12:07 20 اوت 2018
ماجرای ارز چیست؟

ماجرای ارز چیست؟

© REUTERS / Raheb Homavandi/TIMA/Files
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
1141

شاید اکثر کارشناسان اقتصادی پس از ارائه لایحه بودجه در آذر ماه توسط دولت وتصمیمات بانک مرکزی بر کاهش نرخ سود بانکی می توانستند پیش بینی کنند که ایران در سال نو با مشکلات اقتصادی عدیده مواجه خواهد شد، اما بعید می دانم هیچ کدام توانسته بودند پیش بینی کنند که ارزش پول ملی ایران سقوط آزاد کند.

از سال نود و دو زمانی که دکتر روحانی دولت را در اختیار گرفت قیمت ارز تقریبا ثابت بود (با نوسانات 4 تا 5 درصدی) و فقط نوسانات کوچکی را تحمل می کرد ولی در مقابل تورم اقتصادی چیزی نزدیک به 25 درصد در سال بود ودولت تلاش داشت با ایجاد ركود اقتصادی ساختگی تورم را پایین نگه دارد و با تزریق ارز حد اقل تا زمان انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم قیمت ارز را ثابت نگاه دارد.
بدیهی است اگر بنا باشد ارز تک نرخی شود باید قیمت آن به تعادل برسد و مابه التفاوت تورم سالهای اخیر به آن اضافه شود.

ساده ترین کارشناس اقتصادی هم می تواند پیش بینی کند که پایین آوردن نرخ بهره بانکی منجر به آن خواهد شد تا مردم پول های خود از بانک ها را خارج کنند و در جاهای دیگر مثل خرید ارز و سکه سرمایه گذاری کنند تا سرمایه شان از بین نرود اما مساله این بود که درصد بالای سود بانکی هم منجر به آن می شد که رکود ادامه یابد و مردم ترجیح دهند پول های خود را در بانک ها نگاه دارند تا اینکه ریسک کنند و دست به سرماه گذاری در کارهای تولیدی بزنند.
از سوی دیگر چند نرخی بودن ارز منجر به رانت های فوق العاده بالا در بازار می شد و برخی که به دلایلی به ارز ارزان دسترسی داشتند از همان ما به تفاوت ارز دولتی و آزاد ملیاردها تومان به جیب می زدند.
در حالی که دولت پیش بینی می کرد پس از امضای برجام پول های بلوکه شده ایران آزاد شود وپای سرمایه گذاری خارجی در ایران باز شود اما نه فقط سه سال پس از برجام ایران خیری از عواید اقتصادی آن دریافت نکرده بلکه سیاست های رئیس جمهوری جدید ایالات متحده منجر به آن شده که هیچ کشور و یا شرکت و یا موسسه مالی نتواند تصمیم قطعی برای ورود به بازار ایران بگیرد و عملا علیرغم وجود برجام ولی انگار برجامی ، از نظر اقتصادی، وجود ندارد.
شاید مردم هنوز فراموش نکرده باشند که دکتر روحانی در مبارزات انتخابانی خود وعده داده بود اگر انتخاب شود کاری کند همه تحریم های غیر هسته ای هم از سر ایران برداشته شود، مضاف بر اینکه وی مردم را تهدید کرده بود در صورتی که مخالفین وی را انتخاب کنند و به دلیل اینکه آنها تجربه اقتصادی ندارند قطعا شاهد دلار پنج هزار تومانی خواهند شد، مساله ای که قطعا می تواند مستمسک مخالفین وی قرار گیرد تا وی را به چالش بکشند.
همه این موارد در شرایطی وجود دارد که آمریکا و دشمنان ایران تلاش دارند به اشکال مختلف بر علیه ایران فشار اقتصادی وارد کنند و از طریق جنگ اقتصادی ایران را به زانو در آورند تا تن به خواسته های آنها دهند.
آنهایی که شرایط فروپاشی شوروی سابق را به یاد دارند بخوبی می دانند که جنگ اقتصادی منجر به فروپاشی شوروی شد ونه جنگ نظامی و می توان تشخیص داد که ایالات متحده و متحدان آن ترجیح می دهند اگر بتوانند از کانال جنگ اقتصادی ایران را از هم بپاشند نه از طریق جنگ نظامی.
خوب اگر همه این شرایط را در کنار هم قرار دهیم می توانیم متوجه شویم که عوامل زیاد داخلی و خارجی وجود دارد که می تواند منجر به این وضعیت نابسامان در بازار ارز گردد ولی قطعا اگر مدیران ارزی در این مورد تدبیر به خرج می دادند قطعا می توانستند کاری کنند که این بحران به این شکل پیش نیاید.
هنوز مشخص نیست که چرا بانک مرکزی کانال توزیع ارز خود را صرافی ها انتخاب کرده در حالی که بهترین گزینه در این زمینه بانک ها می باشند و طی چند سال اخیر هم بانک ها نشان دادند که در این مورد از اعتبار بسیار زیادی برخوردار می باشند.
طی سالهای اخیر بانک ها به مسافران ارز می فروختند و مردم در حین خروج از کشور بدون هیچ مشکلی ارز خود را در فرودگاه دریافت می کردند ومی شد اطمینان حاصل کرد که فقط مسافران ارز دریافت می کنند.
اگر بانک مرکزی می خواهد نیاز مسافران را تامین کند می تواند ارز مورد نیاز مسافران را به شکل قبلی حال با درصدی تغییر مثلا به جای سیصد دلار قبلی هزار دلار یا دو هزار دلار یا هر مبلغی که کارشناسان آن مناسب می دانند تخصیص دهد و مسافران واقعی نیاز نداشته باشند در صف های طولانی همراه مسافران جعلی که دلال ارز هستند بایستند.
در مورد بازرگانان هم که بانک مرکزی می تواند از کانال بانک ها و با هماهنگی با اتاق بازرگانی ارز مورد نیاز بازرگانان را تامین کند.
دانشجویان و… هم که همه با روش های قبلی مشکلی نداشتند.
می توان گفت خود همین نابسامانی در بازار ارز و صف های طولانی خریداران خود یک بهانه است تا بسیاری به سمت این بازار کشیده شوند و نابسامانی بیشتر شود.
ماجرا شبیه مغازه دارانی می ماند که برای گرم کردن بازار فروش خود تعدادی سیاه لشکر را استخدام می کنند تا بیرون مغازه صف بکشند و بسیاری که اینها را می بینند از روی کنجکاوی هم که شده در صف می ایستند و تصور می کنند که مغازه خیرات توزیع می کند.
جای تعجب دارد در حالی که ارز در بازار آزاد حدود شش هزار تومان است بر چه اساسی بانک مرکزی مبلغ 4200 تومان را به عنوان مرجع خود انتخاب می کند، آیا کارشناسان بانک مرکزی هنوز تجربه ندارند تا متوجه شوند این ما به التفاوت رانت بیش از دو هزار تومانی ایجاد می کند و بسیاری تلاش خواهند کرد به این ارز دست پیدا کنند و از رانت آن استفاده نمایند؟
در همه جای دنیا وقتی که چنین شرایطی پیش می آید و منافع مملکت ایجاد می کند ارز تک نرخی باشد بانک مرکزی ارز را با قیمت بازار آزاد تزریق می کند و آنقدر به تزریق ارز ادامه می دهد تا بازار ثبات پیدا کند و قیمت ارز به آنچه مد نظر است کاهش یابد.
برخی باور دارند که مخالفان دولت تلاش دارند با استفاده از التهاب ارز در بازار دولت را تضعیف و یا حتی سرنگون کنند موضوعی که خیلی اما و اگر در متن خود دارد چون حد اقل فعلا دولت و بانک مرکزی آنقدر قدرت دارند تا در مقابل اینان بایستند و اگر نیاز باشد حتی با همکاری قوه قضائیه حساب این افراد که تلاش دارند اخلال در بازار ایجاد کنند را مسدود کنند.
برخی دیگر باور دارند که آمریکایی ها و دشمنان ایران تلاش دارند که با استفاده از ابزار ارز فشار اقتصادی بر ایران وادار کنند و دولت را درگیر شرایطی کنند که یا ایران با فروپاشی مواجه شود و یا اینکه تن به مذاکرات بر اساس خواسته های آمریکا بدهد، حتی برخی باور دارند که عوامل داخلی هم در این ماجرا با آمریکایی ها همدست هستند.
اگر چنین باشد شاید زمان ورود ارگان های امنیتی به ماجرا فرا رسیده باشد تا اگر عوامل داخلی در حال همراهی با دشمنان برای به زانو در آوردن مملکت هستند با آنها برخورد کنند.
حال هر دلیلی از دلایل را بخواهیم برای این ماجرا مد نظر قرار دهیم قطعا بیشترین گناه را می توانیم گردن مدیرانی قرار دهیم که در حد و لیاقت پست و مقام خود نیستند تا بتوانند از سقوط آزاد ارزش پول ملی مملکت جلوگیری به عمل آورند و دار و ندار مردم را حفظ کنند، شاید بهترین راه برای نجات ارزش ثروت ملی ابتدا برکناری این افراد باشد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک