20:58 14 دسامبر 2018
اگر می شد کل دریای خزر مال ما بود چی می شد

اگر می شد کل دریای خزر مال ما بود چی می شد

© Sputnik / Said Tsarnaev
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
3156

بحث و حرف و حدیث های زیادی این روزها در مورد امضای کنوانسیون حقوقی دریای خزر در جریان است برخی له و برخی علیه آن بحث می کنند و می توان گفت جامعه ایران امروزه در این باره به دو قسمت تقسیم شده.

اولین بحثی که مطرح می باشد نام این دریاچه می باشد که آیا خزر باید نام گذاری شود و یا کاسپین و یا بحر قزوین.
خزران قومی بودند که در شمال غربی این دریاچه می زیستند و چون یهودی بودند سالها به عنوان سدی میان مسلمانان جنوب و مسیحیان شمال خود قرار داشتند.

در کتاب خزران و یا قبیله سیزدهم "آرتور کستلر" که خود یک محقق یهودی نیز است، قبیله سیزدهم به عنوان ریشه یهودیان اروپا وبالطبع آمریکا تلقی می گردد و وی در این کتاب ادعا می کند که این یهودیان که بعدها سرزمین فلسطین را اشغال کردند تا اسرائیل را ایجاد کنند هیچ ربطی به آن دوازده قبیله بنی اسرائیل ندارند.
حال بحثی که مطرح می باشد این است که نام دریای خزر به این معنا است که اصالتا این دریا بیشتر در اختیار قوم خزر بوده تا ایرانی ها که بصورت تاریخی با قوم خزر در حال جنگ بودند.
البته یکی از دلایلی که عرب ها این دریاچه را با نام "بحر قزوین" می شناسند نیز همین است.
حال بحث نام این دریا به کنار و فعلا در ایران از آن به نام دریای خزر نام برده می شود.
در زمان شوروی سابق دولت نوپای کمونیستی برای اینکه بتواند روابط خود با ایران را تحسین بخشد بسیاری از امتیازاتی که روسیه بر اساس توافق نامه ترکمانچای به دست آورده بود صرف نظر کرد و طی توافقی فیما بین دو کشور عهد نامه ای را در سال 1921 به نام عهدنامه "مودت و دوستی" به امضا رساندند که بر اساس آن ایران این امتیاز را پیدا کرد که در دریای خزر نیروی دریایی داشته باشد (در توافقنامه ترکمانچای این حق از ایران سلب شده بود) و همچنین دو کشور استفاده منصفانه تجاری ودریانوردی از این دریاچه داشته باشند.
بر اساس ان توافقنامه تکلیف بستر دریا مشخص نمی باشد و بستر دریای خزر که دارای حجم بالایی از ذخایر نفت و گاز است بلا تکلیف می ماند.
ووقتی بحث اقتصادی و تجاری مطرح می شود بیشتر اینجا بحث ماهیگیری و دریانوردی و جابجایی کالا مد نظر می باشد.
اگر به شرایط دریای خزر توجه داشته باشید می بینید که این دریا یک دریای کم عمق است و بصورت میانگین 5 متر عمق بیشتر ندارد و بخش پست و گرم این دریا به سمت ایران می باشد.
با توجه به اینکه بخش پست و گرم این دریا به سمت ایران است در واقع بیشتر ماهی های خاویاری جهت تخم ریزی به سمت ایران روی می آورند و شیب نفت و گاز بستر این دریا نیز به سمت ایران می باشد.
این شرایط این امتیاز را برای ایران برآورده کرده است که ایران بتواند دست برتر را در بسیاری از گفتگو ها داشته باشد.
ودر واقع در آن زمان ایران حاضر شد به نوعی یک امتیاز به شوروی سابق بدهد و امتیاز بگیرد.
یعنی صید ماهی های خاویاری که بیشترین درآمد این دریا را داشت با شوروی سابق به صورت مناصفه تقسیم کرد و در مقابل اجازه داشتن نیروی دریایی در این دریا را کسب کرد وعملا امتیازی که شوروی سابق دریافت کرد بیش از امتیازی بود که ایران به دست آورده بود چون ایران نیروی دریایی چندان قدرتمندی در این دریا نداشت ولی در مقابل نیمی از درآمد های مرتبط با ماهیگیری را واگذار کرده بود.
پس از فروپاشی شوروی سابق این امکان برای ایران فراهم بود تا با بازگرداندن مجدد کشورهای جدا شده از ایران در زمان عهدنامه ترکمانچای هم مرز های آبی خود را افزایش دهد وهم به یک اتفاق نحس قدیمی پایان بخشد و اگر ایران قدم در این ماجرا می گذاشت چه بسا که بسیاری از شهروندان کشورهایی مانند آذربایجان و ترکمنستان و ارمنستان و گرجستان و حتی قزاقستان تمایل داشتند با نوعی ائتلاف به سرزمین مادری برگردند.
در آن زمان دلیل اینکه روسیه حاضر شد به این استان ها استقلال بدهد این بود که اینها بنوعی باری اقتصادی بر دوش روسیه بودند وخوب ایران که در آن زمان از جنگ خارج شده بود و شرایط اقتصادی مناسبی نداشت نمی توانست این بار را به دوش بکشد و چه بسا اگر این کشورها مجددا به ایران باز می گشتند موجب فروپاشی اقتصادی ایران می شدند.
به هر حال ایران از این فرصت استفاده نکرد و خوب کشورهای تازه استقلال یافته به دنبال استفاده از منابع دریای خزر بودند وهستند.
اگر طبق قوانین بین المللی بخواهیم در مورد دریای خزر قضاوت کنیم کشورها حق استفاده از بستر دریاها در طول ساحل خود به را دارا می باشند اما پس از حد و حدود قانونی دریایی خود محدوده بین المللی به حساب می آید یعنی تا 25 مایل (شامل 15 مایل حق حاکمیتی و 10 مایل حق ماهیگیری) شامل حدود بین المللی این کشورها است.
ایران همچنین امتیاز ماهیگیری در پانزده مایل اضافه تر نیز برخوردار شده که با توجه به شرایط دریای خزر یک امتیاز بسیار بزرگ برای ایران به حساب می آید.
توجه داشته باشید که در این ماجرا دیگر بحث سهم استفاده از این دریا مطرح نشده و اگر بحث سهم بندی کشورها مطرح می شد آنوقت ایران متضرر می گشت اما با این توافق جدید ایران می تواند هر چه قدر که توان وامکانات اش را داشته باشد از دریای خزر مثلا ماهیگیری کند و با توجه به اینکه بیشتر ماهی ها به سمت ایران شنا می کنند احتمال دارد ایران بیش از شصت یا هفتاد درصد از این ماهی ها را بتواند صید کند.
البته در این مورد، یعنی حد و حدود قانونی و حق حاکمیتی، تقریبا می توان گفت هیچ اختلافی میان کشورهای حاشیه این دریا وجود ندارد.
مشکل اصلی وقتی پیش می آید که بحث در مورد بعد از این 25 مایل است.
اگر احیانا بخواهیم به قوانین بین المللی رجوع کنیم و دریاچه خزر را دریا به حساب بیاویم آنوقت همه کشورهای جهان مجاز می شوند از بستر دریای خزر در مناطق خارج از 25 مایلی استفاده کنند اما اگر دریای خزر را دریاچه بسته محدود به پنج کشور ساحلی تلقی کنیم محدوده دریا بعد 25 مایلی نیز مربوط به این کشور می باشد.
در صورتی که این دریاچه بسته تلقی گردد و کشورها در محدوده همان 25 مایلی از مرزهای خود بخواهند از امکانات دریا استفاده کنند هنوز امتیاز بیشتر در اختیار ایران می باشد چون همانگونه که قبلا مطرح کردیم بخش های گرم و پست دریا در اختیار ایران می باشد.
با توجه به گرمایش زمین بخش های شمالی دریا نیز گرم تر شده اما هنوز امتیازات ایران در این زمینه بیشتر است.
در سالهای اخیر برخی کشورهای حاشیه دریای خزر تحت تاثیر ایالات متحده و برخی کشورها اروپایی و اسرائیل قرار داشتند تا اجازه کشتی رانی به کشورهای دیگر از طریق بنادر خود را بدهند.
اگر چنین چیزی امکان پذیر می شد آنوقت امکان داشت که بحث بین المللی بودن مرکز دریا مطرح شود و این کشورها به خود اجازه دهند جهت استخراج منابع این دریا در مرکز دریای خزر از این قانون بین المللی سوء استفاده کنند.
نکته مهم در توافق نامه اخیری که مطرح شده این است که نه ناوگان های بیگانه و نه نیروهای دریایی دیگر کشورها حق دارند در دریای خزر تردد کنند و به این ترتیب این راه فعلا برای دیگر کشورها (غیر از پنج کشور ساحلی) قطع شده که بخواهند از این بند قانونی سوء استفاده کنند.
طبق همین توافق هنوز بحث بستر دریای خزر مورد اختلاف پنج کشور می باشد و حل وفصل نشده اما ایران و روسیه مجبور شدند به دیگر کشورهای حاشیه دریای خزر امتیازاتی را بدهند تا از ضرر های بزرگتر جلوگیری به عمل آورند.
روسیه توانسته با قزاقستان و أذربایجان توافق هایی برای تقسیم بستر دریا فیما بین این سه کشور به دست بیاورد درحالی که ایران هنوز با آذربایجان و ترکمنستان به هیچ توافقی در این زمینه دست نیافته.
ایران هنوز برگه های برنده خود به دلیل برخورداری از بخش های گرم و پست دریا را دارا می باشد و در صورتی که کشورهای حاشیه شمالی بخواهند شروع به استخراج نفت و گاز نمایند قطعا ایران می تواند سریعتر نفت و گاز بستر دریا که شیب اش به سمت ایران است را تخلیه کند اما با توجه به تحریم های موجود بر علیه صادرات نفت ایران امکان صادر کردن این نفت و گاز میسر نمی باشد.
مشکل بزرگتر برای ایران مشکلات زیست محیطی در صورت تلاش کشورهای شمالی برای استخراج نفت و گاز است چون همه فضولات زیست محیطی به دلیل شیب دریا به سمت ایران و سواحل ایران حرکت خواهند کرد.
مضاف بر اینکه ترکمنستان فعلا برای صادرات نفت و گاز خود به دلیل دوری از دریاهای بین المللی دچار مشکل است وصادرات نفت وگاز آن نیاز به کشیدن لوله از طریق آذربایجان و ترکیه به سمت اروپا می باشد.
لذا به نفع ایران است که تکلیف بستر این دریا فعلا بی نتیجه بماند وفقط بحث استفاده از منافع اقتصادی مانند ماهیگیری و کشتیرانی مطرح باشد چون حتی اگر حتی به شرط محال کل دریای خزر را هم به ایران اعطا می شد در شرایط فعلی ایران بیش از اینکه از این دریا استفاده می کند نمی توانست از این دریا استفاده کند.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک