15:22 24 سپتامبر 2018
کشف هشتمین عجایب جهان در ایران

کشف هشتمین عجایب جهان در ایران

© Fotolia / Curioso Photography
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
4392

آقای رضا رشید پور یکی از همکاران و دوستان بسیار عزیز در برنامه خندوانه خود به نکته ای اشاره کردند که عنوان آن را هشتمین عجایب جهان به حساب آوردند، عجیبه ای که توسط ایرانی ها در تاریخ ثبت شده و آن این است که ماشین در یک کشور گران می شود اما به جای اینکه مردم نخرند کارخانه حاضر به فروش نیست.

بنده هیف ام آمد این تیتر طلایی را مطرح وبحث نکنم.
واقعا می توان گفت با هیچ معیار اقتصادی نمی توان رفتار اقتصادی مردم ایران را سنجید وبدیهی است تا زمانی که مردم ایران رفتاری منسجم با منطق اقتصادی جهانی نداشته باشند خودشان در وهله اول مقصر هر اتفاقی هستند که پیش می آید.
در حالی که در اکثر کشورهای جهان کارخانه های ماشین سازی به مشتری ها التماس می کنند و شرایط بسیار جذاب ارائه می دهند تا مشتری را به سمت خرید کالای خود جذب کنند ودر نهایت شاید بتوانند یک یا دو ماشین به فروش برسانند در ایران کارخانه ها قیمت را دو برابر می کنند، البته بصورت رسمی، غیر رسمی آن که معلوم نیست، وماشین های خود را روی هوا به مشتریان می فروشند.
این ماجرا می تواند مثالی باشد از رفتار غیر معمول ایرانی ها در همه موارد.

شاید برای بسیاری از مردم جهان مفهوم نباشد که چطوری می شود مردم ماشینی را بخرند که نمی دانند در نهایت چه قیمتی خواهد داشت ولی خوب در ایران اینجوری است.
همچنین شاید برای بسیاری از مردمان جهان ممکن است قابل درک نباشد چگونه مردم حاضر می شوند قرارداد هایی را امضا کنند که صد در صد به نفع فروشنده است و نه قیمت در آن مشخص است و نه تاریخ تحویل و نه کیفیت و نه…
در بسیاری از موارد حتی رنگ و آپشن های ماشین نیز مشخص نیست و در بدعتی جدید کارخانه ها در ایران ماشینی را ثبت نام می کنند و به بهانه تحریم ها متقاضی را وادار می کنند ماشین دیگری را بردارد یا پولش را با ضرر پس بگیرد.
به هر حال شش ملیون ایرانی ثابت کردند که وقتی کارخانه ای قیمت رسمی ماشین خود را دو برابر می کند حاضر هستند به رقابت برای خرید ماشین های آن بیافتند و در نهایت این کارخانه باشد که برای مردم "عشوه" (ببخشید کلمه دیگری برای رساندن مفهوم پیدا نکردم) بیاید و حاضر نباشد ماشین بفروشد.
حال اگر بخواهیم این ماجرا را برای مردم دیگر کشورها توضیح دهیم شاید بتونیم بگوییم نتیجه "احتکار" و "رانت" و "زد وبند بازی" و… در اقتصاد می شود همین "عجیبه هشتم که توسط ایرانی ها به ثبت رسیده".
در حالی که هنوز شرایط اقتصادی مملکت فرقی نکرده و هیچ تحریم جدیدی بر علیه ایران اعمال نشده اما مردم به سمت بازار ارز و سکه یورش می برند تا ما یملک خود را تبدیل به ارز و سکه کنند.
طبق اظهار نظر برخی کارشناسان بازار طلا هباب سکه در بازار تهران امروزه به حدود یک ملیون و هفتصد هزار تومان می رسد، یعنی ارزش طلای موجود در سکه یک ملیون وهفتصد هزار تومان ارزان تر از قیمت خود سکه است اما مردم حاضر هستند باز هم این سکه ها را در بازار جارو کنند.
در حالی که قیمت واقعی ارز به مراتب پایین تر از قیمت کاذبی است که بر اساس آن فروش می رود اما هجوم مردم به بازار ارز منجر به آن شده که هیچ کس جرئت فروش نداشته باشد وارز به این دلیل گران نشود که در بازار وجود ندارد بلکه به این دلیل گران شود که عرضه کم است و ارز هم احتکار شده.
قیمت مسکن و کالا هم به همین ترتیب.
در حالی که به قول جناب آقای روحانی حقوق کارمندان ثابت است و هیچ تغییری نکرده اما مشخص نیست که این همه پول از کجا آمده که بسیاری از مردم حاضر باشند چنین ریسک هایی انجام دهند.
اصل خطر ماجرا اینجاست چون طبق همه اصول و معیار های اقتصادی این ماجرا یعنی یک هباب کاذب بوجود آمده تا نقدینگی مردم را جمع کند و در نهایت دیر یا زود این هباب خواهد ترکید و فقط مردمی که قمار کرده اند و دست به چنین کارهایی زده اند متضرر خواهند شد.
شاید بسیاری هنوز ماجرای موسسات مالی را فراموش نکرده اند که بهره های هبابی و کاذب به مشتریانشان می دادند و در نهایت اعلام ورشکستگی کردند و پول سرمایه گذاران به باد رفت.
نکته قابل تامل در این ماجرا این است که دولت نباید نسبت به این ماجرا ساکت باشد و باید فکر و برنامه ای باندیشد چون در نهایت وقتی هباب بترکد ومردم مال خود را از دست بدهند نارضایتی می تواند دامن دولت را بگیرد و آنوقت جمع کردن ماجرا بسیار دشوار می باشد حال اگر نخواهیم بگوییم محال.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک