23:23 14 دسامبر 2018
آیا تحریم اقتصاد هزار و هفتصد ملیارد دلاری راحت است؟

آیا تحریم اقتصاد هزار و هفتصد میلیارد دلاری راحت است؟

© AFP 2018 / Atta Kenare
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
3186

حجم اقتصاد ایران بر اساس GDP 450 اما بر اساس GNP یا تولید خالص ملی سال 2017 میلادی (طبق گزارش بانک جهانی) چیزی حدود یک هزار و هفتصد میلیارد دلار است.

اگر خواستید مطمئن شوید می توانید این معیار را به راحتی در اینترنت جستجو کنید.

طبق این معیار ایران دارای 18 همین بزرگترین اقتصاد جهان در میان حدود 200 کشور می باشد.

 اگر بخواهیم خلاصه کنیم، GNP تولید ناخالص ملی کالا و خدماتی است که در یک اقتصاد ملی تولید می شود،

در این میان کل فروش نفت ایران در سال 2017 معادل 58 میلیارد دلار بوده که در مقایسه با تولید نا خالص ملی ایران عددی به حساب نمی آید.

حال چرا این عدد و ارقام را مطرح می کنیم؟

ما کشورهایی داریم که درآمد های بسیار سرشار از منابع مختلف دارند اما مردم آنها تولید کننده نیستند، به عنوان مثال امارات یا قطر و یا کویت و یا عربستان سعودی در مقابل کشورهایی داریم که علاوه بر منابع خدادادی مردم آن تولید کننده می باشند.

به دلیل اینکه دولت ها معمولا متکی به درآمد های سهل الوصول هستند خوب درآمد هایی مانند در آمد نفت می تواند روی عملکرد دولت های وابسته به این درآمد های سهل الوصول تاثیر بسزاریی داشته باشد اما اگر ملت ها تولید کننده باشند آنوقت فقط دولت باید توانایی استفاده از اقتدار ملت دارد تا بتواند بدون وابستگی به درآمد های سهل الوصول کار خود را ادامه دهد.

طبق آمار و ارقام زمان انقلاب حدود 90 درصد بودجه دولت وابسته به نفت بود و این نفرین نفتی به دولت های بعدی هم تسری پیدا کرد و تا سال 2011 میلادی بودجه دولت های مختلف در ایران شدیدا وابسته به درآمد نفت بود، و نهایت تلاشهای دولتها برای کنار گذاشتن وابستگی به نفت منجر شده بود که بودجه دولت ایران چیزی حدود 70 درصد وابسته به نفت باشد، و خوب مدیران دولتی هم به جای اینکه راه سخت برای تامین درآمد را طی کنند راه ساده را در آن زمان (سال 2011 میلادی زمانی که دولت آقای اوباما تحریم های نفتی شدیدی بر علیه ایران اعمال کرد) مدیران دولتی ایران مجبور شدند تا وابستگی بودجه به نفت را کاهش دهند و سال گذشته شاهد بودیم علیرغم اینکه ایران از همان GNP برخوردار بود اما طبق برنامه بودجه ای که جناب آقای روحانی به مجلس تقدیم کردند، تکیه بودجه ایران به درآمد نفتی چیزی حدود 27 تا 30 درصد رسید.

این ماجرا نشان می دهد که علیرغم اینکه تحریم ها می توانند فشار بر ایران را سنگین کنند اما به هیچ وجه نمی توانند این اقتصاد را به سمت فروپاشی ببرند، چون مردم ایران برعکس بسیاری از مردمان دیگر کشورها مخصوصا در منطقه خود تولید کننده درآمد هستند.

اگر طبق اظهار نظر مقامات آمریکایی درآمد دولت ایران از فروش نفت به صفر برسد شاید بتوانیم بگوییم آنوقت بزرگترین نعمت بر سر مردم ایران نازل می شود چون دولت مردان مجبور می شوند همه هم و غم خود را روی استفاده از توانمندی های دیگر کشور متمرکز کنند و بالطبع آنوقت حتی اگر تحریم ها هم رفع شود دیگر ایران نیازی به فروش نفت نخواهد داشت.

شاید این صحبت های بنده مقداری برای برخی که در زمینه های اقتصادی تبهر ندارند سنگین به نظر آید اما برای اینکه بخواهم ماجرا را ساده تر توضیح دهم باید بگویم مردم ایران عموما و در مقایسه با مردم دیگر کشورهای منطقه مردم ثروت مند و از نظر اقتصادی قدرتمند به حساب می آیند و مردم ضعیفی نیستند تا آمریکایی ها با تحریم بتوانند آنها را به زانو در آورند.

به عنوان مثال شرکت های خودرو سازی در ایران اعلام می کنند که برای فروش خودرو شروع به ثبت نام کرده اند (امری که در هیچ جای جهان متعارف نیست، و شاید در خود ایالات متحده رویای ماشین سازان این باشد که روزی برسد بتوانند این حجم و تعداد ماشینی که خودروسازان ایرانی پیش فروش می کنند را با تخفیف نقدی بفروشند چه برسد به پیش فروش) به یکباره می بینید ظرف چند روز مردم ایران چیزی حدود بیست تا سی میلیارد دلار ماشین پیش خرید می کنند.

شاید بسیاری متوجه نباشند این چه معنایی دارد اما این به این معنا است که مردم ایران پیش پیش چیزی حدود قیمت پنج کارخانه ماشین سازی را به نوعی به حساب خودرو سازان واریز کرده اند.

اگر این خودروسازان توانمندی تولید نداشته باشند این از ضعف مدیریت آنها است و نه از عدم وجود سرمایه و یا حتی امکانات.

همین ماجرا در مورد ملک واملاک نیز صدق می کند.

شما اگر تعداد افرادی که در ایران مالک منزل شخصی هستند را نسبت به جمیعت محاسبه کنید و همین محاسبه را مثلا در مورد ایالات متحده که بزرگترین اقتصاد جهان را دارا می باشد انجام دهید می بینید درصد ایرانی هایی که مالک خانه هستند بسیار بیشتر است.

همین مقایسه را روی نسبت تحصیل کنندگان دانشگاهی انجام دهید.

درصد تحصیل کنندگان دانشگاهی، طبق آمار خود ایالات متحده، حدود 25 درصد است، در حالی که در ایران طبق همان آمار 57.3 درصد جمیعت جوان تحصیل کرده دانشگاهی هستند، یعنی چیزی بیش از دو برابر.

اینها فقط برخی ارقام و اعدادی بودند که برای توضیح ماجرا ارائه دادم واگر بخواهیم مقایسه بیشتری انجام دهیم شاید به یک کتاب بزرگ نیاز داشته باشیم تا بخواهیم در موارد مختلف ریز شویم.

این آمار و ارقام نشان می دهد که ایرانی ها هم از نظر ثروت ملی، هم از نظر قدرت اقتصادی، و هم از نظر امکانات خدادادی، وهم از نظر توانمندی وتحصیلات نیروی انسانی جوان در رتبه های بسیار بالای جهانی قرار دارند و بدیهی است به هیچ وجه نه فقط ایران را نمی توان با دیگر کشورهای منطقه مقایسه کرد بلکه حتی با بسیاری از کشورهای مدعی پیشرفته بودن نیز نمی توان مقایسه کرد و اینگونه نیست که مثلا برخی تصور می کنند مثلا تحریم هایی که آمریکا بر علیه کره شمالی و یا عراق و یا ونزولا و یا… انجام داده به همان شکل می تواند روی ایران جواب بدهد.

با این شرایط می توان گفت امروز فقط ایرانی ها به یک مدیریت توانمند نیاز دارند تا بتواند از این شرایط فرصت بسازد و اقتصاد ایران به راحتی می تواند نه فقط در مقابل تحریم ها مقاومت کند بلکه می تواند تحت فشار تحریم ها شکوفا گردد.

 

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک