07:10 18 ژوئن 2019
سیرک ورشو!

سیرک ورشو!

© AFP 2019 / Tiziana Fabi
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
1305

آقای مایک پمپئو اظهار داشتند که ایالات متحده طی یکماه آینده تصمیم دارد کنفرانسی برای مقابله با ایران در ورشو برگزار نماید که در آن قرار است برخی کشورهای جهان علاوه بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران حضور داشته باشند.

همین که پس از این همه تلاش مذبوحانه ایالات متحده آقای ترامپ به نتیجه رسیده که همه طرح هایش در قبال ایران با شکست مواجه شده و نیاز است یک کنفرانس در ورشو برگزار کند تا استراتژی جدیدی را بر علیه ایران اتخاذ کند خود یک پیروزی بزرگ برای جمهوری اسلامی ایران به حساب می آید.

احتمالا برخی هنوز به یاد دارند زمانی که آقای ترامپ در کاخ سفید به قدرت رسید مقامات و رهبران حدود 65 کشور جهان در ریاض پایتخت عربستان سعودی دور هم جمع شدند تا تجدید بیعت کنند و بیعت خود را نسبت به رهبر جدید ایالات متحده اعلام نمایند و آقای ترامپ که در اولین سفر خود مست از مهمان نوازی سخاوتمندانه سعودی ها بود فکر کرد که دیگر کار ایران تمام است و همه این کشورها قرار است با ایالات متحده و عربستان سعودی و اسرائیل بر علیه ایران متحد شوند.

در آن زمان هم اعلام کردند که ائتلافی از 65 کشور برای مقابله با ایران تشکیل داده اند. 

هنوز هواپیماهای این رهبران از حریم هوایی عربستان سعودی خارج نشده بود اکثر رهبرهای این کشورها رئیس جمهوری ایالات متحده را به سخره گرفتند و معلوم شد که همه فقط برای دریافت هدایای نفیس و گرانقیمت سعودی ها و گذراندن شبی خوش در کنار رئیس جمهوری ایالات متحده و خانواده اش به ریاض رفته بودند.

یک سال پس از این ماجرا آقای ترامپ به فکر راه انداختن یک ناتوی عربی بر علیه ایران افتاد.

ناتویی که اعضایش یکی ناتو تر از دیگری بودند.

این طرح آمریکایی ها هم با شکست مفتضحانه مواجه شد و دیگر کسی از آن خبری ندارد.

دولت آقای ترامپ متوجه نشد که مشکل اصلی اش در ناتوانی فهم شرایط منطقه می باشد و آنهایی که سالهاست به مقامات آمریکایی در مورد ایران و منطقه خاورمیانه مشورت می دهند سالهاست کارشان از بازنشستگی گذشته و خرفت شده اند.

آمریکایی ها هنوز درک نکرده اند که باید این خرفت ها را فراموش کنند و رویه خود در رفتار با ایران و ملت های منطقه را تغییر دهند نه اینکه با طناب این خرفت ها هر روز بیش از پیش وارد چاهی عمیق تر شوند.

فرق آمریکایی ها و ایرانی ها در این است که آمریکایی ها روی رهبران بی ریشه سرمایه گذاری می کنند در حالی که ایرانی ها روی ملت ها. 

اکثر کارشناسانی که امروزه به آمریکایی ها در مورد ایران مشورت می دهند حد اقل چهل سال است که اصلا ایران را ندیده اند و برخی هم برای تقویت جایگاه پناهندگی خود در ایالات متحده و کشورهای غربی حاضر هستند هر دروغی که می توانند ببافند و دست به هر کاری بزنند تا ایران و ایالات متحده در حالت دشمنی باقی بمانند و آنها بتوانند از امتیاز های پناهندگی خود برخوردار بمانند.

زمانی یک کامیون پناهنده عرب به صورت قاچاقی به یکی از کشورهای اروپایی می رفتند وقاچاقچی یک فلسطینی الاصل بود که سالها در آن کشور پناهنده شده بود.

یکی از این پناهنده ها سوال کرد که وقتی که در مرز ما را بگیرند چه بگوییم که پناهندگی مان سریع قبول شود؟

قاچاقچی گفت کاری ندارند یک داستان الکی هم که شده برای خودتان بسازید و بگویید، مثلا من وقتی می خواستم پناهنده شوم گفتم چون یاسر عرفات رهبر فلسطینی هایی بود که با اسرائیل می جنگیدند و یهودیان را می کشتند تصمیم گرفتم او را ترور کنم اما تلاش من نافرجام ماند و من مجبور شدم از لبنان (که در آن زمان محل اقامت مرحوم یاسر عرفات بود) فرار کنم و الان همه جا در به در دنبال من می گردند تا مرا ترور کنند وبه این دلیل بنده مجبور هستم به کشور شما پناه ببرم تا از شر ضد یهودی ها در امان باشم. 

آنها هم به من پناهندگی دادند.

وقتی که کامیون به آن کشور رسید همه پناهنده ها به صف شدند و یکی یکی از آنها بازجویی شد.

همه شان هم گفتند که ما می خواستیم یاسر عرفات را ترور کنیم ولی نشد.

افسر مسئول پلیس وقت هم همه را بار کامیون کرد و دستور داد کامیون از راهی که آمده برگردد.

آنها سوال کردند چرا ما را بر می گردانید. 

افسر در پاسخ گفت خاک بر سرتان اینهمه آدم از چهارده کشور عربی اورضه نداشتید عرفات را ترور کنید، همین که آنها شماها را ترور کنند و جهان را از شرتان خلاص کنند بهتر است.

ماجرا مانند ماجرای بسیاری از آنهایی است که از ایران کوچ کرده اند و به کشورهای غربی رفته اند و داستان هایی را ساخته اند تا بتوانند آنجا پناهندگی بگیرند و برای اینکه دروغشان لو نرود هر روز بیشتر هم اش می زنند.

حال ببینید آنکه پناهندگی اینها را پذیرفته دیگر کیست و از او جالب تر آنکه اینها را مشاور خود قرار داده!

حالا تصور کنید برخی هم که روی اینها برای زمان پس از سرنگونی نظام جمهوری اسلامی حساب باز کرده اند دیگر که هستند!

آمریکایی ها هنوز متوجه نشده اند که خواست قلبی آنها با خواست قلبی ملت های منطقه بسیار متفاوت است و حتی اگر مثلا رهبران عربستان سعودی و مصر و اسرائیل و قطر و ترکیه و امارات و… را کنار هم بنشانند به این معنا نیست که توانسته اند اتحادی میان آنها تشکیل دهند.

این یک اتحاد غیر ممکن خواهد بود.

مثلا علیرغم روابط بسیار صمیمی رهبران مصر و عربستان سعودی در دوران آقای حسنی مبارک، زمانی که حسنی مبارک توسط جوانان مصری سرنگون شد، این جوانان به سمت دو سفارت خانه در قاهره حمله ور شدند، سفارت اسرائیل و سفارت عربستان سعودی و هر دو را به آتش کشیدند. 

همین ماجرا کافی است تا هر کارشناسی متوجه شود که روابط صمیمی رهبران به معنای رابطه صمیمی ملت ها نیست.

ملت های منطقه به هیچ وجه با ایالات متحده در طرح تغییر نوک پیکان دشمن از سمت اسرائیل به سمت ایران همراه نخواهند شد و رهبران این کشورها هم بخوبی می دانند که سربازهای ارتش هایشان حاضر نخواهند بود در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

اگر اینگونه بود شاید می شد امروزه مثلا سربازان مصری را در کنار سربازان عربستانی و اماراتی در یمن مشاهده کرد. 

حتی برای یک بار هم که شده آقای ترامپ و یا حد اقل عقلا در کشورش این سوال برایشان پیش نیامده که چرا مثلا سربازان مصری و یا سربازان پاکستانی حاضر نیستند برای اهداف عربستان سعودی بجنگند؟

انتخاب ورشو برای میزبانی این کنفرانس هم دلایل زیادی داشت.

عربستان سعودی که میزبان همه کنفرانس های قبلی بر علیه ایران بود این روزها با مشکل مشروعیت رفتاری در سطح بین المللی مواجه است.

کشورهای دیگر منطقه مثل ترکیه و مصر و پاکستان هم به هیچ وجه حاضر به میزبانی چنین رویدادی نیستند.

کشورهای اروپایی هم از میزبانی چنین اجلاسی شانه خالی کردند. 

مانده فقط لهستان که پس از خروج از زیر چتر حمایت اتحاد جماهیر شوروی سابق به زیر عبای کوتاه آمریکایی ها پناه برده.

بدیهی است که لهستانی ها هزینه پذیرایی از چنین کنفرانسی را تقبل نخواهند کرد و هزینه آن، مضاف بر شاباش، توسط برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تامین خواهد شد، چون آمریکایی ها هم آنقدر زرنگ هستند که از زیر بار هزینه چنین کنفرانسی شانه خالی کنند.

بزرگترین اشتباهی که سازمان مجاهدین خلق در تاریخ خود انجام داد این بود که در بهبوهه جنگ ایران و عراق در کنار صدام حسین قرار گرفت و همین ماجرا منجر به نفرت مردم ایران و از این تشکیلات شد.

دلیل اش این است که ملت ایران هر چه قدر هم با یکدیگر اختلاف داشته باشند و یا مشکل داشته باشند، نوعی عرق ملی دارند که هر آنکس که با دشمن باشد از طرف آنها مطرود خواهد شد.

حال آمریکایی ها تلاش دارند مخالفین جمهوری اسلامی را در کنار نمایندگان عربستان سعودی و اسرائیل که به خون ملت ایران تشنه هستند بنشاند.

آیا واقعا اینها فکر می کنند پس از چنین جلسه ای دیگر این مخالفان می توانند کوچکترین نفوذ و یا تاثیری در داخل ایران داشته باشد؟

یا اینکه هدف آمریکایی ها این است که مثلا می خواهند به ملت ایران بگویند بیایید بر علیه نظام شورش کنید و اینها گزینه جایگزین پیشنهادی برای شما هستند.

آیا واقعا تصور می کنند ملت ایران هم اینها را قبول خواهند کرد؟

آیا هنوز نتوانسته اند درک کنند که چرا ایرانی ها انقلاب کردند؟

اگر بنا بود که اینها را قبول داشته باشند که نیاز نبود انقلاب کنند.

نکته ای که اینجا مطرح است این می باشد که آمریکایی ها تصور می کنند چگونه می خواهند زمامداران برخی کشورهای عربی را کنار آقای نتانیاهو بنشانند و بعد توقع داشته باشند که ملت های عربی برایشان کف و سوت بزنند.

مگر اینکه بخواهند یک سیرک بزرگ در ورشو برگزار کنند و زمامداران کشورهای مخالف ایران دور هم بنشینند و برای مردم ملت ها یک شو برگزار کنند تا ملت ها برای خنده هم شده آنها را تماشا کنند و برایشان کف و سوت بزنند.


مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک