13:28 22 ژانویه 2019
چرا هر جا عربستان قدم می گذارد نابود می شود؟

چرا هر جا عربستان قدم می گذارد نابود می شود؟

© Sputnik / Mikhail Voskresenskiy
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
4435

آخرین اجلاس کشورهای عرب شورای همکاری خلیج فارس نشان داد که این شورا نیر مانند بقیه تشکل هایی که با حضور عربستان سعودی به هم خورده با نابودی مواجه شده.

تنها مجموعه ای که عربستان سعودی می توانست روی آن حساب باز کند همین شورا بود که دیگر وجود ندارد.
چند روز قبل تر نیز قطر به دلیل تسلط عربستان سعودی بر اوپک از این مجموعه خارج شد.
اتحایه عرب که با هدف مبارزه با اسرائیل و احقاق حقوق ملت فلسطین وهماهنگی کشورهای عربی با یکدیگر و همچنین وحدت کشورهای عربی تشکیل شده بود نیز امروزه همه خاصیت های خود را به دلیل تلاش برخی کشورهای عربی به رهبری عربستان برای عادی سازی رابطه روابط با اسرائیل موجودیت اش نیز بی محتوا شده.
در مورد سازمان همکاری های اسلامی که اصلا به دلیل آتش گرفتن مسجد الاقصی و ماجرای بیت المقدس تشکیل شده بود نیز به دلیل تفرقه هایی که در آن ایجاد شده به هم خورده.

سازمان ها و تشکل ها به کنار.
دخالت عربستان سعودی در دیگر کشورهای عربی منجر به نابودی آنها شده.
از عراق لیبی گرفته تا سوریه و یمن یا افغانستان یا…
کجا را نام ببریم که عربستان در آن قدم گذاشته و کار اش به نابودی کشیده نشده؟
امروزه لبنان به دلیل دخالت های عربستان بی دولت مانده.
در بحرین مردم این کشور به دلیل دخالت های عربستان سعودی به خاک و خون کشیده می شوند.
پاکستانی ها به دلیل دخالت های عربستان سعودی ومدارس سلفی ای که در آن تاسیس کرده روز خوشی به خود نمی بینند.
از شرق آسیا گرفته تا آفریقا هر جا که اثری از عربستان سعودی وجود داشته باشد کشت و کشتار و فجایع و نابودی انسان ها با آن حضور همراه است.
بعد سعودی ها می آیند و در اجلاس کشورهای عرب حوزه خلیج فارس ادعا می کنند که از نفوذ ایران می ترسند.
آخر اگر ایران در مقابل نفوذ عربستان نایستاده بود که خود ایران هم امروزه دچار همان مشکلات دیگر کشورها بود.
چه کشورهایی گروه های تروریستی که از خوزستان گرفته تا سیستان و بلوچستان دست به کارهای تروریستی می زنند را حمایت می کند؟
به یاد دارم بچه که بودیم همه در یک خرابه که در محل بود جمع می شدیم و با هم بازی می کردیم.
ماهواره‌های عربستان در مدار قرار گرفتند
© Photo / Khrunichev State Research and Production Space Center
بازی ما نیز قوانین خود را داشت.
مثلا فوتبال ما همان قوانین فوتبال معمول را داشت ولی بعضی وقت ها در بازی سعی می کردیم مرام داشته باشیم.
مثلا اگر وقتی که یارگیری می کردیم و میدیدیم که یک تیم خیلی قوی شده و تیم دیگر بازیکنان ضعیفتری دارد می گفتیم پس فلانی و فلانی هم با اون تیم، به یکباره یک تیم مثلا پنج نفره می شد و یک تیم هفت نفره وبعد با هم بازی می کردیم.
همه هم از بازی لذت می بردیم، برای خودمان در همان عالم بچه گی قوانینی داشتیم وبه آن پایبند بودیم.
اگر یک تیم می برد و دیگری می باخت برای همدیگر کرکری می خواندیم اما بعد از چند دقیقه برد و باخت را فراموش می کردیم و می رفتیم بازی دیگری بکنیم.
اگر هم بچه های محله دیگر با یکی از بچه های محله ما درگیر می شدند همه به تعصب از بچه محلی خودمان جمع می شدیم که برویم و بچه های اون یکی محله را کتک بزنیم.
شاید امروزه بسیاری از جوانان این نوع بازی ها را فراموش کرده اند چون یاد گرفته اند در خانه با بازی های کامپیوتری بازی کنند.
دلیل اصلی ای که در آن زمان بچه ها راحت و بسیار خوشحال بودند این بود که همه همسطح هم بودیم نه یکی فقیر تر و نه یکی پولدارتر.
فقط یکی از بچه ها بود که نسبت به بقیه وضع و اوضاع مالی بهتری داشت.
معمولا هم خانواده اش تلاش می کردند که او را از بچه های توی کوچه دور نگاه دارند تا مبادا کلاس شان به هم بخورد و در آن زمان انواع و اقسام اسباب بازی های گران قیمتی که ما در رویاهایمان هم نمی دیدیم برایش می خریدند، مثلا اولین بار اسم اسباب بازی ای به نام آتاری را از زبان او شنیدیم و اصلا نمی دانستیم در مورد چه دارد صحبت می کند ومدت ها طول کشید تا بفهمیم چیست، اما او همیشه از پنجره مراقب ما بود و دوست داشت با ما بازی کند.
در آن زمان که ما هیچ کدام چیزی به نام کلاس خصوصی و یا کلاس های خارج از مدرسه را نمی شناختیم خانواده وی او را در کلاس های مختلف زبان و ورزش از شنا گرفته تا کاراته ثبت نام کرده بودند.
هر وقت هم می آمد با ما بازی کند بازی ما را به هم می ریخت چون فقط می خواست برنده باشد و حاضر نبود به هیچ وجه با مرام ما بازی کند و به همین دلیل هم همیشه بازی ما به هم می ریخت؛ أخر سر هم دعوا راه می انداخت و فکر می کرد چون کلاس کاراته رفته می تواند بقیه را بزند اما همیشه یک فصل کتک می خورد و می رفت خونه.
یکی از اصلی ترین مشکل هایش هم این بود که نسبت به بچه هایی که بازی شان از او خیلی بهتر بود حسودی می کرد و تلاش داشت به بهانه های مختلف آنها بازی نکنند.
راستی یه نانچیکو هم داشت که یک بار سعی کرد با آن به ما حمله کند وما از او گرفته بودیم تا بلایی سر خودش نیاورد و برای مدت ها نوبتی اسباب بازی همه ما شده بود، آخرش هم اینقدر پدر مادرش پیش پدر مادرهای ما شکایت آن نانچیکو را کردند که از پسرشان گرفته ایم که بهش پس دادیم؛ و در نهایت در حین بازی با آن زد سر خودش را شکست.
به همین دلیل هم معمولا بچه ها علاقه نداشتند با او بازی کنند و یا او را به بازی های توی کوچه راه دهند.
برای اینکه بتواند دوست پیدا کند می آمد و به بعضی بچه ها شکلات های گران قیمت رشوه می داد و یا برخی دیگر را به خانه اش دعوت می کرد تا با بازی های گران قیمت اش بازی کنند تا به این نحو بتواند چند نفر را طرف خود داشته باشد و اگر آمد بازی، آنها او را وارد بازی توی کوچه کنند.
وقتی هم که می خواست بازی کند اصرار داشت که همه بچه هایی که خوب بازی می کنند در تیم او باشند و اگر یکی با او همراه نمی شد شیرینی ها را از او دریغ می کرد.
وقتی هم نمی توانست به بچه ها باج دهد بر عکس دشمن اش می شدند، چون مبنای رفاقتشان بر اساس همان باج ها بود.
همه بچه های توی کوچه بزرگ شدیم وهر کدام کاره ای شد و رفاقت هایمان با یکدیگر باقی ماند وهنوز هم همه سراغ یکدیگر را می گیریم وبعضی وقت ها دور هم جمع می شویم، اما آن همسایه بچه پولدار ما همانگونه که در بچگی تنها بود تنها ماند و نتوانست وارد بازی بچه های توی کوچه شود، اخیرا هم شنیدم پولهایی را که پدر مادرش برایش گذاشتند را خرج کرده وفعلا حتی در خرج خود مانده، چون بر عکس بچه های توی کوچه برای آتیه خود هیچ تلاشی نکرد و فکر می کرد پولهای بابا و مامان تا ابد برایش باقی خواهد ماند.
حال برخی ممکن است سوال کنند که ماجرای بچه های توی کوچه به عربستان سعودی چه ربطی دارد.
بعضی وقت ها وقتی که به آن دوران فکر می کنم به یکباره به فکر کارهای عربستان سعودی می افتم.
بعضی وقت ها فکر می کنم دنیای بزرگ ما هیچ فرقی با دنیای بچه گی هایمان ندارد ودنیای واقعی دقیقا همانطور است.
اگر برخی در منطقه در حال بازی کردن هستند و کشوری مثل ایران بازی اش خوب است این دلیل نمی شود که ایران مقصر است بلکه عربستان باید بازی خود را بهتر کند وطبق قوانین بچه های منطقه بازی کند نه اینکه خود را به دیگران تحمیل کند.
اینکه کشورهای منطقه تمایل نداشته باشند عربستان را در بازی خود راه دهند و بخواهند فقط با ایران بازی کند می تواند هزاران دلیل داشته باشد ولی دلیل نمی شود عربستان سعودی مانند بچه لوس ها هی هر روز شکایت کند که چرا کشورهای دیگر در بازی خودشان عربستان را راه نمی دهند.
سعودی ها تلاش دارند مانند آن دوست پولدارمان با استفاده از پول خود در بازی های منطقه ای شرکت داشته باشند اما هیچ وقت حاضر نیستند طبق اصول به های منطقه بازی کنند.
آنها همیشه می خواهند برنده باشند متوجه نیستند که برد و باخت بر اساس یک سری قواعد می باشد و اینگونه نیست که یک کشور همیشه برنده باشد و یا بازنده.
آنها فکر می کنند چون پول دارند می توانند به همه باج بدهند و همه را بخرند و به این ترتیب همیشه در بازی قرار داشته باشند، اما خدا نکند که یک وقتی باج دیر برسد تا باج گیران آنها را ترک کنند و به سمت دشمنانشان روی آورند.
دلیل اصلی ای که هر اتحادیه و یا مجموعه ای که سعودی ها پا در آن می گذارند به هم می خورد این است که آنها هیچوقت یاد نگرفته اند با دیگران بر اساس اصول آنها بازی کنند و تا وقتی که اصول بچه محل بودن را یاد نگیرند هیچ وقت نخواهند توانست در بازی بچه محل ها شرکت کنند، و در نهایت مانند آن دوستمان وقتی پولشان ته بکشد دیگر هیچ کس حاضر نخواهد بود با آنها بازی کند.
سعودی ها باید متوجه باشند که مشکلاتی که برایشان پیش می آید هیچ ربطی به ایران ندارد بلکه به دلیل رفتار خودشان است و ایران فقط از اشتباهات آنها استفاده می نماید.

مرتبط:

ترکیه سرکنسول عربستان را به مشارکت در قتل خاشقجی متهم کرد
عربستان، متهمان قتل خاشقجى را به ترکیه نمی دهد
مقام آمریکایی: آینده یمن باید بدون تهدید برای عربستان و امارات باشد
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک