16:51 13 نوامبر 2019
هدف بولتون - بمبران ایران

هدف بولتون - بمباران ایران

© Sputnik / Alexey Vitvitsky
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
2927

اسپوتنیک - جان بولتون دستیار امنیتی رئیس جمهور آمریکا امکان ایراد ضربات به ایران را بررسی می کند.

ولادیمیر ساژین خاورشناس مطرح و تفسیرگر این خبرگزاری می نویسد: روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال با اشاره به سخنان سیاستمداران سابق و فعلی که مایل به افشای هویت خود نبودند، این روزها گزارش داد که شورای امنیت ملی آمریکا به ریاست جان بولتون از پنتاگون دعوت کرد که حملات به ایران را طرحریزی کند.

بهانه این درخواست، حمله یک گروه طرفدار ایران بوسیله خمپاره انداز به محله دیپلماتیک بغداد در سپتامبر سال گذشته بود که سفارت آمریکا در آنجا مستقر است. دو روز بعد، یک واقعه مشابه در بصره، که در آن کنسولگری آمریکا قرار دارد، بوقوع پیوست. در هر دو مورد، هیچ قربانی و ویرانی وجود نداشت. با این حال، خانم میرا ریکاردل معاون پیشین امنیت ملی آمریکا گفت که گلوله باران ها "عملیات نظامی" بود و آمریکا باید "پاسخ یکسانی" بدهد.

در نتیجه، تیم امنیت ملی ایالات متحده، یک سری از جلسات را برای بحث در مورد پاسخ طرف آمریکایی برگزار کرد. پس از آن، آقای بولتون از پنتاگون خواست تا گزینه هایی برای حمله به ایران را ارائه دهد. مقام های رسمی، اطلاعات وال استریت ژورنال را تأیید یا انکار نکردند. گرت مارکیز، سخنگوی شورای امنیت ملی به صراحت به این سوال پاسخ نداد که آیا شورا بحث در مورد لزوم حمله نظامی به ایران را انجام داده بود یا نه. وی اظهار داشت: "ما طیف کاملی از اقدامات برای تامین امنیت و منافع ما را در نظر گرفته ایم".

لازم به تذکر است که در ستادهای نیروهای مسلح هر کشوری که به خود احترام می گذارد، گزینه های مقدماتی مختلفی آماده می شوند، منظور تهیه طرح های جنگ تعرضی و دفاعی با یک دشمن بالقوه است. بدون شک، ستاد کل آمريکا نیز گزینه های گوناگونی برای جنگ با ايران، مهمترين مخالف بالقوه آمريکا را دارد.

قضیه جان بولتون از قرار دیگر است. ناظران می گویند که درخواست شخصی او، از طریق کانال های سرویس امنیت ملی، بدون اطلاع رئیس جمهور ترامپ انجام شد. چنین درخواستی برای پنتاگون غیر مترقبه بود و حتی کارمندان بسیار مجرب را که همه چیز را دیده بودند شوکه کرد. با این حال، درخواست برای بازبینی پذیرفته شد. وال استریت ژورنال یادآور می شود که پنتاگون به طور کامل اطلاعات لازم را ارائه داد و برخی از گزینه های رایج برای این عملیات را پیشنهاد کرد، از جمله حمله هوایی فرا مرزی به یکی تأسیسات نظامی ایران که عمدتا جنبه نمادین داشت. اما در آن زمان جیمز متیس وزیر دفاع سابق و دیگر مقامات ارشد ارتش، با اقدامات تلافیجویانه به شدت مخالفت کردند، چون به عقیده شان آن گلوله باران های ساختمان های دیپلماتیک آمریکا ناچیز بود. این موضع در نهایت پیروز شد.

اما پاتریک شاناهان وزیر دفاع جدید ایالات متحده، چگونه رفتار خواهد کرد؟ هر ضربه ای به ایران می تواند منجر به یک درگیری مسلحانه جدی شود. اگر ما حملات هوایی فرضی را به تأسیسات نظامی ایران در نظر بگیریم، بدون تردید به دنبال آن ضربه موشک های ایرانی به پایگاه های نظامی آمریکا در خاورمیانه خواهد بود. نیروهای موشکی ایران پتانسیل لازم را دارند. این جنگ است. آیا ایالات متحده برای چنین سیر حوادث آماده است؟

باید بگویم که حتی حملات موشکی و هوایی گسترده به خاک ایران، ایران را مجبور به عقب نشینی و تسلیم نخواهد کرد. همانطور که در هر جنگ مرسوم است، برنده باید سرزمین دشمن را تصرف کند که به عملیات زمینی نیاز دارد. آیا ایالات متحده برای این کار آمادگی دارد؟

دستورالعمل میدان جنگ ارتش ایالات متحده می گوید که برای رسیدن به اهداف تهاجمی در جهت اصلی حمله، باید حداقل برتری 6 برابر بر نیروهای دشمن ایجاد شود. این سوال مطرح می شود که آیا نیروهای مسلح ایالات متحده یک برتری مشابه را حتی در یک جهت میدان جنگ ایران ایجاد می کنند؟ تعداد نیروهای مسلح منظم ایران، بر اساس منابع مختلف، از 540 تا 900 هزار نفر است. در دکترین دفاع ایران نقش مهمی، نیروهای مقاومت بسیج، شبه نظامیان و ذخیره نیروهای مسلح منظم ایفا می کند. واحد رزمی اصلی "بسیج" — گردان های "عاشورا" (مردان) و "الزهره" (زنان) است که به طور متوسط 400 نفر را شامل می شود. در حال حاضر، 2500 چنین گردانهایی در ایران تشکیل شده است. این ها 1 میلیون نفر از نیروهای شبه نظامی هستند که از لحاظ نظامی و ایدئولوژیک به خوبی آموزش دیده اند. در مجموع، سیستم "بسیج" ایران بیش از 12 میلیون ایرانی را در بر گرفته است. یکی از وظایف اصلی آن این است که در سازماندهی دفاع از سرزمین کشور شرکت کند.

آیا ممکن است برتری 6 برابری نه ولی حداقل برتری دو برابر نیروهای مسلح ایالات متحده و متحدان آن در عملیات نظامی زمینی در ایران (بدون استفاده از سلاح های هسته ای) تامین شود؟ پاسخ مسلم — نه. و این به خوبی در پنتاگون می فهمند. به همین دلیل، احتمال این که آمریکا به درگیری مسلحانه با ایران وارد شود، پایین است.

ولی خطر رفتار جان بولتون در چیز دیگر است. اگر با انعطاف گفته شود، وضعیتی که در بالاترین سطوح قدرت آمریکا تکوین شده، حساس و متناقض است. مخالفت دموکراتها همراه با فشارهای موثر، جای رئیس جمهور ترامپ را تنگ کرده است. وزارت امور خارجه تلاش می کند کاری کند تا از اجرایی شدن تصمیمات "جنون آمیز" صاحب کاخ سفید جلوگیری شود.

جان بولتون، مشاور امنیت ملی ایالات متحده به نوبه خود ، از مزایای این وضعیت استفاده می کند، بحث ها حول استراتژی داخلی و بحث هایی را که موجب اختلاف نظر در دفتر دونالد ترامپ می شود را، قطع می کند. آقای بولتون نمیخواهد دیدگاههای مخالف را بشنود، از نشت ها متنفر است و می خواهد به طور قاطع کل حجم و جریان اطلاعاتی را که به رئیس جمهور آمریکا فرستاده می شود، کنترل کند. این، راه مستقیم به سوی غصب حکومت است. علاوه بر این، گاهی اوقات همچنین "به نام رئیس جمهور ترامپ" عمل می کند. تلاش وی برای برقراری تماس مستقیم با پنتاگون این ادعا را به ثبوت رسانده است.

جان بولتون یکی از مخالفان سرسخت ایران است. بولتون با اشغال مقام فعلی خود، سیاست دولتی به قصد انزوا و ایراد فشار بر ایران را تقویت کرد، که منعکس کننده خصومت او با رهبران ایران است، که از زمانی که در دفتر رئیس جمهور جورج دبلیو بوش کار می کرد، ادامه دارد. او بعدها به عنوان یک فرد خصوصی، خواستار حمله نظامی به ایران و تغییر نظام آن کشور شد. به عنوان مثال، در ماه مارس 2015، سه ماه و نیم قبل از انعقاد معامله هسته ای، آقای بولتون مقاله ای را در The New York Times با عنوان "برای متوقف کردن بمب ایرانی، ایران باید بمباران شود" منتشر کرد. جان بولتون از همان ابتدا با توافق هسته ای مخالفت کرد و به طور کامل از رئیس جمهور ترامپ در تلاش او برای خروج از معاهده هسته ای حمایت نمود.

بولتون عقیده سیاسی خود را در یک عبارت بیان کرد: "چیزی با عنوان سازمان ملل متحد وجود ندارد. تنها جامعه بین المللی وجود دارد که می تواند توسط تنها ابرقدرت جهان که ایالات متحده آمریکا است هدایت شود." و این به رغم این واقعیت است که او در سالهای 2005 و 2006 نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد بود.

نیویورک تایمز می نویسد: نگرانی های فزاینده در مورد این واقعیت است که جان بولتون ممکن است در حقیقت مناقشه جدی با تهران را در زمانی که رئیس جمهور ترامپ دارد نفوذ در خاورمیانه را از دست می دهد، تحریک کند. اضطراب نه تنها در میان نظامیان و سیاستمداران آمریکا، بلکه در سراسر جهان مشاهده می شود. پس از همه، خطر اصلی این است که اقدامات رئیس جمهور ترامپ و کارمندان او، به ویژه، جان بولتون، غیر قابل پیش بینی است.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک