07:50 16 دسامبر 2018
آدامس منو کی خورد

آدامس منو کی خورد

© Flickr/ Steven Depolo
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
0 241

پسر من حدود ۵ تا ۶ سال سن داشت و عاشق آدامس خرسی بود، قیمت هر چیزی رو با آدامس خرسی مقایسه می کرد.

البته فکر می کنم بیشتر از خود آدامس خرسی عاشق عکس برگردوناش بود چون با دوستاش در عالم بچه گی کل داشتند و فکر می کردند اونی که یه سری عکس برگردون ها رو داره قویتره.

من هم برای اینکه این ماجرا ابزاری بشه برای ریاضی یاد گرفتن اش هر پولی رو بهش می دادم می گفتم مثلا این پول میشه این تعداد آدامس خرسی.

دیگه معیار حساب کتاب شایان خان ما ، که الان دیگه دانشجوی پزشکی شده، شده بود آدامس خرسی.

یه بقالی هم سر کوچه مون بود اسمش آقا رامین بود.

آقا شایان ما پول هاش رو جمع میکرد وقتی با دوستاش مسابقه داشت می رفت از آقا رامین هر چی پول داشت آدامس خرسی می خرید.

اون زمان آدامس خرسی دانه ای ۲۵ تومان بود و شایان می دانست با ۱۰۰ تومان چهارتا آدامس خرسی می تونه بخره و هر بار می رفت پیش آقا رامین با انگشت های کوچیک اش حساب می کرد با پولی که داره چند تا آدامس میتونه بخره.

یه بار دیدم اومده خونه بغض کرده، گفتم چی شده، عصبانی گفت بریم این آقا رامین رو بزنیم.

گفتم برای چی؟

گفت فکر می کنه من بچه ام حالیم نیست می تونه سرم کلاه بزاره.

گفتم چی شده؟

گفت دو تا صد تومنی بهش دادم به جای هشت تا آدامس چهارتا آدامس به من داد، بهش گفتم آقا رامین من دو تا صد تومنی دادم گفت درسته آدامس گرون شده، فکر می کنه من نمیفهمم که خودش می خواد آدامس های منو بخوره.

گفتم حتما خوب گرون شده، شده دونه ای ۵۰ تومان.

گفت ولی تو گفتی با پول قهوه ای ها می تونم چهارتا آدامس بگیرم من که همون پول قهوه ای ها رو بهش دادم، مگه اون صد تومنی نبود، نه پول من عوض شده نه آدامسی که به من داد، نمیفهمم یعنی چی گرون شده.

گفتم درسته ولی قبلا می شد چهارتا آدامس الان میشه وو تا آدامس.

گفت یعنی قبلا به من دروغ گفتی؟

گفتم نه؟

گفت پس تو هم می خواهی سر من کلاه بزاری، میدونی آقا رامین آدامس های منو خورده ولی حاضر نیستی ببای بزنیش.

حالا مجبور بودم برای یه بچه پنج شش ساله بشینم توضیح بدم که گرونی یعنی چی.

بعد یکی دو ساعت توضیح دادن باز هم برگشت گفت ولی من که پول قهوه ای ها رو از قبل قایم کرده بودم ، پول ها که عوض نشده، چطوری قبلا می شد چهارتا آدامس الان شده دوتا آدامس، چرا مثلا نمیشه پنج تا آدامس.

برای اینکه خودم رو راحت کنم گفتم تقصیر آقا رامین نیست صاحب کارخونه گرون کرده.

گفت یعنی آدامس های منو اون خورده، پس بریم اونو بزنیم آدامس های منو ازش بگیریم.

خلاصه دوباره یکی دو ساعت مجبور شدیم درس اقتصاد برای این بچه توضیح بدیم که چرا صاحب کارخونه گرون کرده.

از صاحب کارخونه رسیدیم به وارد کننده مواد اولیه، بعد رسیدیم به تولید کننده مواد اولیه در کشور های دیگر بعد رسیدیم به تحریم ها و آخرش هم به آمریکا.

حالا آقا شایان ما اصرار داشت بریم آمریکا رو کتک بزنیم آدامس هاشو از حلقومش بکشیم بیرون.

آخرش دیدم چی بگم این بچه برای آدامس هاش می خواد ما همه رو کتک برنیم، گفتم آمریکا خیلی زور داره من زور من بهش نمیرسه.

دیدم باز بغض کرد.

گفتم حالا دوباره چی شده؟

گفت مگه تو بابای من نیستی؟

گفتم آره.

گفت من فکر می کردم بابای من از همه زورش زیادتره، خوش به حال اون بچه هه که بالاش آمریکاست، زورش از بابای منم بیشتره.

من هم با خنده گفتم آره ولی آمریکا خیلی پر زوره.

گفت اگه منو دوست داشتی اونم می زدی آدامس هامو ازش میگرفتی.

گفتم شما حالا صبر کن باید تمرین کنم زورم ازش زیاد تر بشه بعد.

دیدم رفته یه عالمه عکس برگردون هایی که جمع کرده آورده میگه اگه قول بدی بزنیش، همه اینهارو بهت میدم، بیا اینا همه چیز منه داشته باش تا کمکت کنن آمریکا رو بزنی، خیلی زورت رو زیاد می کنه.

بعد یهو برگشت گفت خوب حالا اگه زورت نمیرسه خودت رو تو خطر ننداز، می تونی آدامس خرسی درست کنی به بچه ها بدی ۲۵ تومن پس انداز هاشون رو گردن کلفت ها نخورن.

از اون وقت تا حالا هی فکر می کردم واقعا آدامس این بچه رو کی خورده آقا رامین بقال سر کوچه مون را آمریکای گردن کلفت، چون میدوستم آقا رامین یه انبار پر جنس داره و آدامس هاش رو با قیمت قبل خریده و هنوز آدامس با قیمت جدید نخریده به بخواد با قیمت جدید بفروشه از طرف دیگه آمریکا شروع کرده بود تحریم کردن که همه چیز گرون شده بود.

حتی به این ماجرا فکر کردم که نکنه آقا رامین دستش با آمریکا تو یه کاسه است.

بعدا فکر کردم بچه به این کوچیکی راست می گفت، یکی هست که داره آدامس های مردم ایران رو می خوره.

مدتی هست متوجه شدم همونی که آدامس اون بچه رو می خورد، داره آدامس های مردم ایران رو هم می خوره.

 

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک