03:40 11 دسامبر 2018
آیا روحانی بلوف می زند؟

آیا روحانی بلوف می زند؟

© Sputnik / Aleksey Nikolskiy
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
2484

برای دومین بار طی کمتر از یک سال جناب آقای روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران تهدید کردند در صورت منع صادرات نفت ایران هیچ کشوری از خلیج فارس نفت صادر نخواهد کرد.

به سرعت این سخنان آقای روحانی به خبر اول رسانه های بین المللی تبدیل شد و بسیاری به تحلیل توانمندی ایران در بستن تنگه هرمز ومنع صدور نفت دیگر کشورها پرداختند.
گو اینکه آقای روحانی شخصا قبلا گفته بود آخرین گزینه ایران بستن تنگه هرمز می باشد.
بسیاری هم به این ماجرا از زاویه دیگری نگاه کردند و آن این بود که آیا با حضور عظیم نیروی دریایی آمریکا در آنطرف آب آیا چنین چیزی میسر خواهد بود یا نه و اینکه اگر ایران بخواهد چنین کاری کند آیا منجر به جنگ میان ایران و ایالات متحده خواهد شد یا نه؟
طبق نظام حقوقی بین المللی همه کشتی ها مجاز به عبور از این تنگه می باشند اما شرط عبور کشتی ها و بالطبع نفت کش ها از تنگه هرمز بی ضرر بودن آن برای ایران و عمان که مالکان اصلی این تنگه می باشند است.
طبیعتا در صورتی که ایالات متحده بخواهد تهدید خود مبنی بر صفر کردن صادرات نفت ایران را محقق سازد و در مقابل برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بخواهند این کمبود نفت را جبران کنند ومشتری های نفت ایران را بدزدند، این به معنای اعلام نوعی جنگ اقتصادی بر علیه ایران به حساب می آید و طبق بند ج ماده ۳۵ کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها ایران حق دارد بر تنگه هرمز اعمال حاکمیت کند وعلاوه بر بازرسی کلیه کشتی های عبوری از عبور کشتی هایی که می تواند به معنای ضرر برای ایران تلقی گردد ممانعت به عمل آورد.
تصور اینکه مثلا ایالات متحده بخواهد همه کشتی ها را اسکورت کند و در صورت مواجهه با نیروهای ایرانی با آنها مقابله کند تصوری شاید بسیار ساده است.
بگذارید واقع بین باشیم، آقای ترامپ فقط یک جنگ با ایران کم دارد تا تابوت سربازان آمریکایی منجر به سرنگونی وی گردد.
ایرانی ها هم در جنگ ایران و عراق ثابت کردند که اگر تصمیم بگیرند از عبور نفت کشورهای دیگر از تنگه هرمز جلوگیری به عمل آورند توانایی آن را بخوبی دارند.
طی هشت سال جنگ ایران و عراق حتی یک بشکه نفت عراق از تنگه هرمز صادر نشد و علیرغم اینکه برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مانند کویت (که بعدا تاوان کمک به صدام را از عراق دریافت کردند) تلاش کردند نفت عراق را به نام خود صادر کنند و حتی نیروی دریایی ایالات متحده آنها را اسکورت می کرد اما ایرانی ها موفق شدند با چند قایق تند رو نفتکش کویتی حامل نفت عراق را نه در تنگه هرمز بلکه در دل خلیج فارس غرق کنند.
سخنان آقای روحانی بیش از اینکه یک تهدید باشد می تواند یک یادآوری برای دیگر کشورها مخصوصا کشورهای اروپایی که در انجام تعهدات خود نسبت به ایران مردد می باشند تلقی گردد.
سال 2005 میلادی هم این کشورها با مردد بودن خود هرگونه فرصت برای حل و فصل مسایل خاورمیانه را از دست دادند.
قطعا اگر این کشورها با دولت میانه روی آقای روحانی نتوانند به نتیجه برسند بعد از آقای روحانی رئیس جمهوری ای سرکار خواهد آمد که به هیچ وجه حاضر به نشستن پای میز گفتگو با آنها نباشد.
دوره دوم ریاست جمهوری آقای روحانی وارد سال دوم خود شده وچشم به هم بزنیم دو سال باقیمانده پایان خواهد یافت و آنوقت قطعا تندروها به قدرت خواهند رسید.
البته بماند که کمتر از یک سال دیگر انتخابات مجلس شورای اسلامی در ایران است و احتمال موفقیت تندروها در این انتخابات بسیار زیاد است.
دلیل اینکه بنده اینجا از کلمه تندروها استفاده می کنم این است که همانگونه که ما در ایران جناحی میانه رو فیما بین جناح های اصلاح طلب و اصولگرا داریم جناح هایی را داریم که دیدگاه های تندرو در قبال مسایل مختلف دارند حال چه وابسته به جناح اصلاح طلب یا اصولگرا.
در حال حاضر خطاب تندروهایی در جامعه ایران بالا گرفته که باور دارند گفتگو با ایالات متحده و غرب به هیچ وجه نتیجه بخش نیست و آمریکا فقط زبان زور را می فهمد.
این جناح باور دارند که اگر 1+5 با ایران پای میز مذاکره نشستند به این دلیل بود که در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ایران سطح برنامه هسته ای را به حدی گسترش داد که اینان دیگر نمی توانستند از راه فشار با ایران صحبت کنند و مجبور بودند پای میز مذاکره با ایران بنشینند.
بر اساس دیدگاه این جناح باید جامعه جهانی به این نتیجه برسد که تحریم ایران منجر به فشار تنها بر ملت ایران نخواهد شد بلکه کل جامعه جهانی تحت تاثیر این تحریم ها قرار خواهد گرفت و تنها راه آن است که تنش ها در منطقه خاورمیانه به حدی برست که جامعه جهانی بخواهد میان جنگ یا صلح یکی را انتخاب کند.
یا جنگ تمام عیار یا صلح تمام عیار، چیزی به عنوان بینابین نباید وجود داشته باشد.
یا ایرانی ها باید از شر همه تحریم ها و مشکلات خلاص شوند یا کل جهان باید مانند ایرانی ها این فشارها را احساس کند.
دقیقا همانگونه که در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بارها جهان به این وضعیت رسید و شاید هنوز برخی فراموش نکرده باشند که بشکه نفت هم به حدود 150 دلار رسید.
به هر حال طبق نظر این دوستان بقول معروف با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شود باید کاری کرد و از هر وسیله ای که در اختیار ایران است، حتی اگر منجر شود که جنگ به پا شود، استفاده کرد.
این دوستان باور دارند که ایالات متحده مانند شیر شکار نمی کند بلکه مانند گرگ وی ا کفتار است و منتظر می ماند طعمه در ضعیف ترین شرایط خود قرار گیرد و بعد به آن حمله کند، مانند کاری که با عراق و لیبی و… کرد، ایرانی ها نیز نباید اجازه دهند که ایالات متحده همه نقشه های خود را پیاده کند و در نهایت ایران را به یک طعمه ضعیف تبدیل کند تا به آن حمله کند.
باید ایرانی ها بازی را به سبک خود در زمان مناسب و شرایط مناسب اداره کنند و نباید از جنگ با ایالات متحده و یا دیگران هراس داشته باشند چون زمانی که ایران در اوج قدرت نظامی خود قرار دارد طرف مقابل هم هزاران حساب کتاب برای درگیری با ایران خواهد داشت.
طبق نظر این دوستان این روزها علیرغم اینکه ایران در شرایط اقتصادی سختی به سر می برد اما چه از نظر اقتدار نظامی و چه از نظر نفوذ منطقه ای در اوج قدرت است و باید نهایت استفاده را از این توانمندی خود انجام دهد تا از گرداب تحریم ها و مشکلات اقتصادی بتواند بیرون آید.
اگر به سخنرانی های اخیر آقای روحانی و یا حتی آقای ظریف متوجه می شوید که لحن میانه روی آقای روحانی و آقای ظریف در مورد مسایل مرتبط با برجام و ایالات متحده واروپا هم کم کم به سمت و سوی مواضع تندروها نزدیک تر می شود چون مجبور هستند با فضای عمومی جامعه نیز همراهی کنند.
پس در پایان می توان گفت بعید به نظر می آید آقای روحانی در حال بلوف زدن باشد و اگر برخی به نقشه ایران نگاه می کنند و یک گربه آرام می بینند به این معنی نیست که این گربه نمی تواند چنگ بزند، قطعا در صورتی که راهکار دیگری برای ایران وجود نداشته باشد این گربه سان به شیری تبدیل می شود که هم چند می زند و هم گاز می گیرد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک