04:37 18 فوریه 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
3343

تاریخ بشریت به تاریخ منطقه خاورمیانه گره خورده از اقوام و مذاهبی که در این منطقه تشکیل شده اند و کل جهان را تحت تاثیر قرار داده اند تا درگیری های سیاسی و در نهایت نابودی ابرقدرت ها در آن.

می توان گفت دلیل اصلی ای که خاورمیانه با چنین شرایطی مواجه شده این است که یک موقعیت ژئوپولیتیک بسیار حساس دارد، موقعیتی که این منطقه را به قلب جغرافیای بین المللی تبدیل کرده.

نفرین ثروت مخصوصا ثروت نفتی مازاد بر علت شده تا اهمیت این منطقه افزایش یابد.

چه کسی است که نداند دلیل اصلی شکست هیتلر در جنگ جهانی دوم کمبود انرژی ماشین جنگی آلمان و ناکامی ارتش آلمان به رسیدن به خاورمیانه بود.

به همین دلیل هم اهمیت منطقه خاورمیانه برای ابرقدرت جدید بوجود آمده پس از این جنگ – یعنی ایالات متحده – دوچندان شد.

با توجه به اینکه ایالات متحده خود بزرگترین تولید کننده نفت در جهان می باشد این کشور به نفت خاورمیانه نیازی ندارد اما با توجه به اینکه ابرقدرت های جدید اقتصادی یعنی چین و هند و اتحادیه اروپا به این نفت احتیاج دارند آمریکا تلاش دارد کنترل این نفت را در اختیار داشته باشد.

همچنین حضور آمریکا در این منطقه استراتژیک می تواند به نیروهای مسلح آمریکا این توان را بدهد تا هر تحرکی برای ایجاد ارتباط میان ابرقدرت های جدید و ایجاد نوعی اقتصاد جهانی پویا بدون آمریکا را منتفی کنند.

به عنوان مثال حضور آمریکا در افغانستان می تواند هرگونه ارتباط میان هند و یا چین با اروپا را قطع کند و یا تحت کنترل قرار دهد و در واقع به نفع ایالات متحده است که نه افغانستان و نه پاکستان باید روی امنیت و آرامش را ببینند تا همیشه امنیت ایجاد خط ارتباط از طریق پاکستان و افغانستان در خطر باشد.

همچنین آمریکایی ها تلاش دارند در عراق و سوریه حضور داشته باشند تا حتی خط ارتباطی میان کشورهای نفت خیز و اروپا و یا حتی خط ارتباطی میان هند و چین و اروپا از کانال ایران برقرار نشود.

نکته اصلی و یا پیچیدگی ماجرا در این است که علیرغم همه تلاش های آمریکایی ها اما به دلیل اینکه اینها هنوز نتوانسته اند خوان های اصلی منطقه را مانند ابرقدرت های دیگر درک کنند همیشه با بن بست مواجه می شوند.

می توان گفت ایران تنها کشور خاورمیانه به حساب می آید که چند هزار سال در این منطقه حضور دارد و دچار جابجایی قومیتی نشده و ترکیب قومیت های مختلف در آن از چند هزار سال پیش همانگونه که بود هست.

مصر علیرغم اینکه جزو قدیمی ترین تمدن های این منطقه به حساب می آید اما در دوره هایی با تزریق قومیت های مختلف دیگر در آن مواجه شد.

در مورد ترکیه نیز ماجرای مصر صدق می کند و اقوام ترک از شرق و غرب به این منطقه هجرت کرده اند تا دولت عثمانی را تشکیل دهند.

به هر حال می توان گفت طی چندین قرن اخیر از ترک ها گرفته تا ایرانی ها و مصری ها و عرب ها همه علیرغم پیچیدگی منافع توانسته اند با یکدیگر کنار بیایند و متوجه بوده اند که دیگر امکان جابجایی و تغییر کشور وجود ندارد و مجبور می باشند با همسایگان خود بسازند.

وقتی که از پیچیدگی منافع صحبت می کنیم باید چند مثال بزنیم تا برخی متوجه ماجرا شوند.

مثلا ایران و مصر در حال حاضر رسما روابط دیپلماتیک ندارند اما در مورد بسیاری از بحران های منطقه مثل ماجرای سوریه منافع مشترک دارند و علیرغم اینکه مصر در مواردی مثل ماجرای قطر در کنار عربستان سعودی قرار گرفته اما در ماجرای سوریه در جبهه مقابل قرار دارد.

ایران هم در مورد ماجرای قطر در مقابل عربستان قرار گرفته و در ماجرای سوریه در جبهه مشترک با مصر.

ترکیه در مورد ماجرای سوریه با عربستان سعودی در جبهه مخالف دولت سوریه قرار دارد در حالی که در حالی که در مورد ماجرای قطر مثل ایران در مقابل عربستان سعودی.

همین ماجرا را می توان به موارد دیگر هم تعمیم داد.

ایالات متحده توانسته برخی کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی را به سمت و سویی هدایت کند که تلاش کند بنیان های بقای منطقه را بهم بزنند و تلاش کنند اصول همسایگی را به هم بزنند.

در صورت موفقیت این پروژه قطعا آمریکایی ها خواهند توانست موجودیت اسراییل که تنها کشور جهان است که به عنوان کشور یهود یعنی با بنیان دینی بنا شده را با تجزیه منطقه خاورمیانه به کشورهای کوچکتر بر اساس قومیت ویا دین ومذهب تثبیت کند.

توجه داشته باشید که ما در منطقه کشورهایی داریم که حتی نام اسلام را در عنوان اصلی خود دارند مانند ایران و پاکستان ویا افغانستان اما مبنای ساختاری این کشورها بر اساس دین و مذهب نبوده بلکه بر اساس شرایط جغرافیایی ویا قومیتی بوده.

طرح آمریکا مبنی بر این است که این منطقه به کشورهای بسیار کوچک تجزیه شود و این کشورها تا ابد با یکدیگر اختلاف داشته باشند و همیشه محتاج حضور آمریکایی ها برای تامین ثبات باشند، البته ثبانی مانند آن چیزی که امروزه در افغانستان یا عراق یا لیبی شاهد آن هستیم.

وقت آن رسیده تا تمدن های اصلی منطقه به خود بیایند و تلاش کنند با همکاری با یکدیگر جلوی اجرای این طرح که در برخی موارد به نام طرح برنارد لویس و در برخی دیگر به نام طرح مرزهای خونی و یا طرح آتلانتیک از آن یاد می شود را بگیرند.


نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک