06:18 25 سپتامبر 2018
آغاز جنگ ارزی ترکیه با آمریکا

آغاز جنگ ارزی ترکیه با آمریکا

© Photo / Pixabay
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
جنگ تجاری آمریکا (81)
0 31

اسپوتنیک- نشریه فرانسوی اتلانتیکو مصاحبه با کارشناس مطرح در امور بانکی بین المللی درج کرد. موضوع آن تبدیل جنگ تجاری دو کشور به جنگ ارزی است.

 دونالد تراپ، 10 اوت، انگیزه جدیدی برای جنگ تجاری ایجاد کرد و واردات آلومینیوم به میزان 20 درصد و فولاد را به 50 درصد بالا برد که منجر به سقوط لیره ترک شد. آیا جنگ تجاری فی مابین به جنگ ارزی کشورهای در حال توسعه با آمریکا منجر شد؟

رِمی بورژو(Rémi Bourgeot)، اقتصاددان، کارمند موسسه مطالعات بین المللی و استراتژیک، متخصص در امور بازارهای مالی، در جواب چنین گفت: در مورد ماهیت رژیم ارز که در آن زندگی می کنیم سردرگمی وجود دارد. سیاست پولی کشورهای مختلف، هم پیشرفته و هم در حال توسعه را اغلب به عنوان بخشی از جنگ ارزی تعبیر می کنند که برای بهبود تعادل تجارت، طراحی شده است. در واقع این یک مفهوم بس نسبی است. در بیشتر کشورها، به استثنای آسیا، نرخ ارز بیش از حد بالا است که مایه بی ثبات است، اما اشتیاق به ثروت از نظر دسترسی به بازارهای بین المللی ایجاد می شود. فشار ناشی از فعالیت اقتصادی و مالی کشور، تصحیحات سخت را تسریع می بخشد.

بدین طریق، ما شاهد الگوی تکراری بحران های ارز در تعداد زیادی از کشورهای در حال توسعه و همچنین در کشورهای منطقه یورو هستیم، جایی که تغییرات نرخ ارز با توجه به ظهور یک ارز واحد از بین رفت.

ترکیه سابقه ای طولانی از ارزش بالا شده لیره و کسری تجاری مزمن دارد. در این راستا، اظهارات دونالد ترامپ که کشور آن کشور عمدا نرخ مبادله واحد پول خود را کاهش می دهد، پایه اقتصادی ندارد. در واقع، پدیده مخالف عیان و هویدا است. لیره ترک از برآورد بیش از حد بالای سیستماتیک رنج می برد، تا زمانی که وضعیت به سادگی غیر قابل تحمل باشد. این همه منجر به عمیق تر شدن اختلافات تجاری و مالی و همچنین بروز کوهی از بدهی های خصوصی به ارز خارجی تا لحظه ای که لیره به طور ناگهانی فشار از خارج را احساس کند،می شود.

پیشتر هم، در جریان بحران ترکیه در سال 2011 در زمینه یک سری از بحران ها در کشورهای در حال توسعه در آسیا و آمریکای لاتین همین بود. همان چیز در سال 2013 نیز مشاهده شد، زمانی که بانک فدرال آمریکا تنظیم مقررات دلار را وضع کرد، که مانع جریان سرمایه شد و کشورهایی را که وابسته به دلار بودند، دچار مشکلات کرد. بدهی هایی به ارز خارجی، که در چند سال به 10 درصد از محصول ناخالص داخلی می رسید، ثبات کشور را از جمله نظر دولت به سیاست وام گیری برای بهبود اقتصاد تضعیف می کند. بدهی های جمع شده به دلار و یورو، باعث کاهش نرخ ارز ملی می شود و گفته های دونالد ترامپ آن را تشدید کرد.

رشد اقتصاد ترکیه در سالهای اخیر به وام ها و حباب اموال غیر منقول متکی بود. بر خلاف تعدادی از کشورهای دیگر (در درجه اول در جنوب شرق آسیا)، که بانک های مرکزی آنها به خاطر تقویت دلار و افزایش نرخ های آمریکا پیش بینی کاهش علاقه و عدم اعتماد بازارهای جهانی به کشورهای در حال توسعه را پیش بینی کردند، ترکیه پس از وقوع حوادث، واکنش دفاعی دیرهنگام می کند. این امر با استراتژی ناپایدار معطوف به بهبود اقتصاد و بدهی های بزرگ شرکت ها به ارز خارجی مربوط است. ولی در شرایط بحران ارز، بانک مرکزی نباید دنبال جهش بازار سرمایه ها رفته و به سرعت نرخ ها را عوض و گاه بگاه مبالغ ناکافی اهدایی ارز را تخصیص بدهد. اگر بحران ارز هم اینک راه افتاد، این استراتژی اغلب کار نمی کند.

 در این موقعیت چگونه می توان اقدامات تعدادی از کشورهای در حال توسعه به رهبری ترکیه را درک کرد که در تلاش برای کاهش ارز خود هستند؟

در سالهای اول پس از وقوع بحران مالی جهانی، یک نظریه جالب درباره شکاف بین کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه که در شرایط دشوار قرار داشتند، ظاهر شد. این نظریه به میزان بالای توسعه آن ها پس از آن بحران اشاره کرد. با این حال پس از آنکه وضع امور در چين بدتر شد، این موقعيت به سرعت در جهت مخالف قرار گرفت و امواج عظيم سرمايه ای که به سمت کشورهای در حال توسعه رفته بود، شروع به خشک شدن کردند. برخورد به بازی سیاسی طی 30 سال اخیر به طور قابل توجهی تغییر کرده است و کشورهای صادر کننده مواد خام معمولا با نرخ ارز بیش از حد نسبت به توانایی های صنعت خود بسیار خوشحال هستند و یا حداقل مزایا را رد نمی کنند.

جالب است که این منطق مربوط به کشورهایی هم است که منابع انرژی ندارند. از جمله ترکیه. اقتصاد ترکیه بر مصرف بسیار پویا استوار است که به وسیله استفاده فعالانه از وام توسط جمعیت شهری باعث حرکت به پیش می شود. جمعیت شهری در ترکیه در نتیجه مهاجرت جمعی از روستاها در دهه های اخیر شکل گرفت. ساختار اقتصاد ترکیه بر مصرف انبوه اجناس، سرمایه گذاری بزرگ در واحد های زیربنایی و موجودیت یک حباب در بازار اموال غیر منقول متمرکز است. در اقتصاد ترکیه، شاخص های جالبی وجود دارد، به خصوص در مورد قرارداد های فرعی برای شرکت های بزرگ بین المللی (در درجه اول در صنعت خودروسازی)، اما ترکیه موفق نمی شود مارک های خود را در صنعت، به جز برای منسوجات و لوازم خانگی، تشکیل دهند.

موضوع:
جنگ تجاری آمریکا (81)
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک