22:06 17 اکتبر 2018
بدون نایک هم می شود

بدون نایک هم می شود

© Sputnik /
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
2113

تیم ملی ایران در حالی در اولین بازی خود برابر مراکش برنده شد که مورد تحریم شرکت آمریکایی نایک بود و در مقابل تیم مراکش از همه اسپانسر های مورد نیاز برخوردار بود.

معروف است که شرکت های آمریکایی مانند مک دونالد، کوکا کولا، استارباکس، نایک و… همیشه پیش قراول های ورود سیاسی ایالات متحده به دیگر کشورها می باشند.
یک تابو به وجود آمده مبنی بر اینکه این شرکت ها کشوری را تحریم کنند مردمان این کشور از حد اقل امتیازاتی که ایالات متحده برای روابط خود با دیگر کشورها قایل است نیز محروم می شوند.
بماند که این برندها معمولا جزو برند های مصرفی در آمریکا به حساب می آیند و تولداتشان برای مصرف عامه است اما در برخی کشورها تصور می کنند که اگر کالای این شرکت ها را مصرف کنند چه می شود.
شرکت نایک در شرایطی تیم ایران را تحریم کرد که طبق همه قوانین و مقررات بین المللی شرکت ها نباید سیاست را در ورزش دخالت دهند.


گو اینکه بحث های زیادی مبنی بر لزوم برخورد یکپارچه مردم ایران با این شرکت آمریکایی و تحریم خرید کالاهای آن است اما به هر حال نکته بسیار مهم در این ماجرا شباهت رفتار شرکت آمریکایی نایک با تیم ملی ایران با رفتار دولت آمریکا با ملت ایران است.
قطعا هم پیروزی تیم ملی ایران بدون اسپانسری نایک را می توان نماد توانمندی مردم ایران بر بازکردن راه خود بدون کالای آمریکایی دانست.
شاید اگر بیشتر به توانمندی داخلی خود اعتماد داشته باشیم بتوانیم از پس همه تحریم های جهانی نیز بر آییم.
ایران جزو تنها چهار کشور جهان می باشد که اگر دور تا دور آن را دیوار بکشند و رابطه اش را با کل جهان قطع کنند مردم آن به هیچ چیز از خارج برای ادامه زندگی نیاز نخواهند داشت.
بله شاید کفش نایک آمریکایی و عطر فرانسوی و ماشین آلمانی وکت شلوار انگلیسی به دست ایرانی ها نرسد اما از گشنگی هلاک نخواهند شد.
اگر امکانات خدا دادی ایران درست مدیریت شود قطعا هیچ تحریمی نمی تواند کمر ایرانی ها را خم کند اما وقتی این تحریم ها می توانند بر ایرانی ها تاثیر گذار باشند که منابع کشور صحیح مدیریت نشود.
نیاز ایران به یک ساختار سیاسی منحصر به فرد را می توان دلیل وقوع انقلاب در ایران دانست و تا زمانی که برخی تلاش داشتند از دیگر کشورها الگو برداری کنند فضای سیاسی ایران همیشه پر تلاطم بود وایرانی ها نمی توانستند به هیچ نتیجه ای برسند.
مشکل اصلی کشورهای همجوار ایران هم هنوز همین است که نمی توانند الگوی مناسب سیاسی برای حکومت های خود انتخاب کنند.
به همین شکل هم می توان گفت ایران نیاز به یک ساختار اقتصادی منحصر به فرد خود می باشد و نمی توان با استفاده از الگوهای دیگر کشورها اقتصاد ایران را اداره کرد و تا زمانی که مدیران ارشد با الگو گرفتن از دیگر کشورها بخواهند اقتصاد ایران را بچرخانند قطعا ما نخواهیم توانست به جایی برسیم.
به عنوان مثال بگویم، فقط یک بار خودتان تحلیل کنید فرق چین پنجاه سال پیش با چین فعلی چیست؟ آیا رژیم عوض شده؟ مردم عوض شده اند؟ فضای سرزمینی تغییر کرده؟ یا اینکه فقط مدیریت اقتصادی کشور تغییر کرده؟
بدیهی است که پاسخ همه سوال آخر خواهد بود، یعنی اینکه به جز مدیریت اقتصادی کشور هیچ چیزی تغییر نکرده.
چینی ها متوجه شدند که نیاز به یک الگوی اقتصادی منحصر به خود هستند و نمی توانند با الگوهای دیگر کشورها اقتصاد خود را مدیریت کنند.
نباید فراموش کرد که اگر بخواهیم کشوری را با الگوهای اقتصادی غربی مثلا اداره کنیم همیشه غربی ها راه و چاه فلج کردن ما را بهتر از خودمان بلد خواهند بود چون خودشان این روش ها را به ما آموزش داده اند ولی فوت کوزه گری را به ما یاد نداده اند.
علیرغم همه مشکلات داخلی چین مخصوصا در زمینه تعداد بیش از حد بودن جمعیت و کمبود امکانات اما امروزه چین نه فقط یک ابر قدرت اقتصادی به حساب می آید بلکه رقیب بالقوه ایالات متحده در اقتصاد است.
حال توجه داشته باشید که چین حتی جزو آن چهار کشور که در صورت بسته شدن مرزهایشان به هیچ چیز از خارج نیاز ندارند یعنی ایالات متحده آمریکا، برزیل، ایران، مصر بزرگ (مصر، سودان و کشورهای مرتبط با رود نیل) به حساب نمی آید.
برای رسیدن به این هدف نه فقط نیاز است مدیرانی که با تفکر مدیریت بر اساس الگوهای خارجی کنار بروند بلکه نیاز است یک عزم ملی برای مقابله با جنگ اقتصادی و رسانه ای دشمن بوجود آید و ملت ایران مانند یک تیم در مقابل دشمن بایستد.
به هر حال طی سالهای اخیر این مدیران توانمندی خود را نشان داده اند و اگر کارشان خوب بود باید تشویق شوند که استراحت کنند وبازنشسته شوند و اگر هم کارشان بد بود باید از حضورشان ممانعت به عمل آید، وقت آن رسیده که نسل جوان با توانمندی های خود وارد عرصه شوند.
با احترام به همه فوتبالیست های کهنه کار کشور اما توجه داشته باشید اگر بنا بود فوتبالیست های ما همان فوتبالیست های قدیمی اسم و رسم دار می ماندند و جوانان فرصت بازی پیدا نمی کردند نه فقط امروز تیم ما نمی توانست به اولین پیروزی خود در جام جهانی نایل شود بلکه حتی خواب رسیدن به جام جهانی را نمی دید.
به هر حال سنت زندگی مبنی بر این است که پس از یک سن و سالی برخی به مربی گری بپردازند و برخی به بازیگری نه اینکه همه ما دام العمر بازیگر باشند.
یک اتفاقی که اخیرا بصورت خجولانه افتاد تحریم مصرف کالاهای خارجی توسط یکی از مراجع بود، جای تعجب دارد که چرا به نظر صحیح این مرجع توجه نشد و بقیه مراجع از دیدگاه وی حمایت نکردند.
شاید هم زمان آن رسیده باشد که مراجع نیز به ماجرا ورود کنند و با تحریم کالاهای خارجی مردم ایران را تشویق به مصرف کالای داخلی کنند و دولت نیز برای مدتی کل صادرات و واردات را تعطیل کند وبه دنبال راهکارهای دیگر برای تحصیل درآمد باشد و اجازه صدور کالاهای داخلی مخصوصا ما یحتاج اساسی مردم مانند گوشت و مرغ و میوه و سبزیجات وآهن وخاک وآب و… را ندهد تا ابتدا تولید کنندگان نیاز داخلی کشور را اشباع کنند و قیمت کالای داخل با خارج مقایسه نشود.
طبق همه اصول اقتصادی تنها زمانی کالای داخلی برای مردم می تواند گران شود که قیمت آن با قیمت دیگر کشورها مقایسه گردد اما اگر اجازه صدور به این کالاها داده نشود آنوقت کالای داخلی با توجه به قانون عرضه و تقاضای داخلی فروش می رود وقطعا فشار بر مردم بسیار کم خواهد شد.
در این راستا می توان گفت بسیاری کشورها حتی برای صادرات کالای اساسی خود عوارض وضع می کنند نه اینکه صادرات کالای اساسی مورد نیاز داخل را تشویق کنند.
بله ممکن است در ابتدا مردم مقداری دچار سختی شوند اما قطعا بیش از اینکه تحمل می کنند نخواهد بود و در دراز مدت منجر به آن می شود که تولید داخلی پوشش نیاز داخلی را بالاجبار بدهد.
آنوقت است که ما می توانیم همه بایستیم و به جای اینکه بگوییم "بدون نایک هم می شود" بگوییم "بدون آمریکا هم می شود".

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک