14:24 13 دسامبر 2018
استالین، چرچیل و هیتلر از ایران چه می خواستند؟-  قسمت اول

استالین، چرچیل و هیتلر از ایران چه می خواستند؟- قسمت اول

© Photo/ Public domain
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
ولادیمیر ساژین
31316

اسپوتنیک - ولادیمیر ساژین، در باره عملیات "توافق"- اشغال ایران توسط اتحاد شوروی و بریتانیا در اوایل جنگ جهانی دوم، مطلبی نگاشته است.

این خاورشناس روس و مؤلف دایم آژانس اسپوتنیک در باره این موضوع چنین می نویسد: اوت 1941 زمان تراژیک — اولین ماههای جنگ بزرگ میهنی بود.

در طی هفته های نخست جنگ، نیروهای آلمانی توانستند در راستاهای مختلف از 300 تا 600 کیلومتر به عمق قلمرو شوروی رخنه کنند. لتونی، لیتوانی، بلاروس، بخش غربی اوکراین، مولداوی و بخش قابل ملاحظه از اراضی اروپایی روسیه اشغال شده بودند. برای تصرف لنینگراد، کیف، اودسا، اسمولنسک نبرد های جدی جریان داشت. اتحاد جماهیر شوروی در معرض خطر مرگ قرار گرفت.

در این زمان، استالین تصمیم می گیرد که نیروهای مسلح را به ایران بی‌طرف و دور از میدان های جنگی که در آن سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی تعیین می‌شد، اعزام کند. در تاریخ 23 اوت، او دو بخشنامه شماره 001196 و شماره 001197 را صادر کرد. در آن آمده است: به منظور حفاظت از مرزهای خود از سوءاستفاده توسط آلمانی هایی که تحت حمایت دولت ایران هستند، و نیز برای جلوگیری از حملات نیروهای ایران به مرزهای ما، دولت شوروی بر مبنای بند 6- م پیمان روسیه و ایران منعقده در سال 1921 دولت شوروی حق ورود نیروهای مسلح خود را به ایران دارا می باشد. به این منظور ارتش شماره 53 آسیای میانه و جبهه دوم قفقازی شامل ارتش های 44، 45، 46 و 47 تشکیل می شوند. در تاریخ 25 اوت عملیات "توافق " آغاز شد — حمله به ایران توسط نیروهای متفقین — اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا.

در روز 27 اوت، در نتیجه برکناری کابینه علی فروغی، نخست وزیرجدید ایران، دستور داده شد که مقاومت در برابر نیروهای متفقین قطع شود. مقاومت نهایی نیروهای مسلح ایران تنها در پایان روز 29 اوت خاتمه یافت. در آن زمان، بخش مهمی از ارتش ایران در واقع تسلیم شد. تمام شهرهای اصلی شمال ایران توسط نیروهای شوروی اشغال شده بودند.

در نتیجه عملیات انجام شده از 25 اوت تا 31 اوت 1941، نیروهای شوروی، حدود 50 نفر کشته و بیش از 100 نفر زخمی را از دست دادند و حدود 4 هزار سرباز به علت بیماری به میهن تخلیه شدند. از طرف ایران اطلاعات دقیقی درمورد تلفات در دست نیست، اما معلوم است که بیش از 7000 سرباز و افسر، از جمله یک ژنرال، به اسارت در آمدند.

در موقعیت فروپاشی ارتش ایران، مذاکرات بین نمایندگان بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی، از یک طرف و نمایندگان ایران، از سوی دیگر آغاز شد. در نتیجه این مذاکرات، در 8 سپتامبر سال 1941، یک توافق نامه امضا شد که تعیین استقرار نیروهای متفقین در ایران را تعیین کرد. سربازان شوروی در شمال ایران در خط زنجان- قزوین- خرم آباد و در امتداد ساحل خزر مستقر شدند. انگلیس — در امتداد خط خانیکین — کرمانشاه — خرم آباد — بندر دیلم موضع گرفت. در بخش مرکزی، نیروهای مسلح ایرانی باقی مانده اند.

با این حال، اقدامات رضا شاه، با هدف نادیده گرفتن شرایط اصلی توافق نامه، یعنی اخراج نمایندگان آلمان، ایتالیا، رومانی از ایران، اشغال پایتخت ایران را توسط نیروهای متفقین در 15 سپتامبر تحریک کرد. این، به نوبه خود، پیش شرط کناره گیری رضا شاه را در تاریخ 16 سپتامبر 1941 تعیین نمود. در آینده، شاه محمد رضا پهلوی جدید هیچ تلاشی برای به بحث گذاشتن مواضع اتحاد جماهیر شوروی یا انگلیس در ایران را، انجام نداد. به زودی، نمایندگان دیپلماتیک کشورهای متخاصم از ایران اخراج شدند و نمایندگان سیاسی ایران مقیم آلمان، ایتالیا و رومانی به کشور خود فرا خوانده شده اند. علاوه بر این، کار بر روی یک توافق نامه در مورد اتحادی آغاز شد، که بایستی مبنای قانونی برای اقامت نیروهای متفقین در ایران را فرمولبندی کند.

در تاریخ ژانویه 29 سال 1942 آندره اسمیرنوف سفیر اتحاد جماهیر شوروی در ایران، سفیر بریتانیا رابرت بولارد و علی سهیلی وزیر امور خارجه ایران یک معاهده درباره اتحاد سه قدرت را امضا کردند. این سند اجازه می‌دهد دو کشور متحد شوروی و انگلیس یگان های خود را در ایران مستقر کرده و از خاک آن هواپیما، اتومبیل، لاستیک، مواد غذایی اصلی عبور دهند و استفاده از تمام وسایل ارتباطی در سراسر ایران و غیره برایشان قابل دسترسی است. باید گفت که پیمان اتحاد با این تعهد کشورهای متفق آغاز می شود که آن‌ها "به تمامیت ارضی، حق حاکمیت و استقلال سیاسی ایران احترام می گذارند".

این اقدام نظامی موفقیت آمیز به برکت یک سری اقدامات دیپلماتیک پیچیده قبلی توسط لندن و مسکو میسر شد. حقایق تاریخی نشان می دهد که در تابستان 1941، بریتانیا بزرگترین علاقه‌مندی به خنثی سازی ایران بی‌طرف را نشان داد.

از تاریخ 3 سپتامبر 1939، انگلستان با آلمان نازی در جنگ است. نفت خاورمیانه مهمترین عامل تأمین قدرت نظامی بریتانیا بود. در اوایل جنگ در ماه مه 1939، لندن قراردادی را با تهران به تصویب رساند که بر اساس آن ایران برای تأمین نیاز به واردات از طریق سیستم اعتباری صادرات بریتانیا، از نظر کنترل نفت، به انگلیس وابسته بود. با این حال، موفقیت سربازان آلمانی در اروپا موجب شد، شاه ایران محمد رضا به بازرسی همکاری با بریتانیا پرداخته و در ژوئیه 1940 یک پیمان جدید حاوی مزایای متعدد برای خود را امضا کند.

وضعیت در خاورمیانه نیز برای بریتانیا بسیار پیچیده بود. در آوریل 1941، در نتیجه کودتا در عراق، یک گروه ناسیونالیست طرفدار آلمان تحت رهبری رشید علی گیلانی به قدرت رسید. آلمان، با حمایت از گیلانی، به تحویل اسلحه به عراق پرداخت. سوریه، حکومت ویشی فرانسه، به طور آشکار موضع طرفداری از آلمان را در پیش گرفت. در نتیجه، نیروهای بریتانیا به عراق حمله می کنند و دولت علی گیلانی را سرنگون می نمایند. در اوایل ماه ژوئن، بریتانیا همراه با دسته های ژنرال دوگل وارد سوریه و لبنان شدند و تا اواسط ژوئیه نیروهای ویشی را سرنگون کردند.

ایران به عنوان یک تهدید آشکار و یا ضمنی برای منافع انگلیس در خاورمیانه و یک منبع وسوسه انگیز نفت باقی مانده است. لندن تحت هیچ شرایطی نمیتوانست اجازه دهد که زیرساخت نفت و حمل و نقل ایران که با پول انگلیس ساخته شده بود، به نفع آلمان نازی کار کند. به هر حال، فقط در ایران از کل منطقه خاورمیانه، شرکت های مدرن، بنزین هواپیما را تولید می کردند. تنها در پالایشگاه نفت آبادان در سال 1940 8 میلیون تن نفت تولید شد.

علاوه بر این، اشغال ایران، انگلستان را قادر می کرد از طریق ایران نیروهای خود در برمه و هند، از یک طرف، و از سوی دیگر نیروهای موجود در عراق، خاورمیانه و شمال آفریقا را یکپارچه کند. بدون شک، انگلستان به ایران احتیاج داشت.
پایان قسمت اول

 

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک