04:55 21 سپتامبر 2018
رسانه های اجتماعی ای که مردم ایران را هیپنوتیسم کرده اند

رسانه های اجتماعی ای که مردم ایران را هیپنوتیسم کرده اند

© AFP 2018 / Carl Court
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
1113

بر کسی پوشیده نیست که امروزه رسانه های اجتماعی در سطح جهان توانسته اند از نفوذ بسزایی برخوردار شوند و بسیاری از جوامع بشری را تحت تاثیر خود قرار دهند اما در برخی جوامع این تاثیر به چیزی شبیه هیپنوتیسم تبدیل شده.

تاثیر رسانه های اجتماعی در برخی جوامع به حدی بالا رفته که تظاهرات و شورش های اجتماعی را نیز هدایت می کند.
جامعه ایران هم از این ماجرا مستثنا نمی باشد.
البته بماند که امروزه متخصصان اجتماعی و رسانه ای به نام برای تاثیر بر جامعه ایران به کار گرفته شده اند و ملیاردها دلار هزینه استخدام اینان شده واز جدید ترین روش های جنگ رسانه ای بر علیه ایران استفاده می شود، در مقابل ایرانی ها هنوز وابسته به همان شگردهای قدیمی رسانه ای هستند و بسیاری از مسئولین رسانه ای هنوز خود را به روز رسانی نکرده اند و رسانه های داخلی ایران توان جذب مخاطب خود را از دست داده اند.
آنقدر رسانه های داخلی تاثیر خود بر جامعه را از دست داده اند و رسانه های دشمن و همچنین رسانه های اجتماعی آنها توانسته اند در میان مردم نفوذ پیدا کنند که هر دروغی را بخواهند می توانند به مردم ایران الغا کنند.
در واقع اینان توانسته اند خواسته جامعه و نکاتی که توسط جامعه مورد پذیرش هستند را پیدا کنند و با مانور دادن روی آن بخش های مختلفی از جامعه ایرانی را هیپنوتیسم کنند و تحت تاثیر خود قرار دهند.
امروزه با استفاده از رسانه های اجتماعی اینان جامعه هدف خود را مشخص می کنند و روی جامعه هدف خود متمرکز می گردد.

حدود دو قرن پیش وقتی که کشورها و سیاست مداران متوجه بحث تاثیر رسانه ها شدند، رسانه ها مصطلحا از سبک تزریقی استفاده می کردند و چون مردم هیچ گزینه دیگری نداشتند وهر آنچه این رسانه ها مطرح می کردند را مجبور بودند بپذیرند اما کم کم رسانه های فرامرزی جای خود را باز کردند و کشورها توانستند با رسانه های خود روی سیاست های دیگر کشورها تاثیر بگذارند و امروزه رسانه های اجتماعی مخاطبین هدف را به صورت گزینشی هدف قرار داده اند.
کشورهایی که به اهمیت رسانه توجه داشتند تلاش کردند خود را با شرایط جدید وفق دهند در حالی که کشورهایی که به این ماجرا توجه نداشتند قربانی این حملات رسانه ای شدند.
بسیار معروف است که رضا شاه دستور داده بود فروش و نگهداری رادیو در ایران ممنوع باشد چون باور داشت رادیو بی بی سی می خواهد مردم را بر علیه او بشوراند ولی مردم بصورت قاچاقی هم که شده بود رادیو تهیه می کردند و به بی بی سی گوش می دادند تا بدانند آن چیست که رضا شاه نمی خواهد آنها بشنوند.
عموما مصطلحی است که می گوید هر آنجه ممنوع است مرغوب است.
همین ماجرا منجر شد که بی بی سی بتواند نفوذ دو چندانی در میان مردم پیدا کند و در نهایت انگلیس بتواند کاری کند که مردم حاضر نباشند از رضا شاه حمایت کنند و رضا شاه را به راحتی سرنگون کنند.
در واقع رضا شاه اشتباه نمی کرد و بی بی سی تلاش داشت روی جامعه ایران تاثیر بگذارد اما تصمیمات اشتباه وی منجر به آن شد به جای اینکه با توطئه دشمن مقابله کند، آب در آسیاب دشمن بریزد.
در همان زمان اگر رضا شاه اجازه می داد فضای رسانه ای داخلی باز شود و فعالین رسانه ای ایرانی به شگردهای نوین آنزمان به مبارزه با دشمن بپردازند ومردم به جای اینکه به رسانه خارجی وابسته شوند به رسانه داخلی وابسته می شدند و رسانه های داخلی اطمینان آنها را جلب می کردند، قطعا مردم ایران هم آگاه تر می بودند و تحت تاثیر بی بی سی قرار نمی گرفتند.
چه بسا حتی شاید خیلی از مردم هم حتی به خود زحمت نمی دادند تا کانال بی بی سی را روی رادیو ها پیدا کنند و به آن گوش بدهند.
اگر الان به برخی کشورها مثل ایالات متحده مراجعه کنید می بینید که اکثر مردم به هیچ وجه به رسانه های خارجی توجه نمی کنند چون رسانه های داخلی آنقدر نیاز های آنها را برآورد نموده و آنها را مشغول خود کرده که اصلا احساس نمی کنند نیاز به رسانه دیگری دارند.
این رسانه ها هم روز به روز تلاش می کنند خود را بروز کنند و خواسته مخاطب که از نظر آنها مشتری است را برآورده کنند نه مثل بسیاری از رسانه های ما که تلاش دارند فقط خواسته سرمایه گذار را با ابتدایی ترین روش ها القا کنند.
امروزه در ایران همین ماجرا سبب شده که دشمنان بتوانند به نقطه ضعف اساسی ما پی ببرند و به هر نحوی که می خواهند روی جامعه تاثیر بگذارند.
مثلا چند روز پیش بنده یک خبر را دیدم در رسانه های اجتماعی رد وبدل می شود مبنی بر اینکه سفیر سوئد در تهران در یک سفر به چهارمهال و بختیاری در یک رقص بختیاری مشارکت داشته و پخش کنندگان خبر مدعی بودند که دولت ایران از شرکت این خانم سفیر در این رقص ناراضی بوده.
من کنجکاو شدم و فیلمی را که پخش شده بود را مشاهده کردم، در آن صورت رقصنده مشخص نبود اما با توجه به شناختی که از سفیر سوئد در تهران داشتم احساس کردم این فرد به هیچ وجه نمی تواند سفیر سوئد باشد چون هیکل رقصنده حد اقل دو برابر هیکل سفیر سوئد که یک خانم لاغر اندام و بسیار ظریف است بود، همچنین حرکاتی که توسط رقصنده انجام می شد حرکاتی نبود که معمولا سفیر سوئد در تهران که یک خانم وزین است انجام دهد.
اما آنقدر این خبر بخوبی تهیه شده بود و مخاطب پیدا کرده بود که خود من هم به شک افتادم.
اتفاقا روز پنج شنبه در مراسم خداحافظی سفیر ژاپن در تهران سفیر سوئد هم حضور داشت و با او در این مورد صحبت کردم و وی خیلی از انتشار این خبر ناراحت بود.
وی اظهار می داشت که اصلا آنجا نبوده و اصلا این فیلم به او مربوط نمی شود اما خانم مسیح علینژاد (که به عنوان خبرنگار آزاد برای رسانه های خارج کار می کند) این ماجرا را ساخته و منتشر کرده و بسیاری هم باور کرده اند در حالی که به هیچ وجه صحت ندارد.
وی اظهار می داشت اگر احیانا در این رقص شرکت کرده بود قطعا افتخار می کرد و خود آن را منتشر می کرد اما به دلیل اینکه این ماجرا ساختگی و دروغ بوده و هدف از انتشار آن رسیدن به اهداف دیگری بوده ناراحت است.
این ماجرا را تعریف کردم تا به یک مثال زده باشم رسانه های بیگانه و رسانه های اجتماعی چگونه می توانند حتی یک خبر دروغ را القا کنند و بسیاری از مردم هم آن را باور کنند.
باید توجه داشته باشیم که باید بصورت حرفه ای به ماجرای هجمه رسانه های بیگانه توجه کنیم و با بگیر و ببند نمی شود جلوی آن را گرفت بلکه باید بصورت حرفه ای به مقابله با آن بپردازیم وخودمان خوراک مورد نیاز مخاطب را تامین کنیم، وگرنه قطعا همانگونه که خبر دروغ مربوط به خانم سفیر سوئد در تهران را تلفیق کردند و به خورد مردم دادند ده ها خبر دیگر را تلفیق می کنند و به خورد مردم هم می دهند و معمولا هم تکذیب این خبرها بسیار سخت تر از انتشار آن می باشد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک