11:42 16 نوامبر 2018
آنچه داریم را با یک پیشنهاد بی شرمانه از دست ندهیم

آنچه داریم را با یک پیشنهاد بی شرمانه از دست ندهیم

© AFP 2018 / Atta Kenare
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
34212

اگر امروزه ایرانی ها می توانند با خیال راحت در خیابان های شهر های خود تردد کنند به این دلیل است که نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی ایران توانسته اند با موفقیت چند دکترین سیاسی را پیاده کنند و ایرانی ها سیاستمداران زیرکی را دارند که توانسته اند ایران را از میان امواج متلاطم اقیانوس های خروشان توطئه های دشمنان عبور دهند.

اگر امروزه ایرانی ها می توانند با خیال راحت در خیابان های شهر های خود تردد کنند به این دلیل است که نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی ایران توانسته اند با موفقیت چند دکترین سیاسی را پیاده کنند و ایرانی ها سیاستمداران زیرکی را دارند که توانسته اند ایران را از میان امواج متلاطم اقیانوس های خروشان توطئه های دشمنان عبور دهند.

همه اینها نتیجه همکاری نیروهای مسلح با سیاست مداران بوده و هست.

نیروهای نظامی ایران توانسته اند دکترین سیاسی ایران مبنی بر گسترش مرزهای سیاسی را انجام دهند و امروزه دشمنان ایران مجبور هستند چند هزار کیلومتر آن طرف تر با ایران به مقابله بپردازند و سرزمین مادری در امان باشد.

تا وقتی که ایرانی ها یکدست و یکپارچه هستند امکان ندارد هیچ دشمنی بتواند به ایران حمله کند و یا ایران را تجزیه نماید.

وتا زمانی که مرزهای مجازی ایران هزاران کیلومتر را در بر می گیرد باز هم امکان حمله به ایران برای دشمنان وجود ندارد و حتی تهدید به حمله اتمی هم نمی تواند کارساز باشد.

در واقع می توان گفت دلیل اینکه امروزه ایرانی ها می توانند با قلدری در مقابل بزرگترین ابر قدرت جهان بایستند و رجز بخوانند این است که نیروهای مسلح ایران توانسته اند انگشت روی نقطه های استراتژیکی بگذارند که هر آن می توانند شاهرگ دشمن را از آنجا قطع کنند و سیاستمداران ایرانی توانسته اند در سطح جهانی همه تارهای عنکبوت را قطع کنند.

دشمنان ایران بخوبی می دانند که اگر بنا باشد به ایران ضربه بزنند باید وحدت و یکپارچگی میان مردم و نظام از یکسو و نیروهای مسلح و نیروهای سیاسی را از سوی دیگر قطع کند.

بدیهی است که برای انجام این امر نمی تواند از قدرت سخت خود استفاده کند بلکه مجبور است از قدرت نرم خود استفاده کند.

اقتصاد ایران را باید تحت فشار قرار دهد تا مستقیم مردم تحت فشار قرار گیرند و دولت و نظام را مورد مؤاخذه قرار دهند.

میان سیاستمداران و نیروهای مسلح تفرقه بیاندازند مانند اینکه پیشنهادهای بی شرمانه مانند گفتگوی بدون هیچ قید و شرط میان روسای جمهوری ایران و ایالات متحده مطرح کند در حالی که به خوبی می داند در این شرایط نه به نفع ایران می باشد که چنین چیزی را قبول کند و نه سیاستمداران ایران خواهند پذیرفت چنین کاری را انجام دهند.

اگر شرایط اقتصادی مملکت به اینجا رسیده به این دلیل نمی باشد که ایران کشور ضعیفی است بلکه به این دلیل می باشد که منابع ایران در اختیار مدیران نا کارآمد است و برخی فقط به دنبال اختلاس و دزدی و رانت به جان اقتصاد ایران افتاده اند.

در واقع هر اقتصاد دیگر در جهان که با چنین هجمه اختلاس و دزدی و رانت و بی تدبیری مدیریتی مواجه می شد و تحریم ها هم به آن اضافه می شد، قطعا از هم پاشیده بود وجای تعجب دارد که چگونه تا به حال اقتصاد ایران توانسته مقاومت کند.

بی شک به هر ترتیبی بخواهیم تحلیل کنیم نمی توانیم انکار نماییم که رسیدن شرایط اقتصادی مملکت به اینجا به دلیل تقصیر قوه مجریه و ضعف نظارتی قوه مقننه می باشد و اگر قوه مقننه نظارت خود را به درستی بر قوه مجریه انجام می داد و برخی نمایندگان مجلس به جای اینکه به دنبال منافع شخصی باشند به دنبال منافع کشور بودند کار به اینجا نمی کشید.

مجلس این قدرت و اختیار را دارد که قوانین و مقرراتی تدوین کند تا هم قوه مجریه کار اشتباهی انجام ندهد و هم اینکه در صورتی که افرادی به دنبال رانت و یا اختلاس و یا فساد باشند قوه قضائیه بتواند سریعا با آنها برخورد کند، چون به هر حال قوه قضائیه هم مجبور است طبق قوانین مصوب قوه مقننه احکام خود را صادر کند و وقتی که قوانینی برای جلوگیری از رانت و فساد و اختلاس وجود نداشته باشد قوه قضائیه هم دست بسته خواهد بود.

بد نیست سیاست مداران توجه داشته باشند که بزرگترین آرزوی دشمن ایجاد اختلاف میان سیاستمداران و نیروهای مسلح کشور است تا بتوانند از این آب گل آلود ماهی بگیرند و اگر هم می خواهند فرماندهان نیروهای مسلح را نصیحت کنند می توانند خصوصی با هم گفتگو کنند نه اینکه نامه های سرگشاده بنویسند تا جامعه را به التهاب بکشند و دشمن را شاد کنند.

تنها دلیل نوشتن چنین نامه هایی می تواند خودنمایی و تلاش برای کسب امتیاز باشد اما این امتیاز قرار است از جیب چه کسی کسب شود، نظام یا ملت؟

آیا واقعا فکر می کنید که آقای ترامپ به دنبال مذاکره و حل مشکلات ایران و آمریکا می باشد؟

قطعا اگر چنین بود همه مشکلات ایران و آمریکا تا به حال حل شده بود و آنهایی که در جریان نیستند شاید بد نباشد در جریان باشند که ایران چندین مرتبه به اشکال مختلف با آمریکایی ها مذاکره کرده و حسن نیست خود را نشان داده اما آمریکایی ها همیشه با نیرنگ و فریب و نامردی با ایران رفتار کردند.

برجام نه آخریش بود نه اولیش.

مثلا آیا واقعا تصور می کنید که بدون کمک نیروهای همپیمان با ایران در عراق امکان داشت که موصل از دست داعش آزاد شود و یا اینکه کار داعش در عراق تمام شود؟

بعد اش چه شد؟

آمریکایی ها چه قدردانی ای از ایران و همپیمانان ایران کردند؟

این یک نمونه همکاری غیر رسمی میان ایران و آمریکا در عراق بعد از برجام بود.

برجام به کنار.

برخی شاید متوجه نباشند اما قرار است که آقای روحانی برود با آقای ترامپ در چه موردی گفتگو کند؟

هدف چیست؟

فقط اینکه با یکدیگر دست بدهند و آقای ترامپ بتواند از این امتیاز برای انتخابات کنگره استفاده کند؟

چه امتیازی قرار است گیر ایران بیاید؟

آیا آمریکا به برجام باز خواهد گشت و یا به تعهدات خود عمل خواهد نمود؟

آیا قرار است تحریم ها از بالاسر ایرانی ها برداشته شود و یا اینکه مثلا ایرانی ها برای سفر به ایالات متحده دیگر در لیست سیاه قرار نداشته باشند؟

اگر بحث گفتگوی دو رئیس جمهوری باشد که آقای روحانی همان ابتدای کار خود در اولین سفر رسمی به نیویورک با رئیس جمهوری آمریکا تلفنی گفتگو کرد، ولی نتیجه اش چه شد؟

هیچ؟

الآن هم آقای ترامپ همان "هیچ" را پیشنهاد می دهد.

گفتگو وقتی معنا دارد که قرار باشد به نتیجه برسد و وقتی که از پیش مشخص است آمریکایی ها غیر قابل اطمینان هستند و تعهدات خود را انجام نخواهند داد پس گفتگو چه معنایی دارد.

اگر امروزه رئیس جمهوری آمریکا چنین پیشنهادی را مطرح می کند به این دلیل است که جامعه جهانی سخت آمریکا را در فشار قرار داده که رفتارهای مریض خود را تغییر دهد چون از این پس قرار نیست جنگ اقتصادی با ایران فقط روی مردم ایران تاثیر بگذارد و قطعا نیروهای مسلح آمریکا به رئیس جمهوری این کشور گفته اند که شعارهای کذایی بر علیه ایران فایده ندارد وآمریکا در شرایطی قرار ندارد که وارد یک جنگ نظامی بر علیه ایران گردد.

پس بد نیست توجه داشته باشیم که هدف دشمن چیست و در تله پیشنهاد بی شرمانه او گیر نکنیم و این پیشنهاد منجر به آن نشود که میان ایرانی ها تفرقه بوجود آید.

بدیهی است اگر ایرانی ها مقاومت بیشتری از خود نشان دهند این دشمن خواهد بود که مجبور است کوتاه بیاید.

ممکن است عقاید نویسندگان مقالات با سیاست های اسپوتنیک مطابقت نداشته باشد.


مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک