04:34 11 دسامبر 2018
مگر برای یک تارک نماز درب مسجد را می بندند؟

مگر برای یک تارک نماز درب مسجد را می بندند؟

© AFP 2018 / Seyllou
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
2122

اولین اصلی که همه جوانان وقتی به خدمت سربازی می روند یاد می گیرند "تشویق برای یک نفر، تنبیه برای همه" است، اما آیا می توان همین قانون را برای کل جامعه و برای عموم مردم پیاده کرد، سوالی است که بسیاری از جامعه شناسان هنوز روی آن بحث و اختلاف نظر دارند.

شاید برای واضح تر شدن بحث بد نباشد بحث را از اینجا شروع کنیم.
سالها است که ما ایرانی ها با یک مشکل بزرگ بر اساس همان قانون اول خدمت سربازی در زندگی روزمره مان مواجه می باشیم، مثلا چون چند نفر ممکن است سوخت قاچاق کنند و از تفاوت قیمت سوخت در ایران با کشورهای همسایه استفاده کنند کل جامعه باید تنبیه شوند واز کارت سوخت استفاده کنند.
یا اینکه مثلا چون چند نفر ممکن است از شرایط خاص و یا رانت خاصی استفاده کنند کل جامعه باید چوب بخورند وتر و خشک با هم بسوزند.
مثلا چون ممکن است فردی برای دزدی وارد مسجد شود وچیزی از مسجد بدزدد، درب خانه خدا باید بر دیگر نمازگذاران نیز بسته شود و اگر کسی سر وقت به نماز اش نرسید نتواند وارد مسجد شود.
یا…
بسیاری از مثال ها هست که می توان در مورد آن صحبت کرد اما هدف مقاله چیز دیگری می باشد.
امروز یک تکه فیلم از سخنان مقام معظم رهبری مشاهده می کردم که در مورد بازنشسته ها بود.

متاسفانه چون بحث سوء استفاده از شرایط بازنشستگی در جامعه متداول شده بود مجلس مجبور شد قانونی را تدوین کند که در آن همه بازنشسته ها مشمول این قانون شوند و همانگونه که رهبری در سخنان خود اظهار می داشتند برخی را که جایگزینی برای آنها وجود ندارند را نیز مشمول قانون نماید.
شاید بهتر می بود مجلس برای هیچ کس استثنا قایل نمی شد تا بسیاری به رهبری فشار نیاورند تا از این قانون مستثنا شوند.
همچنین تکه فیلم دیگری از سخنان رهبری مربوط به چند سال پیش را مشاهده می کردم که در آن اظهار می داشتند:" وقتی بحث از مبارزه با قاچاق می کنم منظورم آن کولبر بیچاره بلوچستانی نیست که برای امرار معاش خود یک کوله پشتی جنس اینور و آنور می کند، چه بسا که اصلا بهتر باشد کاری به کار او نداشته باشیم، منظور آن قاچاقچیان بزرگ است که ده ها و یا صدها کانتینر کالا را جابجا می کنند". (07/02/1395)
متاسفانه به مثال های بسیار زیادی می توان اشاره کرد که چون مسئولین امر در مقابله با آن عاجز هستند اقدام به تنبیه کل جامعه می نمایند.
وقتی مثلا بحث قاچاق سوخت می شود باید توجه داشت که قاچاق یک گالن و یا حتی ده گالن بنزین نمی تواند مقدار دو یا سه ملیون لیتری که مسئولین در مورد قاچاق روزانه آن صحبت میکنند را پر کند، وهمانگونه که رهبری چند سال پیش فرمودند ماجرا بسیار بزرگتر از چهار تا کولبر کوچک است.
در بسیاری از موارد نیروی انتظامی لوله های انتقال سوخت به آنور مرز و یا به لنج های وسط دریا کشف کرده که چندصد هزار لیتر سوخت را منتقل می کرده اند.
اولین سوالی که پیش می آید این است که چگونه این افراد اقدام به کشیدن چنین لوله های عظیمی نموده اند؟
دومین سوالی که مطرح است این می باشد که اصلا چه کسی این مقدار سوخت را بدون نظارت در اختیار اینان قرار داده که بخواهند قاچاق کنند؟
وقتی بحث سه ملیون لیتر سوخت در روز مطرح می باشد یعنی معادل نیمی از مصرف سوخت کل شهر تهران، آیا می توان باور کرد که مثلا چنین مقدار سوختی به منطقه ای مرزی بدون حساب کتاب تحویل داده شود وبعد به آنور مرز برود و کسی متوجه نشود؟
مشخص است که ماجرای این قاچاق بسیار پیچیده تر از این است که ما تصور می کنیم و بعید است با سهمیه بندی سوخت برای شهروندان حل شود وفقط منجر به دردسر بیشتر برای مردم خواهد شد.
مضاف بر اینکه تغییر قیمت سوخت حتی بصورت سهمیه بندی هم که شده بیشتر روی افزایش قیمت کالا در داخل کشور تاثیر می گذارد و باز هم قشر آسیب پذیر بیشترین آسیب را خواهند دید چون ثروتمندان برایشان هیچ فرقی نخواهد کرد که قیمت بنزین هزار تومان باشد یا حتی ده هزار تومان.
این قشر آسیب پذیر است که حقوق اش با حقوق کشورهای همسایه به هیچ وجه قابل مقایسه نیست و مجبور است هزینه سوخت و ایاب ذهاب و کالا و… بیشتری بابت افزایش احتمالی قیمت سوخت پرداخت کند وهمانگونه که ماجرای قاچاق سوخت با این روش طی سالهای گذشته حل نشد اینبار هم با سهمیه بندی سوخت حل نخواهد شد.
اینکه برخی میایند در رسانه ها مطرح می کنند که رانت مصرف سوخت را بیشتر ثروتمندان دریافت می کند یک فرافکنی بیش نیست چون همه می دانند افزایش قیمت سوخت تبعات بسیار زیادی دارد که روی اقشار آسیب پذیر فشار می آورد وگرنه امروزه در فرانسه شاهد آن نبودیم که مردم به دلیل افزایش مالیات بر قیمت سوخت به خیابانها آمده اند، ماشین هایشان را پارک می کردند و بنزین کمتر مصرف می کردند، اصلا چه بسا که بسیاری از اینهایی که مثلا امروزه در فرانسه در خیابان ها هستند اصلا ماشین ندارند.
به نظر می آید بهتر است برای یکبار هم که شده به جای اینکه مردم تنبیه شوند افراد دست اندر کار قاچاق سوخت و عوامل پشت پرده آنها تنبیه شوند و راحت ترین روش در این زمینه این است که قانونی تصویب شود تا اموال و دارایی تمام مستخدمین دولتی مرتبط و خانواده هایشان ومرتبطین با آنها دائم کنترل شود تا مشخص شود اگر درآمدهایی خارج از چهارچوب در آمد های معقول دارند از کجا آورده اند، قانونی که در بسیاری از کشورهای جهان متداول می باشد.
آیا وقت آن نرسیده که سوال شود از کجا آورده ای؟
قطعا هر آنکه پاک است مشکلی با این ماجرا نخواهد داشت.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک