10:23 18 ژوئن 2018
انزوای روز افزون آمریکا از چین تا کانادا

انزوای روز افزون آمریکا از چین تا کانادا

© AP Photo / Sergey Ponomarev
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
0 70

شاید بتوان گفت مهمترین خروجی دو اجلاس مجموعه G8-1 و اتحادیه شانگهای انزوای بیش از پیش ایالات متحده آمریکا به حساب می آید.

اجلاس گروه 1-8 را می توان یک فاجعه برای ائتلاف غربی نامید چون هنوز جوهر امضاهای بیانیه پایانی این اجلاس خشک نشده بود که حمله های آقای ترامپ به میزبان اجلاس و دیگر اعضا و واکنش های تند شرکت کنندگان در این اجلاس به ترامپ شروع شد و مشخص شد که این اجلاس بر عکس تصاویر رسانه ای آن بسیار پر تنش و متضاد با تصمیمات رئیس جمهوری ایالات متحده بوده.

همان زمان که آقای ترامپ تصمیم گرفت اجلاس را قبل از پایان به بهانه ملاقات با رهبر کره شمالی ترک کند بسیاری باور داشتند رئیس جمهوری ایالات متحده به دلیل اینکه در کنج قرار گرفته بود و رهبران کشورهای دیگر به شدت به وی حمله ور شده بودند ترجیح داد از اجلاس بیرون بیاید و با قهر کانادا را ترک کند.

پرزیدنت ترامپ ظاهرا آنقدر از این اجلاس ناراحت خارج شده بود که هنوز هواپیمایش به سنگاپور نرسیده از طریق رسانه محبوبش، تویتر، به میزبان اجلاس و دیگر رهبران اروپایی حمله ور شد.

در سوی دیگر جهان اجلاسی برگزار شد که اعضای آن نمایندگان بیش از نیمی از ساکنین کره خاکی و مساحت آن را نمایندگی می کردند.

در این اجلاس ابر غول های اقتصادی آینده دور یک میز نشستند و بر عکس اجلاس G8-1 این اجلاس شاهد صمیمیت بسیار میان اعضای آن بود.

رهبران دو قطب اقتصادی رقیب ایالات متحده که بر اساس برآوردها ظرف 20 سال آینده اقتصاد آمریکا را پشت سر خواهند گذاشت یعنی چین و هند در کنار رهبران دو متحد بسیار قدرتمند یعنی ایران و روسیه که توانستند همه نقشه های آمریکا و متحدینش در منطقه خاورمیانه را خنثی کنند پای میز گرد این اجلاس نشسته بودند و چهار ستون اجلاس را تشکیل دادند.

وجه مشترک دو اجلاس بحث مساله توافق هسته ای ایران و حل وفصلسیاسی جنگ سوریه بود.

از همان ابتدای جنگ سوریه ، ایران و روسیه اصرار داشتند که تنها راه حل و فصل جنگ سوریه راهکار سیاسی است و خروجی اجلاس G8-1 در واقع از دیدگاه ایران و روسیه حمایت کرد.

در مورد توافق هسته ای ایران علیرغم اینکه آقای ترامپ تلاش مذبوحانه ای به خرج داد تا بقیه متحدین ایالات متحده از موضع او مبنی بر خروج از برجام حمایت کنند اما حضار به مخالفت با دیدگاه و رویکرد او پرداختند و خروجی اجلاس G8-1 در مورد برنامه هسته ای ایران به یک کلی گویی برای راضی کردن آمریکا اکتفا کرد، اما توجه داشته باشید هیچ کدام از کشورهایی که متحد بالقوه ایالات متحده به حساب می آیند حاضر نشدند موضع آقای ترامپ را تایید کنند و این یک شکست بسیار بزرگ برای رئیس جمهوری ایالات متحده به حساب می آید.

در مقابل اگر رسانه های جهانی را رصد کنید می بینید آقای روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران ستاره اجلاس شانگهای بود و همه رسانه ها بر حضور تاثیر گذار ایران در این اجلاس متمرکز شده بودند چون این ماجرا نشان می داد ایران در انزوا قرار ندارد و افق های بسیار بزرگ در تعاملات بین المللی برای خود باز کرده.

حمایت قاطع پرزیدنت پوتین از عضویت ایران در گروه شانگهای در کنار حمایت قاطع پرزیدنت شی جین پینگ همچون رهبران دیگر کشورهای عضوی گروه شانگهای از تجارت وتعاملات اقتصادی کشورهایشان با ایران نشان داد بر عکس ایالات متحده که با انزوای سیاسی مواجه است ایران با انفتاح سیاسی و اقتصادی مواجه است و در صورتی که اروپایی ها بخواهند با ایالات متحده در تحریم ایران همراه شوند گزینه های دیگری در شرق جهان برای ایران وجود دارد.

البته با توجه به خروجی اجلاس G8-1 و حمله های رهبران این گروه به رفتارهای رئیس جمهوری ایالات متحده به روشنی نشان می دهد که اروپایی ها هم به احتمال قریب به یقین حاضر نخواهند بود با تحریم های ایالات متحده بر علیه ایران همراهی کنند و حتی برای تلافی رفتارهای ترامپ هم که شده احتمالا مواضعی مخالف با مواضع دولت آمریکا اتخاذ خواهند کرد.

سالهاست اقتصاد دانان بزرگ جهانی بر روی اینکه انزوای داخلی یک کشور به نفع اش است یا به ضررش بحث می کنند.

اتفاقات تاریخی نشان داده که انزوای داخلی کشورها همیشه به ضرر آنها بوده و در نهایت منجر به نابودی اقتصاد آنها گشته و شاید بتوان مثال شوروی سابق و چین سابق را زد که علیرغم بزرگی سرزمین و اقتدار کشوری به دلیل اتخاذ موضع انزوای اقتصادی با مشکلات اقتصادی عدیده مواجه شدند و در نهایت اتحاد جماهیر شوروی فرو پاشید و چینی ها قبل از فروپاشی دست به کار شدند و خود را از انزوا خارج کردند.

جای تعجب دارد که آقای ترامپ هنوز روی ذهنیت اقتصادی کهنه و فرتوت انزوای اقتصادی سرمایه گذاری می کند و تلاش دارد اقتصاد آمریکا را به داخل آمریکا محدود کند.

دیدگاهی که شاید در اقتصاد خرد پاسخگو باشد اما در اقتصاد کلان قطعا محکوم به شکست است.

علیرغم اینکه این رفتار پوپولیستی میتواند در جذب آرای اقشار کم سواد جامعه بسیار موثر باشد اما در نهایت منجر به فروپاشی اقتصادی کل کشور می گردد وشاید وقت آن رسیده باشد تا سیاست مداران و اقتصاد دانان با سواد آمریکایی نسبت به رفتارهای انزوا گرانه ترامپ واکنش نشان دهند.

با اینکه ممکن است ایالات متحده در تعاملات بین المللی از نظر ظاهری تراز تجاری منفی با بعضی کشورها داشته باشد اما به صورت کلی وقتی که با جامعه جهانی 8 ملیارد نفری تعامل می کند ماجرا بسیار متفاوت تر از آن است که اقتصاد اش در یک جامعه 350 ملیونی داخل آمریکا بخواهد بچرخد، هر چه قدر هم همین جامعه ثروتمند باشد.

به عنوان مثال امروزه شما هر دستگاهی از ماشین گرفته تا کامپیوتر و گوشی های همراه تولید آمریکا را مد نظر قرار دهید می بینید صدها قطعه در آن توسط شرکت های خارجی دیگر مخصوصا چینی و هندی و کره ای تولید شده اند.

دلیل رویکرد تولید کنندگان آمریکایی به این سمت این است که برای رقابتی بودن کالای آنها نیاز است تا قطعات ارزانتر تولید شود واگر همین قطعات در داخل آمریکا تولید شود قطعا قیمت این دستگاه ها بسیار گران تر خواهد شد و علاوه بر اینکه مصرف کننده آمریکایی متضرر خواهد شد کالای آمریکایی آنقدر گران خواهد بود که امکان رقابت با کالای کشورهای دیگر را نخواهد داشت، بله این ماجرا می تواند تراز تجاری ایالات متحده با برخی کشورها را منفی کند اما در نهایت به سود مصرف کننده آمریکایی و کمپانی های آمریکایی می باشد مخصوصا اگر توجه داشته باشیم که در بسیاری از موارد کمپانی های آمریکایی سهامدار اصلی شرکت هایی هستند که آنطرف آب کالای ارزانتر تولید می کنند و به آمریکا صادر می نمایند ودر این صورت GNP کلی آمریکا است که سود کلان می برد و این کوته بینی اقتصادی به حساب می آید که فقط به GDP و تراز تجاری نگاه کرد.

نکته بسیار مهمی که آقای ترامپ شاید متوجه آن نباشد این است که ایالات متحده با یک سیاست مالی اقتصادی ما به التفاوت تراز تجاری خود با دیگر کشورها را از طریق ارز خود جبران می کند اما با توجه به سیاست تحریم های چپ و راست سیاسی آمریکایی ها امروزه بسیاری از کشورها به سمت استفاده از ارز های دیگر و پایان دادن به سلطه دلار روی آورده اند و همین ماجرا می تواند شروع پایان اقتدار اقتصادی ایالات متحده بر اقتصاد جهان به حساب آید و دیگر ایالات متحده نخواهد توانست هر چه قدر که بخواهد دلار چاپ کند و ما به التفاوت تراز های تجاری خود را جبران کند.

در پایان باید گفت همین که موضع رئیس جمهوری ایالات متحده در خروج از برجام تنها توسط سه چهار کشور از میان دویست کشور جهان مورد حمایت قرار گرفته خود نشان می دهد که وضعیت اقتدار سیاسی ایالات متحده به چه شرایطی رسیده.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک