03:03 23 ژوئیه 2018
چرایی سیاست های ارزی جدید

چرایی سیاست های ارزی جدید

© REUTERS / Raheb Homavandi/TIMA/Files
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
170

گرچه می توان انتقادات زیادی بر سیاست های ارزی جدید بانک مرکزی ایران را مطرح کرد اما با موشکافی این سیاست ها می توان پی برد که اتخاذ چنین تصمیماتی بی دلیل هم نیست و در این شرایط بین المللی که بر علیه ایران بوجود آمده شاید تنها راهکار باشد.

بله بنده هم مانند بسیاری از ایرانی های دیگر از بابت اینکه ارزش پول ملی مملکتم بصورت فاجعه باری سقوط کرده ناراحت هستم و مثل بقیه هموطنان خودم بیش از نیمی از پس اندازم ظرف چند ماه به باد رفته وتوانخریدم نصف شده.
اما ظاهرا جام زهر را قرار است همه ایرانی ها با هم بنوشند و توقع نداشته باشند دولت به تنهایی این جام را بنوشد، در نهایت دولت نماینده همین مردم است که به آن رای داده اند.
برای اینکه این ماجرا را بتوانیم موشکافی کنیم باید ببینیم چه شد که چنین شد.
زمانی که دولت یازدهم در جمهوری اسلامی دست به کار شد ایران با یک تورم 45 درصدی مواجه بود و در کنار آن تحریم های گسترده بین المللی تنها راهکاری که برای مهار این تورم وجود داشت منجمد کردن اقتصاد و ایجاد یک رکود ساختگی بود که بر اثر آن داد و ستد در بازار متوقف گردد و تورم مهار شود.
وچون دولت بزرگترین سرمایه گذار اقتصادی در ایران به حساب می آیند انجام چنین چیزی برایش بسیار راحت بود.
معمولا کشورها چنین تصمیمی را برای مدت کوتاه اتخاذ می کنند تا سیاست های مالی و اقتصادی جدیدی را پیاده کنند و سپس اقتصاد را به گردش در آورند.
در آن زمان پیش بینی های سیاست مداران بسیار بسیار ایدآل بود واین بود که توافق هسته ای ظرف چند ماه برجام خواهد رسید و پول های بلوکه شده ایران در خارج کشور آزاد خواهد شد و سرمایه گذاری های عظیم خارجی به ایران سرازیر خواهد شد و اقتصاد ایران مجددا شکوفا خواهد گشت.
در حالی که تورم عملی در بازار حدود 20 تا 25 درصد بود سیاستمداران با یک سیاست تبلیغاتی ادعا می کردند تورم زیر 10 درصد است وامیدوار بودند کاسباناین تبلیغات را باور کنند.
ولی خوب کاسبان هیچ وقت کسب و کار خود را بر اساس ادعاهای واهی تنظیم نمی کنند بلکه واقعیاتبازار است که بر کسب و کار آنها حکم فرما می باشد.
متاسفانه توافق هسته ای به جای چند ماه چند سال طول کشید تا به نتیجه رسید و پس از آن هم آمریکایی ها به اشکال مختلف از اجرای آن سر باز زدند تا اخیرا هم از آن خارج شدند.
دولت هم هر آنچه در چنته داشت به بازار تزریق کرد تا با حفظ ارزش پول ملی یک ثبات روانی در بازار ایجاد کند.
همانگونه که همه می دانند موجودی ارزی بانک مرکزی ایران نا محدود نمی باشد و طبیعتا به دلیل تفاوت بسیار زیاد ارزش واقعی با ارزش واهی قیمت ارز و تورم وهمچنین عوارض سنگین گمرکی وتحریم های برداشته نشده، بسیاری از سرمایه تاجران به سمت قاچاق کالا سوق پیدا کرد و خوب کالای خارجی به نسبت تولید داخلی بسیار ارزانتر به حساب می آمد به همین دلیل هم تولید داخلی یا به دلیل رکود به وجود آمده یا تعطیل شد و یا اینکه به سمت جمع بندی قطعات کالای خارجی به جای تولید کالای داخلی سوق پیدا کرد.
پس از اینکه آقای ترامپ در ایالات متحده به قدرت رسید همه یقین پیدا کردند که امریکا قرار است از برجامخارج شود و سیاست های تحریمی قرار است بازگردد به این دلیل باید بانک مرکزی و تصمیم گیران اقتصادی مملکت جام زهر را می نوشیدند و برای مقابله با این اتفاق تصمیم جدی می گرفتند.
اصلی ترین این تصمیمات رساندن قیمت ارز به قیمت واقعی آن بود و با محاسبه اینکه طی حدود پنج سال مملکت چیزی حدود 20 تا 25 درصد تورم داشته ولی دولت تلاش داشته این تورم روی قیمت ارز تاثیر نگذارد این قیمت باید جمعا چیزی میان یکصد تا یکصد و بیست و پنج درصد افزایش می یافت تا به قیمت واقعی ارز برسیم.
با سیاست جدید اقتصادی دولت چندین امتیاز به دست می آورد:
1 — درآمد های دولت در حال حاضر اکثرا ارزی است اما مخارج آن ریالی، واگر به لایحه بودجه نگاه کنید چیزی بیش از 80 درصد مخارج دولت حقوق کارمندان ویا هزینه های جاری می باشد با این شرایط هزینه های دولت به چیزی حدود نصف کاهش می یابد.
2 — با افزایش قیمت ارز قیمت کالاهای خارجی بسیار گران می شود و تولید کنندگان داخلی تشویق به تولید می شود، البته اینجا باید توجه داشت بحث روی تولید کنندگان داخلی است و نه جمع کنندگان قطعات کالای خارجی، قطعاتی که به دلیل ارزان بودن قیمت ارز جمع کردنشان به صرفه تر از تولیدشان بوده.
3 — خروج سرمایه ها از ایران هم سخت می شود و هم به نصف تقلیل می یابد چون قیمت ارز دو برابر شده واگر سرمایه داران بخواهند سرمایه های خود را خارج کنند با چالش های بسیار زیادی مواجه خواهند شد.
4 — سفر ایرانی ها به خارج تقلیل می یابد و به این دلیل ارز کمتری از ایران خارج می شود.
5 — در صورتی که فشارهای اقتصادی بخواهد ادامه یابد دولت مجبور نخواهد بود برای حفظ ارزش ملی پس انداز خود را خرج کند.
6 — قاچاق کالا به صرفه نخواهد بود چون تامین ارز خارجی هم سخت است و هم اینکه قیمت این کالا برای ایرانی ها بسیار گران خواهد بود.
7 — صادرات ایرانی به صرفه خواهد بود چون درآمد حاصل از صادرات ارزشمند خواهد بود ودولت می تواند روی رشد این صادرات به جای صادرات نفتی حساب باز کند.
8 — حقوق ومزایای کارکنان و کارگران ایرانی بسیار ارزانتر از مشابه خارجی خواهد بود و به این دلیل کارخانه های خارجی نیز تشویق خواهند شد در ایران کارخانه ایجاد کنند و تولیدات خود را در ایران تولید کنند، این نکته بسیار در مقابله با تحریم های آمریکا از اهمیت زیادی برخوردار است چون حال که آمریکا شرکت ها و کارخانه های خارجی را با تحریم های ثانویه از تعامل با ایران منع می کند این کارخانه ها می توانند به جای صادرات به ایران تولیدات خود را در ایران با هزینه کمتر انجام دهند و به این صورت هم مشمول تحریم های آمریکا نمی شوند.
با توجه به اینکه چرخه صنعت و تولید داخلی چند سالی است متوقف شده بسیار خوشبینانه است که بتوان تصور کرد این سیاست ها بر تولید داخلی به صورت آنی تاثیر مثبت داشته باشد اما احتمالا در دراز مدت ممکن است روی اقتصاد ایران تاثیر بگذارد مخصوصا اگر دولت بتواند بر اساس برجام کارخانه های خارجی را تشویق کند تا اقدام به احداث کارخانه درون ایران نمایند تا شامل تحریم های آمریکا نشوند.
همچنین دولت باید جام زهر دیگری را نیز بنوشد و آن اینکه مانند بسیاری دیگر کشورها که با چنین شرایطی مواجه شدند جلوی صادرات کالای اساسی از ایران را بگیرد و از سود این صادرات چشم پوشی کند تا تولید داخلی با قیمت آن در خارج کشور مقایسه نشود وگرنهقیمت کالای اساسی برای شهروندان ایرانی همان قیمت آن در خارج کشور خواهد بود و مردم هیچ سودی از این ماجرا نخواهند برد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک