17:57 16 نوامبر 2018
گفتگو یا جنگ؟

گفتگو یا جنگ؟

© REUTERS / Morteza Nikoubazl
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
3326

تنش های کلامی میان مقامات ایرانی و آمریکایی امروزه به جایی رسیده که دیگر جایی برای ادامه این روند باقی نمی گذارد و بسیاری بیم آن را دارد که مرحله بعدی جنگ خواهد بود.

سوالی که مطرح است این است که نتیجه این تنش های کلامی چه خواهد بود گفتگو یا جنگ؟
پرزیدنت دونالد ترامپ اخیرا اظهار داشته که ایالات متحده آماده گفتگو با ایران است و قبل از آن هم پیغام داده بود که منتظر تماس ایرانی ها می باشد و قبل تر از آن هم طبق اظهار نظر آقای واعظی رئیس دفتر پرزیدنت حسن روحانی هشت بار در نیویورک تقاضای ترتیب وقت ملاقات میان دو رئیس جمهوری داده شده بود.

پس می توان متوجه شد که بر عکس تصور بسیاری خواسته ایالات متحده و رئیس جمهوری آن گفتگو است و نه جنگ.
با توجه به سوابق شغلی آقای ترامپ می توان متوجه شد که چرا وی دست به چنین رفتار هایی می زند و سعی می کند طرف مقابل را در فشار شدید قرار دهد تا بیشترین امتیاز را از او بگیرد.
هنوز چند ماه از ملاقات آقای ترامپ با آقای اون رهبر کره شمالی نگذشته و مشاهده کردیم دو طرفی که انواع و اقسام توهین ها را نثار یکدیگر می کردند پای میز گفتگو نشستند و علیرغم اینکه ملاقات این دو فقط یه تعارفات و عکس های یادگاری گرفتن منتج شد ولی به یکباره تشنج کلامی میان دو رهبر به جایی رسید که آقای ترامپ از آقای اون تعریف و تمجید هم می کرد.
در مورد کره شمالی شاید برخی هنوز به یاد داشته باشند که حتی ایالات متحده کشتی های جنگی خود را به سمت این کشور روانه کرد و همه بیم شروع یک جنگ را داشتند.
نکته ای که در این ماجرا شاید نهفته بود نقشی بود که کره جنوبی — ژاپن — چین — روسیه و دیگر کشورهای ذینفع در این ماجرا بازی کردند تا تشنج فروکش کند و رهبران دو کشور پای میز مذاکره بنشینند.
در مورد ایران و ایالات متحده می توان گفت شرایط بسیار متفاوت است.
اولا ایران هنوز در شرایط کره شمالی قرار ندارد و با توجه به موقعیت سیاسی و جغرافیایی ایران هیچ وقت در آن شرایط قرار نخواهد گرفت.
دوم اینکه در حال حاضر ایالات متحده در شرایط ورود به یک جنگ تمام عیار با ایران نمی باشد.
همه این شرایط در حالی است که جنگ ایالات متحده و کره شمالی می توانست فقط شرق آسیا را تحت تاثیر قرار دهد اما هرگونه جنگی میان ایران و ایالات متحده می تواند کل جهان را تحت تاثیر قرار دهد و بی دلیل نیست که آقای روحانی از این جنگ به عنوان مادر جنگ ها یاد می کند.
همین که انصار الله دیروز و امروز دو ناو جنگی عربستان سعودی در دریای سرخ را هدف قرار دادند کل جریان صادرات نفت عربستان سعودی مختل شد و امروز عربستان اعلام کرد که کشتی های نفتکشش را تا اطلاع ثانوی از تنگه باب المندب عبور نخواهد داد.
تصور کنید که در خلیج فارس جنگی شروع شود و آن وقت چه اتفاقی پیش آید.
حتی ایران نیاز نخواهد داشت تنگه هرمز را ببندد.
کافی است به قول مرحوم هاشمی رفسنجانی یکی دو تا توپ خمباره نزدیکی های تنگه هرمز سقوط کند تا دیگر هیچ نفتکشی جرئت نکند از این تنگه عبور کند.
همچنین تصور کنید موج مهاجرت از منطقه به سمت اروپا به چه حدی خواهد رسید.
توجه داشته باشید که حمله آمریکا و متحدانش به لیبی منجر به چه موج مهاجرتی از آفریقا به سمت اروپا شد و چه مشکلاتی امروزه برای اروپا ایجاد کرده حال اگر بنا باشد کل خاورمیانه به آتش کشیده شود چه خواهد شد.
اینها فقط چند نکته کوچک از اتفاقاتی است که ممکن است پیش آید.
در این شرایط که آمریکایی ها تمایل به گفتگو دارند، پس چرا ایران حاضر به گفتگو با آمریکا نمی باشد؟
هنوز جوهر گفتگو های ایران با ایالات متحده خشک نشده بود که آمریکا از انجام تعهدات خود سر باز زد و از این توافق خارج شد.
بر کسی پوشیده نیست که گفتگو های ایران با 1+5 در واقع گفتگو میان ایران و ایالات متحده بود و پنج کشور دیگر به عنوان ناظر و ضامن این گفتگو ها حضور داشتند و برای اینکه دل ایرانی ها گرم شود سازمان ملل هم نتیجه گفتگو ها را به عنوان یک مصوبه تصویب کرد.
حال چه دلگرمی ای برای ایران وجود دارد تا بخواهد گفتگو های جدیدی با آمریکا داشته باشد.
گویند گفتگو نه گفت و شنود، یعنی هر دو طرف باید حرف یکدیگر را بشنوند و به خواسته های طرف مقابل احترام بگذارند اما امروزه ایالات متحده علیرغم اینکه بحث گفتگو را مطرح می کند اصرار بر گفتن خود و شنیدن طرف مقابل دارد، امری که منطقی به نظر نمی آید.
آمریکایی ها باید توجه داشته باشند که اگر با ایرانی ها بخواهند گفتگو کنند به احتمال زیاد ایرانی ها هم حاضر به گفتگو خواهند بود اما در صورتی که آنها بخواهند بگویند و توقع داشته باشد ایرانی ها فقط گوش دهند و اطاعت کنند، چنین چیزی پیش نخواهد آمد.
پس اگر آمریکایی ها می خواهند واقعا با ایرانی ها صحبت کنند اولین کاری که باید انجام دهند این است که حسن نیت خود را نشان دهند و تعهدات قبلی خود را کاملا اجرا کنند تا برای ایران و ایرانی ها یک دلگرمی ایجاد شود که اگر گفتگویی در کار باشد نتیجه بخش خواهد بود.
دوم اینکه آمریکایی ها باید توجه داشته باشند که سیاست و رفتار خود در قبال کره شمالی و یا حتی دیگر کشورهای جهان و حتی منطقه خاورمیانه را نمی توانند بر علیه ایرانی ها اجرا کنند و ایرانی ها با ملت های دیگر بسیار متفاوت می باشند و باید از راه اش وارد شوند.
بزرگترین مشکل آمریکایی ها چه قبل از انقلاب چه بعد از انقلاب در ایران همیشه این بوده که آنها نتوانسته اند شخصیت مردم ایران را بخوبی تحلیل کنند و ایرانی ها را همیشه با ملت های همجوار خود مقایسه می کردند و می کنند.
همه باور دارند که ایرانی ها هیچ وقت شروع کننده جنگ نخواهند بود و قطعا هم چون ایرانی ها ملت صلح طلبی هستند چنین کار را نخواهند داد اما در صورتی که این لفاظی های کلامی ادامه یابد ممکن است هر اتفاقی پیش آید، حتی جنگ.
همانگونه که کشورهای ذینفع در ماجرای کره شمالی ورود کردند و از بروز جنگ جلوگیری به عمل آوردند به نظر می رسد الآن هم زمان آن رسیده که کشورهای ذینفع در ماجرای اختلافات ایران و امریکا ورود کنند و جلوی یک جنگ تمام عیار در منطقه را بگیرد.
وقتی ایران به پنج کشور دیگر اطمینان کرد که به عنوان ناظر برجام حضور داشته باشند و سازمان ملل هم پای برجام را امضا کند به نظر می آید الأن وقت آن رسیده سازمان ملل و همین پنج کشور ورود پیدا کنند و آمریکا را وادار کنند به تعهدات خود عمل کند.
همچنین آنها باید در مقابل تهدید های ایالات متحده بر علیه ایران بایستند و ثابت کنند که می شود به آنها اطمینان کرد.
قطعا در صورتی که ایران هم احساس کند این کشورها پای کار هستند آنوقت موضع اش تغییر خواهد کرد و ممکن است پای میز مذاکره و گفتگو بنشیند ولی باید اینجا هم توجه داشت که مذاکره و گفتگو و نه اینکه آمریکا تصور کند که می تواند دیکته کند و ایران اجرا کند.
همچنین باید توجه داشت که چند مساله مثل بحث های دفاعی و روابط ایران با دیگر کشورها که جزو لا یتجزا امنیت ملی ایران هست همیشه خارج از مذاکره وگفتگو برای ایران می باشند واگر طرحی برای گفتگو با ایران وجود دارد این موارد را باید از مذاکرات خط زد وگرنه قطعا هیچ مذاکراتی صورت نخواهد گرفت.
در پایان می توان گفت نماد توپی که آقای پوتین برای آقای ترامپ در هلسنکی پرتاب کرد امروزه به وضوح روشن است و توپ امروزه نه فقط در زمین ایالات متحده بلکه در زمین اروپا می باشد که باید نقش خود را به خوبی ایفا کنند وگرنه کل جهان درگیر خواهد شد.

 

 

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک