13:56 18 دسامبر 2018
از دی ایران تا آذر فرانسه

از دی ایران تا آذر فرانسه

© Sputnik / Irina Kalashnikova
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
3175

اخیرا شاهد تظاهرات متعدد در شهرهای فرانسه مخصوصا پاریس بوده ایم، تظاهراتی که با نام جلیقه زرد ها معروف شده و چند روزی است به خشونت و آسیب زدن به اموال عمومی نیز کشیده شده.

نا خود آگاه وقتی بحث جلیقه زرد ها مطرح انسان به یاد انقلاب نارنجی در اکراین وانقلاب ها و شورش های رنگین دیگر در کشورهای مختلف می افتد.

انقلاب هایی که با نام آقای جورج سوروس یکی از شخصیت های ثروتمند معروف آمریکایی که عنوان پدر انقلاب های رنگین را یدک می کشد، گره خورده و در نهایت مشخص شد سازمان های اطلاعاتی و امنیتی ایالات متحده پشت آن بوده اند.

وجه مشترک این شورش ها و انقلاب ها نیز همه این است که تظاهر کنندگان بوسیله گروه های اجتماعی با هم ارتباط برقرار می کنند و معمولا نیز فقط در شرایطی رخ می دهد که رهبری بر خلاف منافع ایالات متحده فعالیت کند و یا حضور داشته باشد.

همان زمان که انقلاب نارنجی در اکراین روی داد نیز هدف سرنگونی ویکتور یانوکویچ که از سیاستمداران نزدیک به روسیه بود بوده. 

وجه مشترک دیگر همه این تحرک ها خواسته ها و مالی و معیشتی مردمی است که توسط تظاهر کنندگان مورد سوء استفاده قرار می گیرد.

دقیقا مانند اتفاقاتی که دیماه سال گذشته در ایران رخ داد و برای مدتی همه انظار را به خود جلب کرد.

این تظاهرات هم در ابتدا با شعارهای مطالبات معیشتی مردم شروع شد اما بعدها مشخص شد که برخی پشت پرده و با سوء استفاده از شبکه های اجتماعی تلاش دارند تجمع ها را از هدف اصلی خود دور کنند و به سمت و سوی بر اندازی و ایجاد ناهنجاری های اجتماعی بکشانند، که خوب مردم ایران زرنگ تر از آن بودند تا در چنین تله ای گیر کنند و مشاهده کردیم که همین که تظاهرات از مسیر خود خارج شد مردم به آنهایی که تلاش داشتند از آب گل آلود ماهی بگیرند پشت کردند.

همین ماجرا امروزه در فرانسه تکرار می شود ولی هنوز شک و تردید وجود دارد که آیا مردم فرانسه به تظاهر کنندگان پشت خواهند کرد یا نه.

طبق آمار و ارقامی که کارشناسان رسانه ای ارائه می دهند، تظاهرات و تجمع ها به دلیل اینکه با هدف مطالبات معیشتی برگزار شده مورد حمایت بیش از 75% مردم فرانسه بود اما با انحراف این تحرک ها بسیاری از مردم از تجمع ها دوری می جویند. 

بسیاری باور دارند سازمان های امنیتی ایالات متحده پشت این ماجرا می باشند و به نوعی هدف چرخاندن گوش شریک فرانسوی خود هست، شریکی که تلاش دارد از زیر چتر تسلط ایالات متحده بر کشورش خارج شود و اخیرا پیشنهاد تشکیل ارتش مستقل اروپایی را داده.

همه ناظرین هم باور دارند که این تحرک ها توسط تندروهای چپ گرا و راست گرا از هر دو طرف بوجود آمده و ادامه آن می تواند فرانسه را دچار ورود به درگیری های فرقه ای سیاسی وبازگشت به ملی گرایی افراطی کند.

البته می توان گفت شدت تظاهرات و نوع آن در فرانسه به هیچ وجه با شدت تظاهرات و نوع آن قابل مقایسه نمی باشد اما نکته قابل تآمل در مورد نحوه پوشش خبری این تحرک ها می باشد.

حدود یکسال پیش وقتی که تجمعات معیشتی در ایران برگزار شده بسیاری از رسانه های غربی آن را با آب و تاب پوشش دادند و تحلیل همه مبنی بر این بود که این تظاهرات بر علیه نظام است و بسیاری باور داشتند به زودی نظام جمهوری اسلامی در ایران سقوط خواهد کرد، این رسانه ها به هیچ وجه روی مطالبات مردمی مانور ندادند و کافی بود تعدادی نفوذی شعارهایی بر علیه نظام مطرح کنند تا آن را بزرگ نمایی کنند.

این رسانه ها به هیچ وجه مسایلی مانند حمله به ارزاق عمومی و یا تخریب اموال عمومی و سرقت ها ویا حمله به پلیس را پوشش نمی دادند.

اما در مورد ماجرای فرانسه اینها فقط به صورت گذرا آن را پوشش می دهند و بسیاری روی حمله تجمع کنندگان به اموال عمومی و سرقت مغازه ها و ارزاق مردم زوم می کنند.

همچنین مشاهده می کنیم که این رسانه ها در مورد برخورد پلیس با تظاهر کنندگان نیز بصورت گذرا عبور می کنند، البته اگر در مورد آن صحبت کنند در حالی که کوچکترین برخورد پلیس ایران با تظاهر کنندگان را در بوق و کرنا می کردند.

به هر حال این ماجرا نشان می دهد که صابون آمریکایی ها به تن همه کشورها می خورد حتی همپیمانانشان و کشورهای جهان از جمله اروپایی ها نباید تصور کنند چون همپیمان آمریکایی ها هستند پس از این ماجرا مستثنی می باشند.

آقای جورج سوروس در مصاحبه ای به تاریخ اسفند 1389 (سال 2009 میلادی) شرط بندی کرده بود که نظام در ایران ظرف حد اکثر یکسال سقوط خواهد کرد که ظاهرا مصاحبه کننده، آقای فرید زکریا، فراموش کرده تا سراغ آقای سوروس برود وبرد شرطش را بگیرد چون جمهوری اسلامی نه سال پس از صحبت آقای سوروس با اقتدار باقی ماند و در مقابل ایالات متحده گردن خم نکرد ولی باید ببینیم دیگر کشورها نیز اینچنین اقتداری برای بقا دارند یا رهبرانشان در نهایت مجبور می شوند در مقابل آمریکا گردن خم کنند.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک