19:37 16 اکتبر 2018
نامه به پوتین در مورد سرنگونی هواپیما

نامه به پوتین در مورد سرنگونی هواپیما

© Sputnik / Alexei Nikolsky
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
5362

اسپوتنیک- سربازان روسی کشته شدند، نام گناه کار معلوم است، اما آیا رئیس جمهور ولادیمیر پوتین قصد دارد پس از گفتگوی تلفنی با نتانیاهو، او را بفهمد و ببخشد؟

رسانه مدیاپارت فرانسه نامه سرگشاده وبلاگ نویس عبدالله وهابی به پوتین را درج کرده است. در این نامه آمده است: آقای رییس جمهور! رهبری روسیه تا کنون تمام نتیجه های لازم را از "مشارکت با ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای عضو ناتو" که توسط نخبگان فاسد دولت گورباچف و سپس یلتسین آغاز شده است، انجام نداده است. آنها بازهم قرص های تلخ رسیده از "شرکا" را می خورند و منتظر گام های متناوبشان هستند. در همین حال، موقعیت استراتژیک روسیه تنها بدتر می شود: تحریم ها، کودتای خصمانه در اوکراین، استقرار نیروهای آمریکایی در مرزها… و کار با این متوقف نخواهد شد. باید کاری کرد تا وضعیت عوض شود.

واقعیت این است که پس از عبور از آستانه مشخص زرادخانه هسته ای، برتری تکنولوژیکی و پتانسیل اقتصادی، حتی یک کشور کوچک مانند کره شمالی می تواند صدمه های غیر قابل قبول به ایالات متحده را به بار آورد و آنها را از نقش رهبر غرب امپریالیست محروم کند. برای انجام این کار، لازم است که از سخنگویی به ایجاد شرایط سخت و در صورت لزوم به یک درگیری واقعی، اما محدود (و یا سراسری، اگر دشمن آن را می خواهد) حرکت کرد. روسیه دارای منافع خود است. خروشچف کفش خود را بر روی میز در شورای امنیت سازمان ملل متحد کوبید و ایالات متحده مجبور به گوش دادن به او شد: آمریکا دیگر سعی در حمله به کوبا نداشت. اما روسیه اتحاد شوروی نیست و سوریه کوبا نیست. مطلب سر این است که بین جنگ مردمی و جنگ نخبگان سرمایه داری — امپریالیستی فرق وجود دارد.

در جنگ مردمی، رهبری کشور از آسیب رساندن به رفاه و سطح زندگی خود نمی ترسد و حتی آماده برای فداکاری زندگی است: تنها آینده کشور برای آن ارزش دارد. به عنوان مثال، به جنگ و انقلابها در طول قرن بیستم نگاه کنیم، عمدتا انقلاب اکتبر در روسیه و انقلاب مردمی در چین است که منجر به تشکیل جمهوری خلق چین شد. انقلاب اسلامی ایران و مقاومت قهرمانانه رهبران کوبا و مردم شجاع و سربلند آن باید به این فهرست اضافه شود.

در هر صورت، حکومت مردمی همیشه می تواند یک جنگ دشوار را تجربه کند. اما نخبگان در جنگ سرمايه داری و امپرياليستی، نمی خواهند ثروت خود را از دست بدهند. آنها می گویند حتی اگر گیری با "کشور کوچکی" رخ دهد، طرف سوم ممکند است در صحنه ظاهر شود.

اما اجازه دهید به روابط ایالات متحده، اسرائیل و روسیه بازگردیم. بدون شک، روسیه دارای منافع خود در آسیا، اروپا و مدیترانه است. هر طوری شده، روسیه را به طور مداوم و مرحله به مرحله تحت فشار قرار داده و مجبورش می کنند بخش بعدی منافع خود را رها کنند. این سخت است، اما تا کنون قابل تحمل.

شما، آقای پوتین، بیانیه ای را مطرح کرده اید، که در آن وضعیت نرم کننده برای اسرائیل تشریح شده است. این امر حقیقت کشته 15 تن از نظامیان، نابودی هواپیمای دارای تکنولوژی پیشرفته و سیلی خوردن در برابر جهان را از بین نمی برد.

باور نکردنی است که چقدر روسیه حاضر است تا بدون جواب تحمل کند و از یک کشور میکروسکوپی و دست ساخته ایالات متحده آمریکا صبر کند! ارتش آمریكا چه می كرد اگر 15 تن نیروی نظامی آن جان باختند؟

هر طوری شده رهبری روسیه می تواند برای صبر و شکیبایی خطوط قرمز را مشخص کند، مشابه آنچه که خروشچف در رابطه با کندی داشت، و او را مجبور کرد موشک های خود را از ترکیه در ازای حذف موشک های شوروی از کوبا، بردارد: این رهبر نترسید سراسر خاک آمریکا را تحت خطر مستقیم و وحشتناک هسته ای قرار دهد. اخیرا نیز ما شاهد بودیم که کیم جونگ اون همه توان نظامی ایالات متحده را به باد مسخره گرفت، اگرچه ترامپ همچنین ادعا کرد که او "بزرگترین دکمه" را دارد، وی متوجه شد که حتی یک دکمه کوچک کره ای می تواند به آمریکا موشک پرتاب کند و منافع سرمایه داران آن کشور را محو و نابود سازد.

همانا به روسیه این امر بستگی دارد که برخورد به آن در جهان چگونه باشد: به عنوان یک متحد موقت و اجباری (برای اینکه بهتر یافت نشده است) یا دوست واقعی. در هر صورت ناظران مطرح می دانند که روسیه وسایل کافی برای پیشبرد منافع خود (اوکراین، گسترش ناتو، تحریم های تجاری) و منافع متحدینش دارد. روسیه فقط باید بخواهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک