18:46 19 آوریل 2019
Strait of Hormuz

پیغام بوموسا

© Wikipedia/ Pascal
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
3793

سفر سردار باقری فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به جزیره ایرانی بوموسو ویا بوموسا که کمتر از صد سال پیش نام اش به ابوموسی تغییر کرده علاوه بر تاکید بر حاکمیت ملی ایران، پیغام های نهان و پنهان زیادی در بر داشت.

مخصوصا اگر توجه داشته باشیم که این سفر در زمانی بسیار کوتاه پس از مانور نظامی ایران در جزیره قشم انجام شده.
پس از شکست ها و ناکامی هایی که ایالات متحده ومتحدین اش این روزها در منطقه خاورمیانه با آن مواجه شده اند و همچنین با توجه به مشکلات داخلی عدیده ای که پرزیدنت ترامپ و شاهزاده محمد بن سلمان و آقای نتانیاهو با آن مواجه می باشند، بسیاری بر این باور هستند که محور ایالات متحده و متحدین اش بر آن هستند که وارد یک ماجرای جدید در منطقه شوند تا با فرار به جلو همه انظار را به سمت خارج منحرف کنند.
این جزیره 12 کیلومتری خط زنجیره اول دفاعی ایران در تنگه هرمز به حساب می آید و تنها معبر پر عمق همه کشتی ها و نفتکش ها و حتی ناوهای بزرگ جنگی در محدوده حریم آبی این جزیره و جزایر تمب بزرگ و کوچک قرار دارد.
با توجه به شرایط بسیار استراتژیک این جزایر ایالات متحده سالهاست امارات عربی متحده را تحریک می کند که ادعاهایی را بر مالکیت این جزایر مطرح کند و برخی باور دارند که اخیرا امارات و عربستان سعودی که چند سال است بصورت مشترک درگیر جنگی تمام عیار در یمن شده اند از ایالات متحده خواسته اند از آنها حمایت کند تا با یک عملیات نظامی جزایر سه گانه ایرانی را تصرف کنند و برگه بستن تنگه هرمز را از ایران بگیرند.
گو اینکه ممکن است چنین اقدامی یک حماقت تمام عیار نظامی برای کشورهایی که از پس مردم بی دفاع یمن بر نیامده اند به حساب آید، اما حماقت شاخ و دم ندارد.
سالهای اخیر نشان داده که برخی از رهبران نوجوان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس هنوز در بحر بازی های کامپیوتری آمریکایی قرار دارند و واقعیت های جهان ومنطقه را بخوبی نمی شناسند.
شاید برخی نامه ملک عبد العزیز پادشاه سابق عربستان به اوباما و تقاضای وی برای حمله به ایران که توسط ویکیلیکس فاش شد را به یاد داشته باشند.
این نامه را ملک عبد العزیز در زمانی برای اوباما نوشت که رابطه عربستان با ایران کج دارومریز بود و حتی رئیس جمهوری سابق ایران آقای احمدی نژاد را نیز برای شرکت در اجلاس سران کشورهای عرب حوزه خلیج فارس دعوی می کردند وعکس یادگاری معروف آقای احمدی نژاد و ملک عبد العزیر و سلطان قابوس روی صفحه اول همه روزنامه های ایرانی و عربی نقش بسته بود.
ورود ناو هواپیمابر آمریکایی به خلیج فارس را نیز می توان به نوعی اقدامی تحریک آمیز بر علیه ایران و در راستای حمایت و پشتیبانی از خواسته های این کشورها به حساب آورد.
بعید به نظر می آید هدف از ورود ناوهای هواپیما بر آمریکایی به منطقه خلیج فارس برای درگیری مستقیم با ایران باشد چون هواپیماهای ما فوق صوت این ناوها می توانند از دریای عمان و یا حتی اقیانوس هند ویا محیط شبه قاره هند به راحتی به ایران برسند و اگر در خلیج فارس قرار داشته باشند به نوعی خود را در معرض حمله موشک ها و یا قایق های تندروی ایران قرار می دهند و به همین دلیل احتمالا ایالات متحده تلاش دارند به نوعی نقش دلگرمی را برای این کشورها بازی کند تا واقعا خود بخواهد با ایران وارد یک درگیری مستقیم شود، اما به هر حال هیچ چیزی نمی تواند دور از ذهن باشد.
مدتی است که گروه های اجتماعی مورد حمایت ایالات متحده و متحدین اش فراخوان هایی برای تحریک فضای داخلی ایران وتکرار حوادث دیماه گذشته راه انداخته اند وبرخی باور دارند نقشه آمریکا و متحدین اش مبنی بر آن است که به نوعی از شرایط اقتصادی داخلی ایران بهره برداری کنند و برخی را به خیابان ها بکشند و بعد به عنوان حمایت از اینها عملیات نظامی بر علیه ایران انجام دهند و حد اقل جزایر سه گانه تمب بزرگ و تمب کوچک و بوموسا را از دست ایران خارج کنند و سپس ایران را تهدید کنند که یا پای میز مذاکره با آنها بنشیند و هر چیزی که می خواهند امضا کند و یا اینکه با افزایش فشار های اقتصادی و سیاسی و نظامی بر علیه ایران این کشور را به سمت فروپاشی سوق دهند.
از سوی دیگر صحبت های اخیر آقای ترامپ در توجیه تصمیم اش برای خروج از سوریه در مقابل دولت نشان می دهد یا اینکه وی کاملا در این جهان زندگی نمی کند و یا اینکه کار برای آمریکا به جایی رسیده که رئیس جمهوری آن مجبور به فرافکنی می باشد.
وی ادعا داشت از زمانی که به کاخ سفید رسیده ایران ضعیف تر شده و دست و بالش در منطقه کوتاه شده در حالی که اصلا نیاز نیست کارشناس و یا تحلیلگر حرفه ای باشید تا متوجه باشید ایران نه فقط در منطقه ضعیف تر نشده بلکه بسیار نیرومند تر هم شده.
در دوران آقای اوباما شهر های بغداد و دمشق در مرز سقوط قرار داشتند و ایران دست خالی به کمک دولت های سوریه و عراق شتافته بود و همپیمانان ایران در منطقه موفق شدند نه فقط دمشق و بغداد را از سقوط نجات دهند بلکه عوامل آمریکا و متحدینش را از عراق و سوریه و لبنان بیرون کنند.
هدف اصلی ایالات متحده و متحدین اش این بود که ایران را از بغداد و دمشق و بیروت خارج کنند و باور داشتند که می توانند در لبنان نیز متحدین ایران را درگیر یک جنگ تمام عیار کنند اما مشاهده شد که حذف داعش و جبهه النصره در لبنان برای متحدین ایران چیزی کمتر از دو هفته بیشتر کار نداشت.
در یمن نیز ارتش های کشورهای متحد ایالات متحده زمین گیر شدند و حتی یک وجب نتوانستند نسبت به مواضعی که قبل از ورود ترامپ به کاخ سفید به دست آورده بودند پیشرفت کنند.
اخیرا نیز مشاهده کردیم که اسرائیل تلاش داشت فلسطینی ها را در غزه 40 کیلومتر مربعی غافلگیر کند اما غالفگیری از آن اسرائیلی ها بود و صد ها موشک بر شهرکهای اسرائیلی سقوط کرد و ترکش های موشک ها دولت اسرائیل را به مرز سرنگونی پیش برد.
با این شرایط آقای ترامپ ادعا می نماید که ایران تضعیف شده!
به هر صورت می توان گفت تصمیم ورود به جنگ بسیار راحت است و هم ایالات متحده و هم متحدان اش می توانند هر لحظه تصمیم به ورود به جنگ با ایران را بگیرند اما خروج از این جنگ دیگر در اختیار آنها نخواهد بود و قطعا واکنش ایرانی ها نه فقط می تواند به این کشورها آسیب برساند بلکه میتواند کل جهان مخصوصا اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار دهد.
شواهد نشان می دهد که آمریکایی ها تصمیم دارند عرب ها را در مقابل ایران به جلو بفرستند و خود عقب بمانند، دقیقا مانند کاری که در یمن انجام دادند اما عرب ها باید توجه داشته باشند که آمریکایی ها سر به زنگاه به راحتی آنها را کنار خواهند گذاشت.
عرب ها ضرب المثلی دارند که می گوید آنکه در کاخ شیشه ای زندگی می کند نباید به سمت مردم سنگ پرانی کند.
شاید بد نباشد همسایگان عرب ایران هم به این ضرب المثل توجه ویژه داشته باشند چون ایرانی ها هم قطعا دست روی دست نگذاشته اند تا آنها هر کاری بخواهند انجام دهند و سالهای اخیر نشان داده که ایرانی ها بخوبی منطقه را می شناسند و می دانند زخم آنها کجا است تا روی آن انگشت بفشارند.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک