03:22 16 نوامبر 2018
وقتی ایرانی ها باید دست به دامان عزرائیل شوند

وقتی ایرانی ها باید دست به دامان عزرائیل شوند

© Sputnik / Soheil Gargari
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
2264

آفت ای که سالهاست گریبانگیر مردم ایران شده، مدیرانی هستند که منافع کرسی مدیریت دولتی آنقدر به آنها مزه داده که به هیچ صراطی حاضر نیستند دست از سر این کرسی ها بردارند وظاهرا تا زمانی که عزرائیل به داد مردم ایران نرسد این مشکل قرار نیست حل شود.

به هر اداره ای مراجعه کنید مدیران ارشد وکارمندان ادارات دولتی می نالند که کار دولتی صرف نمی کند ودرآمد آنها کم است، اما مشخص نیست که اگر صرف نمی کند این مدیران چرا پس از بازنشستگی به در و دیوار می زنند که به شکل دیگری به شغل خود بازگردند.

در دوره هایی بسیاری از شرکت ها و موسسات دولتی ایران زیان ده تلقی می شدند و به این دلیل دولت های قبل در ایران تلاش داشتند برای سبک کردن بار این شرکت ها آنها را به بخش خصوصی واگذار کنند، و به اصل 44 قانون اساسی استناد کردند تا این شرکت ها را به بخش خصوصی واگذار کنند، اما در نهایت دیدیم به جای خصوصی سازی بخش بزرگی از این شرکت ها به قول جناب آقای روحانی خصولتی شد.

مشخص نیست که اگر این شرکت ها زیانده بودند چرا بازنشستگان و مدیران این شرکت ها حاضر شدند این شرکت ها را بخرند، و چرا پس از اینکه این شرکت ها و موسسات از دست دولت خارج شد به یکباره از زیانده به سود ده تبدیل شد؟

بسته بودن سیستم اداره ایران برای استخدام را می توان یکی از دلایل به وجود آمدن این شرایط داشت چون برخی که در دوره هایی توانستند به استخدام ادارات و موسسات دولتی در آیند نوعی انحصار برای خود ایجاد کردند تا دیگران نتوانند وارد سیستم دولتی شود و نیروی جدید برای اداره ادارات دولتی تربیت شوند و امروزه سیستم دولتی با مشکل کمبود نیرو برای پر کردن پست های مدیریتی مواجه شود.

شايد بتوان گفت برخی عمدا چنین کاری را انجام دادند تا خود فقط در راس پست های مدیریتی باشند و دیگران نتوانند رشد کنند و به این پست ها برسند و هر کسی که شایسته بود و به نوعی خطری برای کرسی آنها به حساب می آمد و یا می آید و یا اینکه توانایی رشد در سیستم را دارد به نحوی از صحنه حذف کرده اند و حذف می کنند.

بسيارى از نخبگانی که توانایی رشد در سیستم دولتی را داشتند پس از اینکه با این مدیران مواجه شدند مجبور شدند سیستم دولتی را ترک کنند و یا به بخش خصوصی بپیوندند و یا کشور را ترک کنند.

با توجه به اینکه بقیه هم مجبور می باشند سر طاعت در مقابل این مدیران خم کنند و می دانند همان آب باریکه آخر ماه آنها وابسته به رضایت اینها است، و اگر این مدیران راضی نباشند حتی اضافه کاری که انجام داده اند محاسبه نمی شود، این مدیران می توانند یکه تازی کنند و در بسیاری از موارد می بینیم اختلاس هایی که ندرتا در ایران به وقوع می پیوست امروزه به صورت کلان بوقوع می پیوندند.

عليرغم اینکه این مدیران خود را به جناح های مختلف سیاسی چسبانده اند اما مشاهده می شود حتی پس از انتخابات و تغییر دولت ها همین ها فقط جابجا می شوند و هیچ تغییری در سیستم دولتی بوجود نمی آید تا دولت بتواند کارآمد باشد چون سیستم دولتی بسته است و مدیران ارشد مجبور هستند فقط از همین افراد استفاده کنند.

در واقع انتخابات به این دلیل است که مردم نشان دهند از عملکرد کدام دولتی راضی هستند و کدام دولت را قبول دارند و اگر مردم عملکرد مدیران قبلی را قبول داشتند هیچ وقت به دنبال تغییر نمی بودند، ولی با این شرایط مدیران قبلی در دولت های بعدی سرکار می مانند چون پست و سمت رسمی دارند و سیستم دولتی برای استخدام نیروهای جدید بسته است.

حال اگر ماجرا با بازنشسته شدن این مدیران تمام می شد، باز می شد گفت مردم پس از مدتی می توانستند امیدوار باشند با تغییر این مدیران نا کارآمد اوضاع مملکت رو به بهبودی پیش برود و از دست آنها نفس راحتی بکشند، و یا اینکه حد اقل تغییری در سیستم اداری مملکت مشاهده کنند اما مشاهده می شد که این مدیران پس از بازنشستگی از ماده و تبصره های مختلف استفاده می کردند تا با زد و بند مجددا به کرسی های مدیریتی خود برگردند ویا کرسی مدیریتی دیگری را اشغال کنند.

بزخى نیز یک کرسی مدیریتی برایشان کافی نبود و با زد وبند چندین کرسی مدیریتی را اشغال می کردند.

چه خوب چه بد مجلس شورای اسلامی قانونی را تصویب کرد که بتوان جلوی این جریان را گرفت و مدیران بازنشسته دیگر به استراحت بپردازند.

عليرغم اینکه این قانون شامل همه بازنشستگان می شود اما در واقع هدف این قانون همان مدیرانی است که به نوعی مثل زالو به کرسی های مدیریتی چسبیده اند و نفس قوه مجریه مملکت را حبس کرده اند.

با اینکه بسیاری باور دارند که این قانون می بایست بسیار قاطع تر می بود و هیچ ماده و تبصره و استثنایی برای هیچ کس قایل نمی شد اما با این حال قانون به این شکل تصویب شد و شورای محترم نگهبان هم آن را تایید کرد و دیگر لازم الاجرا می باشد.

با اینکه کمتر از یک ماه تا ضرب الاجل اجرای این قانون بیشتر نمانده اما مشاهده می شود که بسیاری از مدیران دولتی به دنبال ماده و تبصره هستند که از اجرای این قانون سرپیچی کنند و جای تاسف دارد که برخی نیز تلاش می کنند ماجرا را جناحی و سیاسی جلوه دهند.

قاطع بودن مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان در اجرای این قانون و همچنین قاطع بودن قوه قضائیه در برخورد با متخلفین می تواند منجر به آن شود که در نهایت سیستم دولتی مجبور شود خود را جوانسازی کند و فضا را برای نسل جدید جهت اداره مملکت باز کند.

در صورتی که این قانون به هر دلیلی با شکست مواجه شود و یا برخی بتوانند از زیر آن در بروند آنوقت باید گفت این فقط حضرت عزرائیل (ع) است که می تواند به داد مردم ایران برسد وفضا را برای نسل جوان جهت مشارکت در اداره مملکت خود باز کند.

 

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک