19:58 16 نوامبر 2018
عمان چرا؟

عمان چرا؟

© AFP 2018 / THOMAS HARTWELL
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
42811

سفر آقای بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل به مسقط شاید برای برخی موجب شوک و ناراحتی شد اما اگر واقعیت های ماجرا را کنکاش کنید می توانید ببینید که این ماجرا مساله جدیدی نبوده و فقط به نوعی آشکار سازی یک واقعیتی بود که سالها پنهان کاری می شد.

کارشناسان امور منطقه و کشورهای موسوم به عربی به خوبی می دانند که عمان همیشه تافته جدا بافته از دیگر کشورهای موسوم به عربی بوده و هست.

اینجا از عبارت "موسوم به عربی" به جای عربی استفاده می کنم به دلیل اینکه بسیاری از کشورهایی که امروزه در اتحادیه عرب حضور دارند اصالتا عرب نیستند ویا ریشه عربی ندارند ویا اینکه خود را همسو با تفکر های دیگر کشورهای عربی نمی دانند و اصلا تصمیمات جمعی اتحادیه را قبول ندارند و فقط به دلیل برخی شرایط زمانی وجغرافیایی با همسایگان خود همسو شده اند.

به عنوان مثال کشوری مانند لبنان حدود 25 سال جنگ داخلی را شاهد بود که یکی از مهمترین جدل ها در آن بحث اینکه لبنانی ها عرب هستند یا نه را داشت.

بسيارى از لبنانی ها هنوز قبول ندارند که عرب هستند و خود را فینیقی می دانند وبه همین دلیل به هیچ وجه قبول ندارند پیشوند و یا پسوند عربی در نام کشورشان باشد و به نام همان "الجمهوریه اللبنانیه" اکتفا می کنند.

همين ماجرا در مورد دیگر کشورهای موسوم به عرب نیز صدق می کند.

بسيارى از مصری ها و تونسی ها و الجزایری ها و مراکشی ها و… نیز همین دیدگاه را دارند.

زمانى که کشورهای موسوم به عربی از سلطه خلافت عثمانی آزاد شدند بسیاری از آنها عملا نمی دانستند که پس از آزادی حالا می خواهند چه کار کنند.

تقسيم بندی های کشورها هم بر اساس توطئه کشورهای استعماری مخصوصا انگلیس وفرانسه انجام شد و انگلیس و فرانسه بودند که مرزهای بسیاری از کشورهای منطقه را ترسیم کردند نه عوامل قومی و یا جغرافیایی و یا حتی مذهبی و یا دینی.

به همین دلیل مشاهده می کنیم که مثلا در حال حاضر بسیاری از عشایر و قبایل موجود در مرزهای میان کشورهای منطقه با هم نسبت دارند اما برخی اعضای یک عشیره در یک کشور و با شناسنامه یک کشور زندگی می کنند و برخی دیگر در کشور دیگری و شناسنامه دیگر.

زمان خلافت عثمانی تعدادی از کشورهای اسلامی به نوعی وبه دلایل مختلفی از نوعی استقلال برخوردار بودند.

مثلا مصر ایالتی شبه مستقل بود و کویت و عمان و حتی یمن هم از نوعی استقلال از حکومت عثمانی برخوردار بودند در حالی که دیگر کشورهای اسلامی موسوم به عربی تحت سلطه مطلق حکومت عثمانی بودند.

قبل از ایجاد عربستان سعودی مرکز صحرای جزیره العرب به دلیل شرایط آب و هوایی به نوعی بی صاحب بود و به جز راهزنان و دزدان و غارتگران و مجرمین فراری تقریبا هیچ کس تمایل نداشت در این صحرای بی آب و علف زندگی کند و اگر اماکن مقدس اسلامی مانند مکه و مدینه و درآمد های سرشار آنها نبود چه بسا حتی هیچ کس به فکر تصرف این سرزمین نمی افتاد.

به هر حال پس از به وجود آمدن کشوری به نام عربستان سعودی و اکتشاف نفت در آن دیگر کشورهای کوچکتر جزیره العرب مشکل بزرگی به نام برادر بزرگتر پیدا کردند که یا می بایست حرف اش را گوش دهند و یا اینکه با سیلی های او مواجه شوند.

مى بینیم که امروزه عربستان سعودی چه بلایی را سر یمن آورده و قطر را در محاصره قرار داده و بحرین را به نوعی اشغال کرده.

اگر سه کشور دیگر جزیره العرب مانند کویت و امارات و عمان توانسته اند از شر برادر بزرگتر در امان بمانند به این دلیل است که اینان به نوعی برخی معادلات را ایجاد کردند که با برادر بزرگتر در تعامل باشند و عربستان بلایی سر آنها نیاورد.

امارات که کاملا در آغوش عربستان قرار گرفته و کویت نیز پس از جنگ با عراق تلاش می کند هیچ مشکلی در رابطه اش با عربستان سعودی بوجود نیاید می ماند عمان که در بسیاری از موارد ساز ناکوک با عربستان را می زند.

دليل اینکه عربستان سعودی فعلا دندان روی جگر گذاشته و رفتار عمانی ها را تحمل کرده این است که فعلا با بقیه درگیر است واگر فراغت بال پیدا کند قطعا حساب عمان را خواهد رسید.

عثمانى ها هم این ماجرا را به خوبی می دانند و هنوز شورش ظفار را فراموش نکرده که با حمایت وتحریک عربستان سعودی تلاش کردند سلطان قابوس را سرنگون کنند واگر حمایت ایران نبود امروزه شاید سلطان نشین عمان به چیزی شبیه یمن تبدیل شده بود.

به هر صورت از آن زمان سلطان قابوس تلاش کرد برای اینکه ثبات سیاسی در کشور خود را حفظ کند از همه جریان های سیاسی مختلف جهان دور بماند و عمان را به نوعی به مرکز تعامل کشورهای متخاصم تبدیل کند.

با این سیاست سلطان قابوس تلاش دارد از حمایت همه برخوردار باشد.

در این سیاست چیزی به نام دشمن وجود ندارد و عمان در بسیاری از اختلافات مانند اختلافات ایران و آمریکا و یا عربستان و یمن و یا ایران و عربستان و یا حتی پاکستان و هند و… تلاش کرد نقش میانجی را بازی کند.

با این سیاست سلطان قابوس توانست کشور خود را از بادهای مختلف که از اینور و آنور می وزد حفظ کند و نقش فعالی در معادلات منطقه بازی کند.

بر کسی پوشیده نبود که عمان همانند ایران قبل از انقلاب ارتباطاتی با اسرائیل دارد و در برخی موارد اسرائیلی ها از واسطه عمانی ها در گفتگو با دیگر کشورهای متخاصم با آنها استفاده می کردند و در مورد ماجرای فلسطین عمان جزو کشورهایی به حساب می آید که حامی طرح ایجاد دو کشور یهودی و فلسطینی می باشند.

در بسیاری از موارد هم عمان تلاش کرد به عنوان میانجی میان دو طرف وارد عمل شود.

با توجه به اینکه حضور ترامپ در کاخ سفید منجر به بسته شدن تمام دربها در مقابل فلسطینی ها شده ظاهرا عمانی ها با تحریک آمریکایی ها بر آن شده اند که به جای ایالات متحده نقش میانجی را میان فلسطینی ها و اسرائیلی ها بازی کنند.

براى اینکه عمانی ها بتوانند این نقش را واضح تر بازی کنند ظاهرا تصمیم گرفته اند رابطه خود با اسرائیل را علنی کنند تا به وضعیت خود رسمیت بخشند.

گو اینکه ممکن است بسیاری انتقادات به این رفتار عمان داشته باشیم اما باید توجه داشته باشیم که امروزه عمان به حمایت آمریکا و اسرائیل در مقابل برادر بزرگتر نیاز دارد.

برخى حتی باور دارند که عربستانی ها برای فرار از ماجرای خاشقجی تلاش داشتند به نوعی یک بحران در عمان ایجاد کنند تا همه توجه ها به سمت آن کشیده شود و همانگونه که قطری ها برای مقابله با عربستان خود را تحت الحمایه ترکیه و ایالات متحده و انگلیس قرار دادند عمان هم تلاش می کند خود را تحت الحمایه اسرائیل و آمریکا قرار دهد.

 

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک