14:05 18 دسامبر 2018
وقت تدبیر قهرمانانه است

وقت تدبیر قهرمانانه است

© Fotolia / Curioso Photography
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
5171

زمانی که مذاکرات هسته ای در اوج بود و مذاکره کنندگان نیاز به حمایت داشتند رهبری یک سخنرانی کردند و دولت را توجیه کردند که زمان لازم دولت جمهوری اسلامی باید آنقدر انعطاف پذیری داشته باشد که مانند یک کشتی گیر حرفه ای در لحظه مناسب نرمش قهرمانانه ای انجام دهد تا بتواند حریف را خاک کند.

برخی شاید متوجه نشدند اما همان نرمش قهرمانانه ایران بود که منجر شد کل جامعه جهانی که در آن زمان در مقابل ایران قرار داشت امروز در کنار ایران قرار گیرد.

البته معمولا بهترین قهرمانان هم زمانی بزرگترین ضربه زندگی خود را می خورند که غره می شوند و فکر می کنند طرف مقابل نمی تواند آنها را شکست دهد.

علیرغم اینکه ایرانی ها با آن نرمش قهرمانانه توانستند چندین امتیاز از حریف بگیرند اما به هر حال باید توجه داشت که طرف مقابل هم یک ابر کشتی گیر است و نباید قدرت و توان او را نادیده گرفت.

می توان گفت بزرگترین اشتباهی که منجر شد طرف مقابل بتواند از ایران امتیاز بگیرد این بود که ایرانی ها پس از نرمش قهرمانانه و امتیاز گیری از حریف به خود غره شدند و تصور کردند که دیگر کار را تمام کرده اند و توافق هسته ای کلید حل همه مشکلات خواهد بود و به دنبال خاک کردن حریف نرفتند.

اگر به زبان ساده تر بخواهیم بگوییم می توانیم بگوییم برخی سیاستمداران ایرانی تصور کردند که با امضای توافق هسته ای کار تمام شده و دیگر نیاز به ادامه مبارزه نیست و وقت آن رسیده که با حریف دست بدهند و از تشک کشتی خارج شوند.

اما حریف نشان داد که با این ضربه زمین نخورده و حتی شاید هم بتوان گفت این حریف بود که در برخی موارد با دقت به حرف رهبری جمهوری اسلامی گوش نهاد و به سمت نرمش قهرمانانه رفت در حالی که سیاستمداران خودی درگیر تحلیل نرمش قهرمانانه بودند.

از همان ابتدای امضای توافق هسته ای کاملا مشخص بود که آمریکایی ها به هیچ وجه در صدد نیستند که تعهدات خود در توافق هسته ای را اجرا کنند و اینگونه نیست که ماجرای خودداری آمریکا از اجرای تعهدات خود در برجام فقط مربوط به دوران پرزیدنت ترامپ باشد.

می توان گفت تفاوت آقای ترامپ با آقای اوباما فقط در این بود و هست که ترامپ رک گو تر است و صراحت وی منجر می شود که روی واقعی آمریکا نمایان گردد در حالی که اوباما سیاستمدار بود و چهره واقعی آمریکا را نمایان نمی کرد.

اینکه برخی با امید و آرزو هنوز امیدوار هستند که اتفاقی در آمریکا پیش آید تا شرایط تغییر کند یک امید واهی بیش نیست.

برخی امیدوار بودند تا دمکرات ها در انتخابات کنگره پیروز شوند و به نفع ایران فعالیت کنند و برخی دیگر امیدوار هستند تا در انتخابات بعدی ریاست جمهوری آقای ترامپ شکست بخورد و یک دمکرات سر کار بیاید که پایبند برجام باشد.

بزرگترین اشتباه همین جا است.

فراموش نکنید که همیشه شدیدترین تحریم ها زمانی بر ایران تحمیل شده که دمکرات ها سرکار بودند ونه جمهوری خواه ها و اگر دمکرات ها هم سر کار بیاید هیچ فرقی برای ایران نخواهد کرد چون سیاست کلی ایالات متحده در حال حاضر دشمنی با ایرانی ها است.

اینجا وقتی از ایرانی ها صحبت می کنیم منظور هم ملت و هم نظام ایران است و کسی نباید تصور کند که مشکل آمریکایی ها فقط با نظام جمهوری اسلامی است و اگر به تاریخ برگردید به وضوح می توانید این ماجرا را ملاحظه کنید.

توجه داشته باشید و فراموش نکنید اگر امروزه برخی کشورها با ایران همراهی می کند به دلیل "علاقه به ایران" نیست بلکه به دلیل "بغض نسبت به ترامپ" است.

باز هم تکرار می کنم توجه داشته باشید "بغض نسبت به ترامپ" و نه ایالات متحده.

یعنی اگر ترامپ رفتار خود را تغییر دهد و یا سیاست مدار دیگری در ایالات متحده در راس کار قرار گیرد ممکن است همه چیز تغییر کند.

علیرغم همه این ماجراها اما هنوز ایران فرصت دارد تا از نرمش قهرمانانه ای که انجام داد بهره برداری کند و تا دشمن نتوانسته توانمندی خود را بازگرداند اما اینبار باید به سمت "تدبیر قهرمانانه" روی بیاورد.

منظور از "تدبیر قهرمانانه" این است که به جای انتظار برای محقق شدن امیدها و آرزوها ایرانی ها باید امروزه تدبیری بیاندیشند تا از فرصت به دست آمده استفاده کنند و خواسته های خود را پیش ببرند.

اینکه مثلا ایرانی ها امیدوار باشند اروپایی ها خود قدمی برای آنها بردارند یک تصور بسیار اشتباه است.

اروپایی ها دست دولت ایران را خوانده اند و اطمینان پیدا کرده اند که دولت ایران هر طور که باشد تلاش خواهد کرد برجام را حفظ کند و از این واهمه دارد که اگر از برجام خارج شود اروپایی ها مجددا به صف آمریکا برگردند، در واقع اروپایی ها حتی این دیدگاه خود را حاشا نمی کنند ودر موارد زیادی ایرانی ها را تهدید می کنند که اگر از برجام خارج شوند اروپایی ها نیز مانند آمریکا در مقابل آنها قرار خواهند گرفت.

در مقابل هم اروپایی ها ایرانی ها را بازی می دهند که تصمیم دارند یک بسته تشویقی برای نگاه داشتن ایران در برجام تقدیم ایران کنند.

شما خودتان را جای اروپایی ها قرار دهید، هفتصد و پنجاه ملیارد دلار تبادلات تجاری با آمریکا داشته باشید و در مقابل چیزی حدود بیست ملیارد دلار تبادلات مالی کج دار و مریز با ایران ، کدام را انتخاب می کنید؟

علیرغم اینکه بسیاری روی بحث استقلال هویتی اروپایی ها حساب باز کرده اند اما وقتی بحث پول و تجارت مطرح می شود بسیاری از سیاستمداران حاضر هستند همه چیز خود را بفروشند حتی هویت.

به نظر می آید تدبیر مناسب در حال حاضر برای ایران آن است که به جای اینکه خود را وابسته به یک امید واهی کند چندین راهکار را به پیش ببرد تا بلکه یکی از این راهکارها بتواند راه خروجی از این بن بست ایجاد کند.

هدف آقای ترامپ از ابتدا هم این بود و هست که ایران را به سمت بن بست بکشاند و ایرانی ها وقتی به بن بست برسند مجبور باشند به همه خواسته های او تن دهند، هنوز ما به بن بست نرسیدیم و می توانیم قبل از رسیدن به بن بست برای رسیدن به هدف خود چند راه را پیدا کنیم اما اگر همینطور بنشینیم و صبر کنیم قطعا با بن بست مواجه خواهیم شد.

به عنوان مثال بنده در یک مقاله قبل تر در اسپوتنیک پیشنهاد داده بودم که به جای اینکه ایرانی ها منتظر کشورهای اروپایی باشند تا میزبان دفتر مالی رابط با ایران باشند مثلا سازمان ملل را تحت فشار قرار دهند که مسئولیت تقبل کند و خود اقدام به میزبانی این دفتر در یکی از مقرهای خود در اروپا باشد.

همچنين ایرانی ها می توانند تعاملات خود با دیگر کشورها مثل چین و روسیه و… را افزایش دهند تا طرف مقابل را متوجه کنند که ایران تنها نیست و همپیمانانی دارد که می توانند جایگزین کشورهای غربی باشند.

یکی دیگر از راهکار ها که به نظر می آید دولت جمهوری اسلامی به سمت آن روی آورده محکومیت ایالات متحده در مجامع بین المللی است که با اینکه از نظر اجرایی ممکن است سودی برای ایران در بر نداشته باشد اما به هر حال جایگاه ایالات متحده در مجامع بین المللی را متزلزل می کند.

بدیهی است در این راستا بهترین راه این است که ایران روی جنگ رسانه ای خود تمرکز بیشتری داشته باشد چون فعلا ایران با هجمه تبلیغاتی مواجه است وتوانمندی اینکه در مقابل این هجمه مقابله کند را ندارد.

وقتی اینجا در مورد جنگ رسانه ای صحبت می کنیم باید توجه داشته باشیم که در خط مقدم این جنگ تبلیغاتی رسانه هایی هستند که به زبان های غیر فارسی فعالیت دارند نه به زبان فارسی، چون مخاطبان زبان فارسی در جهان حد اکثر دویست ملیون نفر هستند که بیش از نیمی از اینها در کنار ایران ودر مقابل آمریکا قرار دارند، وقتی مثلا بحث رسانه انگلیسی زبان می شود یعنی چیزی حدود نیمی از اهالی کره زمین را هدف قرار دادن و یا وقتی در مورد زبان هایی مانند عربی و یا چینی و یا اسپانیایی و یا روسی ویا… صحبت می کنیم یعنی اکثریت باقیمانده سرزمین خاکی.

هر فعال اقتصادی موفق می تواند به شما بگوید در در یک مبارزه اقتصادی تبلیغات حرف اول را می زند و موسسه ای موفق تر است که هزینه تبلیغاتی بیشتر انجام دهد.

در جنگ رسانه ای هم همینطور، اگر می خواهیم در این جنگ مغلوب نشویم باید هر آنچه در توان داریم را در این راستا هزینه کنیم.


مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک