17:40 16 نوامبر 2018
ناتوی پوشالی عربی

ناتوی پوشالی عربی

© AP Photo / Mosa'ab Elshamy
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
دکتر مانی محرابی
282

طرح ائتلاف استراتژیک خاورمیانه که قرار است در ماه اکتبر نشستی پیرامون آن در واشنگتن برگزار شود سبب گمانه زنی تحلیلگران در باب دلایل و اهداف شکل گیری آن شده است. ائتلافی که بر مبنای تجربیات پیمان آتلانتیک شمالی برنامه ریزی شده و قرار است به هم افزایی نیروهای جهان عرب آسیای غربی و شمال آفریقا بیانجامد.

این برنامه، طرحی جدید نیست و اساسا یک برنامه از پیش تدوین شده است که توسط برخی کشورهای جهان عرب در مقاطع مختلف بر سر زبان‌ها می‌افتد. نخستین بار در سال 1988 وزیر دفاع مصر محمد حسین طنطاوی طرح ائتلاف گسترده نظامی — امنیتی متحدان سنی مذهب مصر را کلید زد که به نتیجه مشخصی نرسید. در آن زمان اردن، مراکش، پاکستان، عربستان سعودی، سودان، امارات متحده عربی و بحرین کشورهای مد نظر مصر جهت تشکیل این ائتلاف بودند. در سال‌های ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش این طرح مجددا توسط کشورهایی چون اردن و عربستان سعودی بر سر زبان‌ها افتاد و نهایتا پس از کودتای ارتش بر علیه محمد مرسی، عبدالفتاح سیسی بار دیگر به شکلی جدی این طرح را با ملک عبدالله دوم پادشاه اردن در میان گذاشت.

دولت‌های ایالات متحده بنا بر دلایل مختلف، این طرح را مورد حمایت حداکثری خود قرار ندادند و فقدان نیروی متحد کننده واشنگتن به طور طبیعی از شکل گیری هر ائتلافی در جهان عرب پیش گیری خواهد کرد. اما این بار دونالد ترامپ قصد دارد تا با حمایت خود این طرح را به جلو پیش ببرد یا حداقل با نمایش حمایت خود از ائتلاف گسترده عربی منافع خود در میان عرب زبانان را تقویت کند.

اما چند موضوع را نباید فراموش کرد. ریاض از سال 2010 تاکنون همواره در صدد ایجاد ائتلاف‌های مختلف با کشورهایی بوده تا بتوانند کمبودهای عربستان سعودی در زمینه نظامی و مشروعیت بین المللی را جبران کنند. ائتلاف‌هایی با کشورهای مصر و ترکیه، پاکستان و ترکیه، رژیم اسرائیل و مصر و همانند آن اما همواره یا این ائتلاف‌ها شکل نگرفتند یا فاقد اعتبار بهره برداری مورد نظر ریاض بودند.
کشورهایی که در طرح اخیر از آنها نام برده می‌شوند اساسا فاقد قدرت نظامی برتر در سطح منطقه بوده و توانایی هم‌افزایی در بعد نظامی را ندارند. کشورهایی مانند اردن و بحرین نمونه‌های بارزی از ضعف نظامی و کشورهایی چون مصر و پاکستان نیز نمونه‌های روشنی از عدم ثبات در عرصه داخلی هستند و به این ترتیب انتظار هم‌افزایی این کشورها در بعد نظامی و تشکیل یک نیروی نظامی واحد بسیار ساده انگارانه می‌باشد.

می‌توان دو برداشت کاملا متفاوت از ستون فقرات این ائتلاف داشت. اگر طرح اولیه این ائتلاف را مورد بررسی قرار دهیم مصر و اردن، و اگر نیاز و توانایی دیپلماتیک و اقتصادی را ملاک قرار دهیم عربستان سعودی و امارات متحده عربی ستون‌های ائتلاف عرب زبانان را تشکل خواهند داد. در مورد اول، قاهره و امان به دلیل جایگاه متزلزل مصر در جهان عرب توانایی همراهی هیچ کشور سومی را به شکل حقیقی نخواهند داشت و اگر همراهی‌ای صورت گیرد مانند ائتلاف عربی عربستان در مقابل یمن کاملا تبلیغاتی خواهد بود و در مورد دوم نیز عربستان و امارات با تمام اشتراکات اهداف در سطح بین الملل، در رقابت پنهان بر سر کسب جایگاه برادر بزرگ اعراب به سر می‌برند و به جرات می‌توان مدعی بود اگر روابط شخصی محمد بن سلمان و محمد بن زاید ولیعهدهای دو کشور به شکل کنونی نبود، این دو کشور در مسائل مختلفی چون مسئله یمن، مسئله هسته‌ای و اولویت بندی تهدیدات خارجی به مشکلات شدید نگرشی برمی‌خوردند.
رقابت بر سر کسب زعامت جهان عرب به نوعی دیگر میان ریاض و قاهره نیز در جریان بوده و این یکی دیگر از معضلات کشورهای فوق جهت ایجاد ائتلاف گسترده و بلند مدت می‌باشد.
ضمن آنکه ماجرای قطر عملا شورای همکاری خلیج فارس را در معرض دو قطبی شدن قرار داده است و معضلی که سبب جبهه گیری امارات متحده عربی و قطر شده یعنی اخوان المسلمین به پارامتر اساسی قدرت منطقه‌ای قطر تبدیل و امکان برطرف کردن آن نیز وجود نخواهد داشت.
با در نظر داشتن این موارد، می‌توان مدعی بود این ائتلاف یا اساسا شکل نخواهد گرفت یا در صورت شکل گیری مانند سایر ائتلاف‌های عربی در سطح امضاء چند برگ کاغذ و اجرای چند مانور باقی خواهد ماند و به طرحی تبلیغاتی تبدیل خواهد شد که فاقد هیچ گونه توان نظامی و استراتژیک جهت عملیات‌های بلند مدت است.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک