02:39 22 سپتامبر 2018
تغییر شخصیت با ورود به فرودگاه تهران

تغییر شخصیت با ورود به فرودگاه تهران

© AFP 2018 /
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
3819

چند وقت پیش سفری کاری به یکی از کشورهای همسایه عرب حوزه خلیج فارس داشتم وبعد از دو روز به تهران بازگشتم نکته ای توجهم را بسیار جلب کرد و آن تغییر شخصیتی بود که در میان ایرانی ها از اینور آب تا آنور آب پیش می آید.

وقتی ما از تهران می خواستیم حرکت کنیم در فرودگاه بسیاری به دنبال این بودند که به قول معروف از یکدیگر سبقت بگیرند و در صف حق دیگری را بگیرند و به قول معروف زرنگ بازی در بیاورند و از صف های طولانی که در فرودگاه بوجود آمده بود بسیار ناراحت بودند وبه بازرسی های امنیتی که برای حفظ جان خودشان انجام می شد اعتراض داشتند و سر تا پای نظام و دولت و مدیران فرودگاه و خلاصه همه را فحش می دادند.
اتفاقا کشوری که به آن سفر داشتم یکی از کشورهایی است که تعداد زیادی ایرانی در آنجا زندگی می کنند واکثرا برای تفریح به آنجا نمی روند، تا به آنجا رسیدیم دیدیم صف های گذرنامه چیزی حدود ده برابر صف های گذرنامه در ایران بود ولی ایرانی هایی که همین یکی دو ساعت پیش غر می زدند وفحاشی می کردند همه با نهایت خونسردی در صف ها ایستاندند و یک نفر تلاش نکرد یا اینکه شاید بگوییم جرئت نداشت از صف خارج شود وهمه به صف شده بودند.
لام تا کام هم یک نفر کلمه ای به اعتراض نگشود تا مبادا همان جا اخراجش کنند.
یک نفر هم چون قرص استومنوفن کدئین همراه داشت را نگه داشتند حال نفهمیدم اخراج کردم یا از گناهش گذشتند، اما کاملا با مظلومیت ایستاده بود و التماس می کرد که از گناهش بگذرند و خبر نداشت که این قرص ها آنجا ممنوع است.
جالب اینکه رفتار نیروهای امنیتی وپلیس های فرودگاه تهران بسیار با همه محترمانه بود در حالی که رفتار نیروهای امنیتی و پلیس کشور همسایه حال اگر نخواهیم بگوییم غیر محترمانه ولی فوق العاده با اخم بود.
البته این رفتار را فقط با ایرانی ها نداشتند بلکه با همه مسافرین داشتند.
جالب اینکه آنجا هم عادت تعارف شاه عبد العظیمی وجود ندارد و بر عکس ایران هیچ کس به کسی تعارف نمی کند که شما بفرمایید جلوتر.
زمان بازگشت به تهران فرا رسید و اینبار نه فقط مسافرین ایرانی ای که از ایران آمده بودند با ما همسفر بودند بلکه بسیاری از ایرانی هایی که از آمریکا و اروپا بصورت ترانزیت آمده بودند با ما همسفر بودند.
باز هم صف های بسیار طولانی بوجود آمده بود ولی ندیدم یک نفر کلمه ای اعتراض کند.
همین که هواپیما در فرودگاه امام خمینی (ره) به زمین نشست باز هم همه حمله ور شدند تا از یکدیگر سبقت بگیرند و سریعتر از بقیه مهر ورود گذرنامه را به ثبت برسانند در حالی که حتی اگر زودتر هم مهر ورود گذرنامه شان مهر می شد مجبور بودند باز منتظر بمانند تا چمدان هایشان بیاید و فرقی به حال آنها نمی کرد.
علیرغم اینکه بالای تابلوی ورود گذرنامه چند صف برای ایرانی ها تعبیه شده بود و یک صف برای خارجی ها و دیگری برای دیپلمات ها و پرسنل پرواز اما ایرانی ها صف های غیر ایرانی ها را نیز گرفتند.
در حالی که در همان کشور همسایه یک نفرشان جرئت نداشت در صف دیگری قرار گیرد و یکی از مسافرین (البته ایرانی نبود) اشتباهی وارد صف مسافرین کشورهای عرب حوزه خلیج فارس شد که پلیس فرودگاه وی را از صف خارج کرد و مجبور کرد روی صندلی بنشیند و منتظر شود همه صف ها خالی شود تا یاد بگیرد در صف خود قرار بگیرد.
به هر حال در فرودگاه ایران مامورین فرودگاه برای اینکه کار مردم را تسهیل بخشند بدون توجه به اینکه اینها نباید در صف های دیگر قرار می گرفتند کارشان را راه می انداختند.
به جسارت می توانم بگویم صف فرودگاه ایران یک دهم صف فرودگاه کشور همسایه بود.
یک لحظه دیدم غر غر ها دوباره شروع شد و همه عصبانی شروع به فحاشی کردند.
ای بابا همین یکی دو ساعت پیش در کشور همسایه مثل بچه آدم تو صف ایستاده بودند.
از گذرنامه عبور کردیم و چمدان ها را که گرفتیم مصادف شد با فرود چند پرواز دیگر و به یکباره صف عبور از چراغ سبز شلوغ شد.
چشمتان روز بد نبیند همان هایی که یکی دو ساعت پیش در کشور همسایه از جای خود در صف تکان نمی خوردند یک صف را چند صف کردند و با فحاشی و دعوا و ادعا حق دیگران را ضایع می کردند تا سریعتر از دیگران از خط سبز عبور کنند.
تو اینهمه شلوغی یکی از مسافران کالای ممنوعه داشت که با خود حمل می کرد و گمرک فرودگاه جلوی او را گرفت، چشمتان روز بد نبیند فحشی نبود که نثار ماموران گمرک و نیروی انتظامی و… نکرد و جالب اینکه مامورین گمرک و نیروی انتظامی تلاش می کردند با احترام با او صحبت کنند و وی را آرام کنند و به وی بفهمانند که آنها در حال انجام وظیفه هستند و این کالایی که وی حمل می کند ممنوعه است.
شاید چون ماموران ایرانی شلاق در دست نداشتند وی از آنها نمی ترسید و اینقدر با صدای بلند به همه فحاشی می کرد.
همسر این آقا که فرودگاه را روی سرش خراب کرده بود و با شوهرش به رقابت پرداخته بود و کسی نبود که بتواند آنها را آرام کند.
مردم هم معطل شده بودند و عصبانی بودند.
خلاصه ماجرایی بود.
حال اگر اینها در ایران زندگی می کردند و برای سفر کوتاهی به خارج رفته بودند شاید می شد گفت این به دلیل شرایطی است که اینها از زندگی در ایران پیدا کرده اند اما این مسافر به قول خودش مقیم آمریکا بود و به قول خودش بیش از پانزده سال بود که به ایران نیامده بود.
آیا اگر در آمریکا هم همین رفتار را با مامورین فرودگاه انجام می داد همین واکنش را نشان می دادند؟
حتی اگر گرین کارت داشته باشد یا حتی شهروند آمریکایی باشد.
آیا همین ها در آمریکا جرئت دارند اعتراض کنند که چرا مثلا به آنها اجازه نمی دهند از ایران آلو و آلبالوی مایع دار به آمریکا ببرند؟
نکته قابل تامل در این ماجرا این است که چه می شود از اینور آب تا آنور آب رفتارمان تغییر می کند.
آیا اگر خودمان به خودمان احترام نگذاریم می توانیم توقع داشته باشیم دیگران به ما احترام بگذارند؟
اگر در محل های عبوری در تهران رانندگی کرده باشید همین رویه را در رانندگی می بینید و جایی که صف تشکیل شده برخی بی فرهنگ سعی می کنند لاین دوم و سوم راه بیاندازند تا چند دقیقه از دیگران جلو بزنند وموجب تصادف می شوند و همه را به تاخیر می اندازند.
آیا با این شرایط می توانیم مدعی فرهنگ و تمدن باشیم؟

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک