01:10 22 ژانویه 2019
واقع بین باشیم نه رویا پرداز

واقع بین باشیم نه رویا پرداز

© Fotolia / Borna_Mir
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
3161

یکی از مشکلاتی که ما ایرانی ها در بسیاری از موارد مخصوصا در زمینه روابط بین المللی با آن مواجه می باشیم بحث رویا پردازی است و اگر هم کسی بیاید واقع بینانه حرفی را بزند و با رویاهای ما منافات داشته باشد نه فقط به حرف او گوش نمی دهیم بلکه وی را به عنوان دشمن تلقی می کنیم.

به یاد دارم وقتی که بحث برجام مطرح شد بنده در همین سایت اسپوتنیک پیش بینی همین شرایط امروزی را داشتم و خیلی ها بنده را به بد بینی متهم کردند اما در نهایت واو به واو همان که بنده پیش بینی کرده بودم شد.
همین یکی دو ماه پیش در مورد رویا پردازی برخی سیاست مداران و امیدشان به بسته اقتصادی اروپایی ها نوشتم، بسیاری انتقاد کردند و حتی اظهار داشتند که نویسنده خبرگزاری روسیه در صدد تخریب روابط ایران و اروپا است.
اما در نهایت همان پیش بینی بنده واو به واو شد وامروزه می بینیم که اروپایی ها نه فقط زیر قول و وعده وعید هایشان زده اند بلکه تلاش دارند به نوعی جا خالی کنند و با ایجاد تشنج بر علیه ایران طرف آمریکایی ها را بگیرند.
آنهایی که بنده را می شناسند می دانند که بنده با اکثر سفرا و دیپلمات های اروپایی در تهران در موارد زیادی مباحثه دارم، شاید بیش از حتی دیپلمات های وزارت امور خارجه ایران، علیرغم اختلاف نظر هایی که ممکن است در بسیاری از موارد با هم داشته باشیم اما هیچ وقت مباحثات ما به دعوا و مرافعه و قطع رابطه نمی کشد بلکه چون می دانیم چگونه باید اصول گفتگو را رعایت کنیم همیشه به همدیگر احترام می گذاریم، تکرار می کنم ، حتی علیرغم اینکه ممکن است در مواردی با یکدیگر اختلافات بسیار شدید هم داشته باشیم.
در واقع اصول دیپلماسی نیز همین است.
اگر بنده در مواردی تحلیل هایی را بر مبنای صحبت هایم با همین سفرا و دیپلمات ها مطرح می کنم به این دلیل است که با واقعیت هایی مواجه شده ام که شاید در رویاها هم دوست نداشته باشم چنین باشد، ولی چه کنم که اینگونه است.
همین ماجرا می تواند در مورد بقیه نویسندگان و تحلیلگران صدق کند.
در واقع اگر یک نویسنده و یا تحلیلگر ارتباطات گسترده با جناح های مختلف سیاسی داخلی و یا حتی خارجی نداشته باشد نمی تواند واقعیات را به مخاطب برساند و در نهایت ممکن است یک یا دو مطلب یا یادداشت بتواند بنویسد و منتشر کند.
به همین ترتیب هم چون برخی از دوستان در رسانه های دیگر در مورد مسایل مختلف صحبت دارند می بینیم که چپ و راست مورد انتقاد شدید مخالفان قرار می گیرند.
مثلا یکی از دوستان اصلاح طلب چند روز پیش مصاحبه ای با یکی از رسانه های بیگانه داشت و بحث هایی را مطرح کرد، قیامت به پا شد که فلانی چرا از اصلاح طلبان اینگونه صحبت کرد و یا اینکه حتی اظهار می داشت که به نظرش منفعت مردم ایران در این است که اگر بنا باشد تغییراتی انجام شود نباید با سرنگونی نظام انجام شود بلکه باید طی اصلاحاتی درون نظام انجام شود، می دانم بسیاری می دانند در مورد آقای زیبا کلام صحبت می کنم.


بنده در صدد تایید یا رد صحبت های ایشان نیستم بلکه مبنای صحبت من این است که ایشان قطعا بر اساس یک سری شواهد و دلایل و ارتباطات داخلی و خارجی ای که داشته اند این مطلب را بیان کرده اند.
قبل تر نیز آقای حجه الاسلام زائری مورد حمله قرار گرفت که چرا در برخی موارد از عملکرد اجتماعی برخی انتقاد داشته و یا اینکه اظهار داشته که در کنار مردم هست.
همین هجمه ها از سوی دیگر به افراد دیگری مانند آقای رائفی پور و یا ازغندی پور ویا… به دلیل بیان دیدگاه هایشان مطرح شده.
بنده اینجا در صدد نیستم از یک جناح در مقابل جناح دیگری دفاع کنم اما بحث اصلی بنده این است که ما دو نوع تحلیلگر داریم.
تحلیلگرانی هستند که وابسته به جناح های سیاسی نیستند و بصورت بی طرفانه به تحلیل ماجراها می پردازند.
تحلیلگرانی که وابسته به جناح های سیاسی هستند وفقط در صدد می باشند تا عملکرد جناح سیاسی خود را توجیه کنند حتی اگر بنا باشد این عملکرد و یا خط و مشی خطا باشد، معمولا هم این افراد دارای پست و مقام هستند و برای حفظ پست و مقام خود حرف می زنند و نه برای منافع مردم.
معمولا هم تحلیلگران بی طرف سعی می کنند واقعیات جامعه را آنجور که هست مطرح کنند و از پنجره دیدگاه مردم حرف بزنند و وارد رویا پردازی نشوند در حالی که تحلیلگران وابسته به جناح های سیاسی سعی می کنند مردم را وارد رویاپردازی های خود کنند و آن مدینه فاضله ای که آرزویش را دارند به آنها نشان دهند در حالی که در واقعیت چنین مدینه فاضله ای اصلا وجود ندارد، حد اقل روی کره خاکی ای که ما می شناسیم.
روانشناسی جامعه نیز نشان می دهد که مردم دوست دارند آنچه در رویاهایشان است را بشنوند و نه آنچه در واقعت وجود دارد و طبیعتا شنوندگان افرادی که در راستای رویاهای مردم حرف می زنند معمولا بسیار زیاد است.
همین می شود که برخی درگیر مساله ای اجتماعی می شوند که امروزه به عنوان تعصب از آن نام برده می شود.
تعصب یک کلمه عربی است و معنای لغوی آن این است که چشمانتان را با یک پارچه تیره ببندید و حاضر نباشید چیزی را غیر از آنچه در ذهنتان هست را قبول کنید.
همین تعصب است که منجر به نابودی جوامع و ملت ها می گردد و اینکه افراد چشمشان را باز کنند و واقعیات را آنگونه که هست بپذیرند شاید تلخ باشد اما می تواند جامعه را به سمت صحیح هدایت کند.
به عنوان مثال بگویم، روز گذشته تکه فیلمی از یک سری سرباز وظیفه منتشر شد که در حال تمرین موسیقی نظامی شادی هم می کردند افسر کادری که در این فیلم بود هم به جای جلوگیری از این رفتار سربازها به شانه آنها می زد و با خوشرویی با آنها برخورد می کرد، خیلی جالب وقابل تحسین بود.
معلوم نیست آنهایی که فیلم را در رسانه های اجتماعی منتشر کرده بودند چه هدفی داشتند اما از نوشته هایشان پای فیلم معلوم بود که از شادی سربازها ناراحت بودند وحتی خواهان برخورد تادیبی با این سربازان بودند.
نمی دانم کجای این تکه فیلم غیر اخلاقی بود که آنها به آن معترض بودند اما واکنش سردار کمالی رئیس اداره کل سرمایه انسانی نیروهای مسلح در این مورد برای بنده تحلیل گر بسیار قابل تحسین و احترام بود.
ایشان اظهار داشته بود: "فرض کنید جوان خودتان است!".
همین جمله کافی بود تا به ایشان به منتقدین بفهماند که در عالم دیگری زندگی می کنند و واقعیت در ایران و جهان بسیار متفاوت است.
در مورد واقعیت های جهانی نیز تحلیلگران بی طرف همینگونه هستند.
آنها خود را جزو مردم و کنار مردم می دانند و به همین دلیل هم تحلیل خود را بر مبنای منافع مردم بنا می کنند و نه بر اساس منافع جناح های سیاسی و به همین دلیل هم هست که می بینید بسیاری از تحلیلگران وابسته و یا خطی با صعود و افول جناح های سیاسی صعود و افول می نمایند اما تحلیلگران بی طرف جایگاه خود را با تغییرات سیاسی از دست نمی دهند.
آقای دکتر زائری، که افتخار می کنم حق استادی هم به گردن بنده دارند، در یک پیغام خود در اینستاگرام اظهار داشته بودند اگر همه سیاستمداران یک طرف باشند و مردم یک طرف، بنده در کنار مردم قرار می گیرم.
جا دارد که ما هم به او بگوییم ما هم کنار شما و کنار مردم خواهیم بود.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک