11:21 14 اکتبر 2019
اسلام هراسی و یهودی ستیزی دو روی یک سکه

اسلام هراسی و یهودی ستیزی دو روی یک سکه

© Sputnik / Alexey Vitvitsky
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
3153

پس از جنگ جهانی دوم بحث یهودی ستیزی به یکی از مباحث سیاسی مطرح در جامعه جهانی تبدیل شد، وقتل عام یهودی ها توسط هیتلر منجر به آن شد که توجه جهانیان به ماجرای یهودی ستیزی جلب شود.

ورود به بحث اینکه چرا اصلا این ماجرای یهودی ستیزی عموما در اروپا و آمریکا بوجود آمده بود شاید بحثی بسیار طولانی باشد اما می توان گفت در بسیاری از موارد برخی از خود یهودیان نیز در دامن زدن به این ماجرا مقصر بودند.

به عنوان مثال یکی از مشاغل بسیار داغ یهودیان در اروپا بحث قرض دادن پول و ربا خواری بود و بالطبع همین ماجرا منجر می شد که بسیاری نسبت به یهودیان موضعی منفی پیدا کنند.

این ماجرا وقتی بزرگتر شد که برخی ثروتمندان یهودی قدم را از قرض دادن پول به اشخاص فراتر نهادند و با توجه به اینکه اختیار بسیاری از مراکز مالی و بانک ها را در دست داشتند، شروع کردند به دولت ها پول قرض دهند و در واقع دولت ها و سیاست مداران بدهکار آنها شدند.

هفتاد خوان خاورمیانه
© Fotolia / Peyman Kaiedi
همان دعوایی که قبلا میان افراد معمولی و یهودیان به وجود آمده بود به دعوایی میان دولتمردان و یهودیان تبدیل شد و وقتی که دولت ها توان پرداخت بدهی خود را به بانک هایی که یهودیان مالک آن بودند نداشتند و یا اینکه این بانک ها از تامین اموال مورد نیاز این دولت ها سر باز می زدند خصومت میان دولت مردان و یهودیان ایجاد می شد.

در برخی موارد هم یهودیان ثروت مند برای اینکه طلب خود را بستانند آدم اجیر می کردند و ماجرا در مورد دولت مردان هم به همین ترتیب بود و خیلی از ترورها به این دلیل پیش می آمد که دولت مردان توان پرداخت بدهی های خود را به این موسسات نداشتند.

تقریبا می توان گفت تنها جایی که یهودیان هیچ مشکلی نداشتند همان کشورهای اسلامی بود که با آنها به عنوان اهل کتاب برخورد می کردند.

با به وجود آمدن تشکیلات صهیونیستی و هدف قرار دادن سرزمین فلسطین به عنوان سرزمین موعود طبیعتا یهودیان با مسلمانان نیز دچار مشکل شدند و خوب هنوز هم ماجرای اختلافات یهودیان و مسلمانان یک مشکل لا ینحل بین المللی به حساب می آید.

شاید اگر برخورد تبعیض آمیز برخی کشورها با یهودیان نبود اینها ترجیح می دادند به عنوان شهروند آن کشورها باقی بمانند و هیچوقت اصلا فکر نمی کردند که نیاز دارند یک کشور جدا برای خود داشته باشند.

همین ماجرا در مورد مسلمانان نیز این روزها صدق می کند.

پس از جدا شدن بسیاری از کشورهای اسلامی از امپراتوری اسلامی و به دلیل اینکه این کشورها از نفرین ثروت زیرزمینی برخوردار بودند مستعمرین به عناوین مختلف تلاش داشتند که کنترل این کشورها را در اختیار داشته باشند.

حال زمانی به عنوان استعمارگر و زمانی به عنوان مباشر مجامع بین المللی و زمانی دیگر با استفاده از حکام دست نشانده.

پس از جنگ جهانی دوم تا به حال هم روزی نبوده که کشورهای اسلامی یا بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم درگیر جنگ و خونریزی نباشند.

جنگ و خونریزی ای که وقتی به پشت پرده آن می نگرید می بینید که کشورهای استعمارگر پشت ماجرا هستند.

با این شرایط می توان گفت کشورهای اروپایی و آمریکا هنوز هم پشت همه مصیبت هایی هستند که بر سر مسلمانان پیش می آید و طبیعتا بسیاری از مسلمانان برای دفاع از سرزمین خود و یا حتی انتقام گرفتن دست به سلاح می برند.

برخی هم آنقدر شاهد فجایع مختلف که یا با ایادی همان دشمنان آمریکایی و یا اسرائیلی و یا اروپایی بوجود آمده می شوند که به مرز جنون می رسند و دست به هر کاری می زنند.

اگر می بینیم که جوانان مسلمانی که شهروند اروپا هستند به گروه هایی تندرو مانند داعش و القاعده می پیوندند به دلیل این است که این افراد از بدو تولد در کشور خود با آپارتاید مذهبی مواجه بودند و خوب به دلیل اسلام ستیزی موجود در برخی کشورها اینان به سمت گروه های تندرو روی می آورند.

در واقع ماجرای اسلام هراسی و اسلام ستیزی و آپارتاید مذهبی موجود در بسیاری از کشورها سبب اصلی روی آوردن برخی جوانان مسلمان به پیوستن به گروه های تندرو و تروریستی است و نه اینکه اینها از بدو تولد با این افکار انس گرفته باشند.

اگر جهان به دنبال آن است که بخواهد از شر گروه های تندرو و تروریست خلاص شود اولین کاری که باید انجام دهد آن است که آپارتاید مذهبی و اسلام هراسی و اسلام ستیزی را با همان شرایطی که با یهودی ستیزی مقابله می کنند مهار کنند.


نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک