17:35 19 آوریل 2019
نتیجه اعتماد به آمریکا

نتیجه اعتماد به آمریکا

© Sputnik / Stanislav Savelyev
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
2361

هر بهانه ای برای تصمیم اخیر پرزیدنت ترامپ برای خروج از سوریه بخواهیم بیاوریم، اما به هر حال این تصمیم ثابت می کند که همه کشورها و گروه هایی که دل به ایالات متحده بسته اند روزی برایشان رسیده که آمریکایی ها زیر پای آنها را خالی کرده.

تنها چیزی که برای آمریکایی ها اهمیت دارد منافع آنها است و چیزی به عنوان دوست و یا همپیمان در دکترین اخلاق سیاسی آمریکا وجود ندارد.
حال توجه داشته باشید در دورانی هستیم که تاجران بر ایالات متحده حکومت می کنند و نه سیاست مداران.
چند روز پیش داستان زندگی آقای استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل را مطالعه می کردم و در قسمتی از آن آمده بود که جابز دوست صمیمی آقای بیل گیتس بنیانگذار شرکت مایکروسافت بود و بر عکس گیتس که هنر سرقت ایده ها را داشت جابز هنر ایده پردازی داشت.
روزی آقای جابز در مورد تولید دستگاهی به نام ماوس (موشواره) و نوعی کارت گرافیکی برای دستگاه مکنتوش خود با گیتس مشورت می کند و پیشنهاد می کند که شرکت دوست اش نرم افزار این سخت افزار ها را ایجاد کند اما بیل گیتس ایده استیو جابز را می دزدد و خود بر صدد می آید تا آن ایده را پیاده کند و آقای استیو جابز نوجوان برای اولین بار ورشکسته می شود.
خود همین ماجرا می تواند ذهن آمریکایی ها را برای همه روشن کند.


منافع حرف اول را می زند نه رفاقت و یا دوستی.
همین چند مدت پیش هم کردهای عراق را هل دادند تا تقاضای استقلال کنند اما به ناگاه با دولت مرکزی عراق بر علیه کردها تبانی کردند.
آیا به یاد دارید؟
قبل تر آقای حسنی مبارک متحد اصلی آنها در مصر بود اما دیدیم سر بزنگاه پشت او را چگونه خالی کردند.
دیگر می خواهد که ها را مطرح کنیم که همه به یاد داشته باشند.
آیا زین العابدین بن علی در تونس را به یاد دارید؟
یا علی عبد الله صالح در یمن.
یا حتی معمر القذافی که هر آنچه کشورش داشت را حراج کرد تا رضایت آمریکایی ها را جلب کند.
یا صدام حسین که اصلا با حمایت آمریکایی ها به قدرت رسید و به نیابت از آنها می جنگید.
یا حتی سازمان هایی مانند القاعده و یا داعش که توسط آمریکا تشکیل شده بودند.
اصلا چرا بی راه برویم.
آیا دیگر از شاه ایران برای آنها مخلص تر کسی بود.
در نهایت با شاه ایران چه کار کردند؟
فکر کنم در اذهان همه ایرانی ها هنوز نقش بسته که آمریکایی ها حتی به شاه ایران برای درمان هم ویزا ندادند.
همین آقای اردوغان در ترکیه، اگر حمایت مردمی از او نبود الآن با کودتایی که مورد حمایت متحد بزرگ کشورش در ناتو بود سرنگون شده بود.
همه این ماجراها می تواند قابل توجه کشورها و گروه هایی باشد که امید به حمایت آمریکا بسته اند.
وقتی منافع آمریکا اقتضا کند مانند دستمال کاغذی آنها را فراموش می کنند.
حال کردها حد اقل شانس آوردند که رابطه دشمنانه ای با دولت مرکزی سوریه نداشتند و ارتش سوریه را دعوت کردند که به سرزمین تحت اختیار کردها برگردد.
اگر کردها نمی توانستند ارتش سوریه را وارد این مناطق کنند معلوم نبود چه بر سرشان می آمد.
حد اقل دقیقا مانند اتفاقی که در عفرین برای آنها افتاد، برایشان پیش می آمد.
دلیل تفاوت قدرت ایران و ایالات متحده در منطقه هم همین نکته است.
متحدین ایالات متحده هیچ وقت نمی توانند راحت سر بر بالین بگذارند چون نمی دانند فردا صبح که بیدار می شوند هنوز مورد حمایت آمریکا هستند یا نه، اما متحدین ایران می دانند که هر اتفاقی پیش آید ایرانی ها هیچ وقت پشت آنها را خالی نمی کنند و به هر قیمتی شده از متحدین خود حمایت می کنند.
زمانی که داعش به کوبانی حمله می کرد ایرانی ها هر آنچه می توانستند برای کمک به کردها انجام دادند در حالی که آمریکایی ها علیرغم همه فشارهای بین المللی فقط ناظر ماجرا بودند.
زمانی که داعش موصل را تصرف کرد این ایران بود که در لحظه اول به داد کردها رسید و با ایجاد پل هوایی تسلیحاتی شبانه انواع و اقسام تسلیحات را به اربیل فرستاد و با توپخانه و موشک های خود جلوی پیشروی داعش را گرفتند.
زمانی که کل جهان ایستاده بود و می گفتند بشار الاسد باید کناره گیری کند ایران با تمام قدرت کنار متحد اش قرار گرفت و اجازه نداد متحد دیرینه اش سقوط کند، و امروز کل دنیا مجبور شده بپذیرد بشار الاسد دیگر رفتنی نیست.
زمانی که داعش به سی کیلومتری بغداد رسیده بود و ارتش عراق به آمریکایی ها التماس می کرد تسلیحاتی را که نقدا خریداری کرده تحویل بدهند آمریکایی ها به "اشتباه" مهمات در مناطق تحت اشغال داعش می انداختند.
به هر حال هر چه باشد قطعا بقیه متحدین ایالات متحده در منطقه باید توجه داشته باشند که دوستی ایالات متحده همیشگی نیست و بهتر است به دنبال دوست قابل اتکا تری مانند ایران باشند.
البته این ماجرا به کشورها بر نمی گردد، حتی فعالین سیاسی درون و یا خارج کشورها مثل ایران که به ایالات متحده امید بسته اند نیز باید به این نکته توجه ویژه ای داشته باشند.
چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب همه آنهایی که روی ایالات متحده به عنوان اسب برنده شرط بندی کرده بودند همیشه بازنده بودند.
شاید بسیاری هنوز امیدهای دکتر مصدق به حمایت آمریکایی ها را به یاد داشته باشند.
بعد از انقلاب هم که چندین بار برخی سیاست مداران ایرانی به سمت آمریکا خیز برداشتند اما در نهایت ضربه های سنگینی را از آمریکایی ها متحمل شدند، که شاید بتوان گفت هنوز صدای ضربه ای که برخی سیاستمداران از برجام دریافت کرده اند در گوش ایرانی ها طنین انداز است.
حال بماند که برخی خارج نشینان به امید ایالات متحده هستند تا نظام در ایران را سرنگون کند و آنها را به قدرت برساند.

مرتبط:

افزایش بدهی آمریکا در هر ثانیه
تهیه معاهده تجاری بین آمریکا و چین
حمایت آمریکا از کشتن سوری ها
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک