همه کشورهای منطقه مجبور هستند با همسایگان خود بسازند.
اگر هم باور دارند که آنها حق دخالت در کشورهای عربی و اسلامی را دارند آنوقت کشورهایی مانند ایران و ترکیه نیز مدعی خواهند بود که حق دخالت در دیگر کشورهای اسلامی را نیز دارند و این ماجرا به یک کلاف سردرگم تبدیل خواهد شد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک