21:05 16 اکتبر 2018
پولدارهای سکته می کنند فقرا زنده می مانند!

پولدارها سکته می کنند فقرا زنده می مانند!

© REUTERS / Raheb Homavandi/TIMA/Files
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
0 131

اتفاق جالبی که اخیرا در ایران اتفاق افتاده این است که به دلیل بالا رفتن قیمت ارز تاجران قیمت بسیاری از کالاها را چهار تا پنج برابر افزایش دادند اما یک فقیر هم به دلیل این ارتفاع قیمت ها سکته نکرد، ولی همین که قیمت ارز در بازار مقداری پایین آمد چندین پولدار سکته کردند.

بچه که بودیم عنوان سوال بسیار مطرح همیشه در اولین انشاهای بچه ها "علم بهتر است یا ثروت" بود.
علیرغم اینکه هر کس می باید نظر خود را منعکس کند ولی معلم ها همیشه تلاش داشتند بچه ها را قانع کنند که علم بهتر از ثروت است.
در نهایت وقتی که بسیاری تحصیلات خود را تا آخر ادامه می دهند می بینند که مثلا شخصی مانند بیل گیتس که دانشگاه را ترک کرده ثروت کلانی به دست می آورد و هزاران تحصیل کرده را به استخدام خود در می آورد و در نهایت زندگی اش بهتر از آن تحصیل کرده ها است.
البته حد اقل می توانیم بگوییم در ظاهر زندگی اش بهتر از بقیه است چون از ته و توه زندگی اش بی خبر هستیم.
حال برگردیم به ایران.

بسیاری امروزه در ایران به دنبال کسب سریع ثروت هستند در حالی که هنوز هم برخی همان آب باریکه را قبول دارند و حاضر نیستند با زندگی خود قمار کنند.
قیمت دلار (به عنوان یک ارز مرجع) ابتدای سال در ایران حدود 3400 تومان بود (دولت بودجه امسال خود را بر آن اساس بسته) و این اواخر به 19000 تومان هم رسید.

البته این قیمت در میان دلال ها معامله می شد و هیچوقت در بازارهای رسمی مورد تداول نبود ولی همه تاجران و کاسب کاران و ثروتمندان قیمت کالای خود را روی دلار 20 هزار تومانی بستند.
یعنی قیمت برخی کالا ها تا بیش از پنج برابر افزایش یافت و هیچ کاسب کاری از این ماجرا مستثنا نبود.
بسیاری از مردم ایران هم عادت کرده اند فراموش کنند قیمت ارز 3400 و یا حتی روز هفت تومان برای یک دلار بوده و دلشان خوش است که مثلا قیمت ارز از نوزده تومان مثلا به ده یا چهارده هزار تومان سقوط کرده.
گو اینکه طبق همه معادلات اقتصادی بالا و پایین رفتن قیمت ارز بزرگترین ضربه ها را به اقتصاد یک کشور وارد می کند و مهم نیست قیمت ارز چه قدر است بلکه مهم فقط ثبات قیمت آن است.
در واقع این ماجرا منجر شد که خط درآمد برای حد اقل زندگی از چیزی حدود سه ملیون تومان به چیزی حدود ده ملیون تومان در ماه جابجا شود و امروزه هر کس در ایران کمتر از هشت ملیون تومان در ماه در آمد داشته باشد را می توان زیر خط فقط دانست.
البته ممکن است این سطح درآمد در شهرستان ها فرق کند اما به همان نسبت هم خط فقر قبلی هم فرق می کند.
با توجه به اینکه درآمد عموم ایرانی ها به ریال بوده (هر تومان ده ریال است) و افزایش چندانی در حقوق کارمندان شاهد نبودیم امروزه بخش بزرگی از قشر متوسط جامعه، که بخش عمده جامعه ایران را تشکیل می دهند، به زیر خط فقر سقوط کرده اند و توان خرید آنها از بین رفته.

بخش باقیمانده قشر متوسط جامعه هم دست و پا می زنند تا به زیر خط سقوط نکنند.
با ادامه این روند می توان گفت بزودی شاهد آن خواهیم بود که جامعه ایران از مجموعه سه قشر فقیر — متوسط و ثروتمند تشکیل می شد به یک جامعه دو قطبی دارا و ندار تبدیل شود.
با این حال به در جامعه ندارها مشاهده نکردیم که حتی یک نفر سکته کند و ندارها تلاش خود را دو چندان کردند تا خود را بالا بکشند و به زیر خط فقر سقوط نکنند.
در مقابل شاهد آن بودیم که خیلی از دارا ها در این برهه کوتاه توانستند با سوء استفاده از شرایط موجود پله های ترقی مالی را با آسانسورهای سریع السیر طی کنند و سریع خود را به بالا بکشند.
با سقوط قیمت ارز و طلا در بازار شاهد آن بودیم که بسیاری از این داراها سکته کردند چون وجود خود را وابسته به دارایی خود می دانستند.
گویند: "آنکه آب از سرش گذشته فرقی ندارد چه یک وجب چه صد وجب".
مشخص است آنکه زیر خط فقر قرار دارد برایش هیچ فرقی ندارد که یک وجب زیر خط فقر باشد چه صد وجب، یا می تواند خود را به بالای آن خط بکشاند و یا همان زیر باقی خواهد ماند و مجبور خواهد بود با شرایط موجود بسازد و بسوزد و به این دلیل تلاش می کند حد اقل خود را با چیزهای دیگری که دارد تسکین دهد اما آنکه دارا است اگر به یکباره حتی بخشی از دارایی خود را از دست دهد نمی تواند خود را تسکین دهد و به این دلیل سکته می کند.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک