09:54 26 سپتامبر 2018
شگردهایی که فقط در ایران مرسوم است

شگردهایی که فقط در ایران مرسوم است

© Fotolia / Borna_Mir
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
1274

شاید بتوان گفت ایران تنها جایی از جهان است که شما مثلا اگر بخواهید یک خودرو از یک شرکت داخلی خریداری کنید تا لحظه آخر نمی دانید قرار است چه مبلغی بابت آن پرداخت کنید.

صنعت خودرو سازی ایران با جمع بندی یا اسمبل ماشین، چند سال قبل از کره جنوبی و چندین دهه قبل از چین شروع به کار کرد اما رانت های پشت سر آن موجب آن شد که کره جنوبی امروزه به یک تولید کننده بزرگ خودروسازی در جهان تبدیل گردد و چین هم به یک صادر کننده عمده ماشین و قطعات به ایران و جهان و صنعت خودرو سازی ایران هنوز در حال جمع بندی قطعات باشد.
علیرغم اینکه مبنای حکومت اسلامی بر اساس تجارت آزاد و حمایت از سرمایه انسان ها می باشد اما در ابتدای انقلاب در ایران چپ گراها هدایت حکومت ها را به عهده گرفتند و دیدگاه های سوسیالیستی که در ابتدای انقلاب بر صنعت و اقتصاد و اشتغال در ایران حاکم شد هنوز روی قوانین ایران تاثیر می گذارد و علیرغم اینکه این نوع سیاست های اقتصادی در همه جای جهان حتی در چین و روسیه نیز منسوخ شده اما هنوز بسیاری در ایران اصرار بر ادامه آن دارند.
مشکل وقتی دو چندان می شود که این سیاست های اقتصادی با سیاست های حمایتی من درآوردی نیز عجین می شود و عموم مردم مجبور باشند خسارت این سیاست های اقتصادی را پرداخت کنند.
از صنعت خودرو سازی بگیرید تا صنعت کشاورزی همه تحت تاثیر سیاست های سوسیالیستی اقتصاد مملکت را فلج کرده اند.

اکثر کشورهای جهان تلاش می کنند از صنایع خود حمایت کنند و این مساله عجیبی نیست اما اینکه این حمایت بخواهد به ضرر مردم وعموم جامعه تمام شود یک مساله عجیب است.
در اکثر کشورهای جهان شما اگر بخواهید یک ماشین خریداری کنید علاوه بر اینکه با اقساط بلند مدت کم بهره ماشین را به شما می دهند، سرویس و خدمات بسیار ارزنده ای را ارائه می دهند که شما ماشین آنها را بخرید. همچنین شما ماشینی که قرار است بخرید را ابتدا مشاهده می کنید و همان زمان که ماشین را می خرید تحویل می گیرید و میدانید قرار است چه مبلغی بابت آن هزینه کنید.
در ایران هیچکدام از این شرایط وجود ندارد.
یعنی کارخانه به شما می گوید مبلغی را واریز کنید و تا لحظه تحویل شما نمی دانید قرار است در نهایت چه مبلغی را بابت ماشین پرداخت کنید چون در قرارداد برایتان می نویسند مثلا "به قیمت روز" و یا "قیمت زمان تحویل" سپس وقتی هم تحویل می گیرید به احتمال زیاد ممکن است ماشین با استاندارد ماشینی که شما از قبل در نمایندگی دیده اید بسیار متفاوت است اما همین است که هست باید همین را تحویل بگیرید چون پول خود را پرداخت کرده اید.
خودروسازان مثلا اعلام می کنند به دلیل گرانی ارز قیمت ماشین هایشان را افزایش می دهند و مثلا اگر زمان ثبت نام قیمت ماشین ایکس تومان بود امروز قیمت دو برابر است چون مثلا آن زمان دلار ایکس تومان بود امروزه دو برابر شده.
کسی نیست به این خودرو سازان بفرماید خوب زمانی که آن بنده خدا ثبت نام کرده پول وی معادل اکس دلار بود و امروزه اگر حرف شما درست است شما معادل دلار آن را باید حساب بفرمایید، در ضمن مگر خریدار به دلار ماشین از شما خریده که بر اساس دلار با او حساب کنید.
در بهترین شرایط خودرو سازها از امکانات ماشین می کاهند یا اینکه قطعات نامرغوب در ماشین های خود استفاده می کنند.
وقتی هم از آنها انتقاد می شود پشت سر کارگران قایم می شوند و اظهار می دارند که اگر کسی طرفشان بیاید چند صد هزار کارگر بی کار می شوند.
تا زمانی که خودرو سازان این ابزار تهدید در مقابل دولت و تعزیرات و… را در اختیار دارند باید اطمینان داشت که همین آش است و همین کاسه.
ایرانی باید ماشینی که در سطح جهان از رده خارج شده را باید به قیمت ماشین روز در جهان خریداری کند.
در حالی خودرو سازان ایرانی اعلام می کنند که ما صنعت خودرو داریم که وقتی بحث جلوگیری از واردات و تخصیص ارز پیش می آید به یکباره همه اعلام می کنند شصت یا هفتاد درصد قطعات ماشین های تولیدی شان از خارج وارد می شود و دلار 4200 تومانی از دولت می گیرد و ماشین های خود را به قیمت دلار 8000 تومانی به مردم می فروشند.
ای کاش کسی به ما توضیح می داد رانت یعنی چه؟
اگر بنا باشد شصت یا هفتاد درصد قطعات این ماشین ها وارداتی باشد چه اصراری بر این است که این ماشین ها خودروی ملی نامگذاری گردند و مردم اسیر این خودرو سازان گردند؟
تا زمانی که خودرو سازان بتوانند از رانت حمایت های دولتی برخوردار باشند و احتکار بازار در دستشان باشد به هیچ وجه نمی توان امیدوار بود که صنعت خودرو سازی ایران به جایی برسد.
آیا نباید برای حمایت از مصرف کننده فضای واردات خودرو را رقابتی کرد و همانگونه که هفتاد درصد قطعات ماشین های داخلی خارجی هستند اجازه داد ماشین های خارجی هم ورود پیدا کنند و کارخانه های داخلی مجبور به رقابت با آنها شوند تا کیفیت تولیدات خود را بهبود بخشند و بتوانند در سطح جهانی با رقبای خود به رقابت بپردازند؟
ممکن است چند نفر در این ماجرا متضرر گردند اما بدیهی است که ملیون ها ایرانی از این ماجرا مستفید می شوند و جان بسیاری از ایرانی ها در جاده ها در امان خواهد بود.
حالا همین ماجرا را بگیرید به سمت کشاورزی و دیگر صنایع برویم.
در حالی که ملیون ها نفر در مملکت با بحران آب و آلودگی هوای ناشی از آن مواجه هستند هنوز برخی اصرار دارند برای حفظ کشاورزی 90 درصد آب مملکت را به کشاورزان سنتی اختصاص دهند.
در همه جای جهان امروزه شگردهای نوین آبیاری برای کشاورزی استفاده می شود اما در ایران هنوز بسیاری از کشاورزان اصرار بر کشت سنتی وهدر دادن آب دارند.
اگر ارزش آب مصرفی کشاورزان به قیمت روز محاسبه گردد می بینیم بسیاری از کشاورزان برای کشت محصولات خود از رانت های بسیار بالایی برخوردار هستند و ارزش محصول آنها در برخی موارد یک بیستم آبی که مصرف می شود هم نیست.
مضاف بر اینکه به دلیل هدر رفت آب اکوسیستم مملکت به هم ریخته و جان ملیون ها ایرانی به خطر افتاده.
وقتی هم بحث این ماجرا مطرح می شوند برخی مدعی می شوند که اگر این کشاورزان به اشتغال در زمینه کشاورزی ادامه ندهند زمین های کشاورزی بایر می شود و بسیاری از این کشاورزان به شهرها کوچ می کنند.
تصور بر این نیست که اگر یک برنامه ریزی صحیح برای بخش کشاورزی و آبیاری علمی آن باشد چنین اتفاقی پیش آید.
بزرگترین ضربه به کشاورزی ایران را انقلاب سفید و یا همان طرح تقسیم اراضی شاه به این کشور زد چون زمین های بزرگ اربابان را میان رعیت ها تقسیم کرد و رعیت هایی که توان کشت تجاری این زمین ها را نداشتند نمی توانستند با زمین های کوچک درآمدی برای زندگی خود و خانواده شان به دست آورند و یا اینکه زمین ها را فروختند و به شهرها کوچ کردند و یا اینکه این زمین ها را ول کردند به همان شیوه غرق آبی محصول تولید کنند چون برایشان صرف نمی کند شیوه های نوین را استفاده کنند.
بهترین راه برای مقابله با این ماجرا این است که دولت زمین های وسیع قابل کشت را در اختیار متخصصین کشاورزی قرار دهد و آنها را وادار کند با شیوه های نوین دست به کشت این زمین ها بزنند و کشاورزانی را که زمین هایشان کوچک است را ترغیب به تجمیع اراضی حال به شکل تعاونی و یا مشارکت نماید و آنها را وادار کند از شگردهای نوین استفاده کنند.
البته بماند که امروزه دیگر وقت ترغیب کردن گذشته و زمان وادار کردن رسیده باشد چون زندگی ملیون ها ایرانی گروی این ماجرا می باشد.
شاید همین دو مثال کافی است تا متوجه شد وقت آن رسیده دیگر سیاست های اقتصادی سوسیالیستی را فراموش کرد و مانند همه کشورهای دیگر جهان با نگاهی مدرن به اقتصاد نگریست.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک