07:10 18 ژوئن 2019
شاید هم در نهایت به نفع ایرانی ها تمام شود!

شاید هم در نهایت به نفع ایرانی ها تمام شود!

© AP Photo / Carlos Barria
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
7666

چه کسی تصور می کرد که بیست سال پس از اشغال عراق توسط آمریکایی ها وزیر خارجه شان بیاید و از نخست وزیر عراق تقاضا، یا التماس کند، که جلوی نفوذ ایران در عراق گرفته شود.

این که هیچ.
آیا آمریکایی ها که زمانی، حدود چهل سال پیش، طالبان را برای رویارویی با ایران و روسیه تشکیل داده بودند فکر می کردند روزی طالبان به سمت ایران و روسیه برود و از آنها برای مبارزه با آمریکا کمک بخواهد.
به طرح های دیگر آمریکا و متحدینش نگاه کنید.
ایران رابطه بسیار معمولی با حوثی های یمن داشت.
امروز چه شده؟
ایرانی ها روابط بسیار صیمی نه فقط با حوثی ها بلکه با مردم یمن پیدا کرده اند.
ایران و سوریه روابط خوبی داشتند اما آنهایی که طی سالیان زیاد پیگیر روابط ایران و سوریه بودند بخوبی می دانند که در موارد زیادی ایران و سوریه با هم اختلاف پیدا کرده بودند و زمانی حتی حزب الله لبنان به نمایندگی از ایران و جنبش امل به نمایندگی از سوریه در لبنان جنگی خونین با هم داشتند.
امروز چه شده؟


ایران و حزب الله لبنان جزو متحدین بالقوه پرزیدنت بشار الاسد به حساب می آیند و امکان بر هم زدن این اتحاد حالا حالاها وجود ندارد.
آقای ترامپ وقتی که به کاخ سفید رسید در اولین سفر خارجی خود به عربستان سعودی عزیمت نمود و 65 تن از مقامات مختلف کشورهای اسلامی در ریاض به او پیوستند.
وی بابت این گردهمایی چند صد ملیارد دلار از سعودی ها پول گرفت و در نهایت عربستان سعودی که امروزه به دشمن شماره یک ایران در منطقه تبدیل شه متوجه شد که آقای ترامپ کلاه گشادی بر سرشان گذاشته.
یک سال بعد برای اینکه ترامپ بخواهد سعودی ها را بابت پولی که پرداخت کرده اند راضی کند طرح ایجاد ناتوی عربی را پیش کشید و باز هم فاکتور چند ده ملیارد دلاری برای عربستان سعودی و امارات صادر کرد اما در نهایت دیدیم که این طرح نیز مانند طرح قبلی بود.
امروزه به یکباره آقای ترامپ شب خوابید صبح تصمیم گرفت نیروهای آمریکایی را از سوریه خارج کند.
کل همپیمانان ایالات متحده به هم ریختند که چرا قبل از چنین تصمیمی با آنها مشورت نکرده.
در واقع ایشان حتی با مشاورین و وزرای خود نیز ظاهرا مشورت نکرده بود اما چون سعودی ها از تامین هزینه بقای سربازان آمریکایی در سوریه شانه خالی کرده بودند چنین تصمیمی را اعلام کرد.
بعد که سعودی ها حاضر شدند هزینه ها را بپردازند ، ترامپ اظهار نظر خود را تغییر داد و اعلام کرد که قرار نبود بلا فاصله از سوریه خارج شود.
امروز هم اعلام نمود که اگر ترکیه به کردهای مورد حمایت ایالات متحده حمله کند با تحریم های اقتصادی کمر ترکیه را می شکند.
دیگر چه بگوییم این ترامپ است و تحریم امروزه به اسباب بازی آمریکا تبدیل شده.
نمایندگان آقای ترامپ هم برای اینکه متحدین ایالات متحده را راضی کنند اظهار داشتند که تصمیم دارند یک ائتلاف جدید بر علیه ایران تشکیل دهند و اینبار این ائتلاف در کنفرانسی در لهستان تشکیل خواهد شد.
البته قطعا هم عربستان سعودی و هم امارات عربی متحده مجبور خواهند بود هزینه های کنفرانس و زیر لفظی برای لهستان را پرداخت کنند.
گو اینکه مقامات سیاسی ایرانی نسبت به این ماجرا واکنش تندی نشان داده اند اما باید توجه داشت که این واکنش ها همیشه از روی ناراحتی نیست بلکه بعضی وقت ها هم برای این است که می خواهند طرف مقابل را به این سمت هل دهند تا این کار را انجام دهد و فکر کند کاری می کند ایرانی ها اذیت شوند.
چند نام را می گویم بد نیست فکر کنید وجه مشترکشان چیست.
محمد جواد ظریف، علی اکبر صالحی، کمال خرازی، علی اکبر ولایتی، صادق قطب زاده، ابراهیم یزدی.
بله همه وزرای خارجه ایران پس از انقلاب بوده اند و همه فارغ التحصیل ایالات متحده آمریکا هستند.
یعنی آمریکا و سیاست آن را مثل کف دست خود می شناسند و در لایه های زیرین دانشجویی ایالات متحده زندگی کرده اند.
حال به وزرای امور خارجه آمریکا ویا شخصیت های سیاسی آن نگاه کنید.
اگر همین الان با شخصیت های سیاسی آمریکا مصاحبه کنید احتمالا بیش از نیمی از آنها نخواهند توانست فرق ایران و عراق را برای شما توضیح دهند.
بعد توقع دارید که آمریکایی ها بیایند و در فضای بازی ایران که همانا خاورمیانه است موفق عمل کنند.
یک معادله بسیار ساده کافی است تا متوجه شوید خاور میانه چه قدر پیچیده است.
ایران حامی دولت سوریه است، ترکیه حامی مخالفان دولت سوریه ولی ایران و ترکیه روابط بسیار صمیمی با هم دارند.
ترکیه و قطر و عربستان سعودی در زمره مخالفین دولت سوریه به حساب می آیند و مصر مخالف مخالفین دولت سوریه اما مصر و عربستان بر علیه ترکیه و قطر متحد شده اند.
مصر و عربستانی که امروزه بر علیه قطر متحد شده اند در مورد یمن با یکدیگر اختلافات اساسی دارند و زمانی سال 1965 میلادی با هم در یمن جنگیده اند.
علیرغم روابط موجود فیما بین مصر و اسرائیل و عربستان سعودی وتبلیغاتی که بر علیه ایران در مصر شده بود، ناسیونالیست های مصری پس از سرنگونی حسنی مبارک به سمت سفارت های اسرائیل و عربستان سعودی حمله کردند و آنها را به آتش کشیدند ولی با سفارت ایران کاری نداشتند.
حال کمی ماجرا را پیچیده تر کنیم.
ایالات متحده در ناتو متحد ترکیه به حساب می آید اما با دشمنان خونی ترکیه یعنی کردها متحد شده و امروز رئیس جمهوری آمریکا ترکیه را تهدید می کند که اگر به کردها حمله کند کمرش را می شکند.
ترکیه با کرد های سوریه دشمنی خونی دارد اما با کرد های عراق روابط خوبی دارد.
در لبنان مسیحی های مارونی متحدین غرب و مخصوصا فرانسه به حساب می آیند اما کرسی ریاست جمهوری لبنان که در اختیار آنها است ازآن یک مسیحی مارونی می شود که همپیمان ایران و حزب الله است.
در انتخابات اخیر لبنان مسلمانان سنی که متحدین بالقوه عربستان سعودی در این کشور به حساب می آیند به لیست مسلمانان سنی همپیمان به ایران رای داده اند و اکثریت مجلس لبنان در اختیار همپیمانان ایران است اما نخست وزیر همپیمان عربستان سعودی انتخاب می شود.
خوب خیلی نمی خواهم سرتان را درد بیاورم چون ماجراهای خاورمیانه بسیار پیچیده است اما می توان گفت ایرانی ها آنقدر خوب بلد هستند بازی را بچرخانند که آمریکایی ها و اسرائیلی ها دو سه سال روی پروژه استقلال کردستان عراق کار می کنند و یک شب تا صبح برای ژنرال سلیمانی کافی است تا کل نقشه های آنها را بهم بریزد.
در حال حاضر آمریکایی ها تصمیم دارند مثلا آقای نتانیاهو را کنار رهبران کشورهای عربی بنشانند.
این ماجرا نشان می دهد چه قدر آمریکایی ها نسبت به درک مسایل منطقه خاورمیانه ضعیف می باشند.
همین ماجرا کافی است تا ملت های عرب بر علیه رهبران خود شورش کنند.
آنها هنوز درک نکرده اند که علیرغم همه تبلیغات گسترده رسانه ای خود هنوز در میان ملت های عرب اسرائیل دشمن شماره یک به حساب می آِید.
حتی در مقابل این ماجرا می تواند به ضرر خود نتانیاهو هم تمام شود.
علیرغم اینکه آمریکایی ها تلاش دارند آشتی میان اعراب و اسرائیل ایجاد کنند اما فراموش نکنید انور السادات و اسحاق رابین برای چه کشته شدند.
سادات توسط یک مصری کشته شد و رابین توسط یک یهودی اسرائیلی.
حالا تصور کنید که طبق گفته مقامات آمریکایی مخالفان ایرانی هم قرار باشد در این کنفرانس شرکت کنند.
آیا تصور می کنید این مخالفان که دست در دست دشمن گذاشته اند دیگر جایی میان مردم ملی گرای ایران خواهند داشت.
آیا ماجرای دست دادن رجوی و صدام حسین را فراموش کرده اید.
بله، احتمال دارد آمریکایی ها بتوانند کنفرانس خود را در ورشو راه بیاندازند اما اینکه این کنفرانس بتواند آن نتیجه ای که آنها میخواهند برایشان ایجاد کند بحث دیگری است.
هیچ بعید نیست بیست سال دیگر چشم باز کنند و ببینند، آخ آخ آخ، ایرانی ها چگونه بدون اینکه خودشان حس کنند آنها را وارد این مخمسه کردند و معلوم نیست آنوقت مجبور باشند دست به دامن که شوند که نفوذ ایرانی ها را از آنجا در بیاورد.

مرتبط:

آمریکا به اقدام علیه ایران اعتراف کرد
هشدار کوبنده سپاه پاسداران ایران به آمریکا
تحریم های شدیدتر آمریکا علیه ایران
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک