تند ترین فلفل ها هم خوردنی است

    تند ترین فلفل ها هم خوردنی است

    © Sputnik / Vladimir Astapkovich
    گزارش و تحلیل
    دریافت لینک کوتاه
    عماد آبشناس
    8385

    یکی از خوانندگان محترم به در ذیل مقاله اخیر بنده اظهار داشته بود که اسرائیل را نبین چه ریزه چون مثل فلفل تند و تیزه، ضمن احترام به نظر همه خوانندگان از جمله این خواننده عزیر باید عرض کنم که فلفل هر چه قدر هم که تند و تیز باشد باز هم انسان هایی پیدا می شوند که آن را بخورند.

    مشکل اصلی ای که بسیاری در مورد اختلاف ایران و اسرائیل متوجه آن نیستند این است که ایرانی ها هیچ وقت به دنبال نابودی ملت یهود و یا یهودی ها نه بوده اند و نه هستند و نه خواهند بود.
    یهودی ها همیشه در ایران در امن و استقرار زندگی کردند و می کنند و شاید بتوان گفت تنها کشوری که در تاریخ یهودی ها بدون هیچ مشکلی در آن زندگی کرده اند ایران بوده و هست.
    افتخار بزرگ ایرانی ها هم در این هست که در تاریخ ثبت شده کوروش کبیر ایران ملت یهود را از بند آزاد کرد و به آنها اجازه داد مانند دیگر شهروندان ایرانی هر جا که می خواهند در سرزمین ایران آزادانه زندگی کنند.
    در آن زمان بسیاری از یهودی ها به فلسطین مهاجرت کردند و تا زمانی که خود دردسر نساخته بودند با آسایش و آرامش زندگی کردند و دردسر آنها در واقع زمانی بوقوع پیوست که سرزمین فلسطین در اختیار روم بود نه ایران.
    قابل توجه اینکه همان کشورهایی که امروزه مدعی حمایت از ملت یهود می باشند بد ترین رفتار را با یهودی ها در تاریخ انجام داده اند.

    شاید بتوان گفت ساده ترین کارهایی که اجداد همین هایی که امروز مدعی حمایت از یهودی ها انجام داده اند به فحشا کشاندن زنان یهودی و وادار کردن یهودی ها به زندگی در گیتو و زنده زنده سوزاندن آنها بوده.
    اینها را گقتم تا در ابتدای صحبت متوجه باشیم که مشکل ایرانی ها با یهودی ها نیست بلکه با صهیونیست ها است.
    هیچ دلیل توجیه آن نیست که بتوان یک ملت را از سرزمین خود بیرون کرد و ملت دیگری را جانشین آن کرد مخصوصا اگر این بهانه بخواهد روایات وافسانه های تاریخی باشد.
    مشکل ایرانیان با صهیونیست ها هم در همین جا نهفته است.
    اگر هدف ایجاد کشوری باشد که یهودی ها بتوانند در آرامش در آن زندگی کنند، گو اینکه هیچ بهانه ای ایجاد یک کشور دینی را توجیه نمی کند، چرا باید این کشور در جایی تشکیل شود که یک ملت دیگر در آن زندگی می کنند؟ آیا می توان تصور کرد ملت یهود خواهند توانست روزی مزه آرامش را در این سرزمین بچشند؟
    آیا اگر احیانا یهودی ها می خواستند کشور خود را در بخشی از انگلیس یا فرانسه و یا آلمان و یا ایالات متحده تشکیل دهند ملت های این کشورها چنین اجازه ای را به آنها می دادند؟
    اگر این ملت ها چنین اجازه ای را می دادند قطعا ملت فلسطین هم دست و دلبازتر از آنها می بود.
    امروزه صهیونیست ها همان رفتاری را با فلسطینی ها می کنند که اسلاف حامیان آنها با اجدادشان می کردند.
    اگر دوران جور دیگری بود و کشوری همین رفتار را با یهودی ها انجام می داد قطعا ایرانی ها از یهودی ها به عنوان یک ملت مظلوم حمایت می کردند.
    در واقع فرهنگ ایرانی ها مبنی بر حمایت از مظلوم است و مصطلحا به این فرهنگ می گویند فرهنگ حسینی.
    شما در هر جای ایران که باشید اگر کسی بخواهد به فرد ضعیفی زور بگوید می بینید ایرانی ها در مقابل زورگو ایستاده اند و همین ماجرا در مورد رفتار بین المللی ایران نیز صدق می کند.
    ایرانی ها باور دارند مشکل اصلی کل خاور میانه به این دلیل است که در سرزمین فلسطین حق و نا حق شده.
    شاید بسیاری ندانند اما آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب که بالاترین مقام نظام جمهوری اسلامی ایران است حدود ده سال پیش پیشنهاد داد در فلسطین یک رفراندوم توسط مجامع بین المللی برگزار گردد و همه خروجی این رفراندوم را بپذیرند.
    اگر چنین رفراندومی برگزار شود قطعا ایران نیز آن را خواهد پذیرفت.
    چرا باید دیگر کشورها بیایند برای ملتی تصمیم بگیرند، آیا حق خود ملت ها نیست که برای خود تصمیم بگیرند؟
    ایالات متحده مکررا اعلام کرده که برای حفظ موجودیت اسرائیل هر کاری از دستش بر آید انجام می دهد وکل خاور میانه را به هم ریخته تا موجودیت اسرائیل حفظ شود.
    برخی متصور هستند که موضع ایالات متحده جهت حمایت از ملت یهود است اما اشتباه می کنند در واقع موجودیت اسرائیل یعنی موجودیت یک پایگاه برای آمریکا در وسط منطقه خاور میانه.
    آمریکایی ها دلسوز ملت یهود نیستند بلکه به دنبال منافع خود هستند و متوجه هستند که این منافع در شرایطی تامین می شود که منطقه خاورمیانه بی ثبات باشد.
    آقای ترامپ اخیرا در تویت خود اظهار داشته بود که آمریکایی ها 7 ترلیون دلار برای تاثیر گذاری بر منطقه خاورمیانه هزینه کرده اند.
    اگر کل نفتی که ایران از صد سال پیش تا به حال فروخته را جمع بزنیم فکر نمی کنم به مبلغ 7 ترلیون دلار برسد.
    در مورد عربستان سعودی و دیگر کشورها هم شاید همینطور باشد.
    آیا فکر می کنید ماجرا نفت خاور میانه است؟
    خیر، بصورت تاریخی هر ابرقدرتی که خواسته جهان را تصرف کند می دانسته که باید بر منطقه خاور میانه مسلط باشد.
    از هر تاریخ دانی سوال کنید می تواند به شما بگوید که دلیل اصلی قمار هیتلر برای حمله به روسیه در جنگ جهانی دوم این بود که ماشین جنگی اش به انرژی نیاز داشت و او می خواست از راه روسیه به خاورمیانه برسد تا هم به منابع انرژی روسیه و خاور میانه دسترسی داشته باشد و هم اینکه منابع انرژی دشمنان خود را قطع کند و همین ماجرا منجر به شکست اش در جنگ شد.
    پس ماجرا نه دلسوزی برای ملت یهود است ونه ماجرای نفت برای آمریکا بلکه برای آن است که در آینده اگر جنگی رخ دهد ایالات متحده بر منابع انرژی خاورمیانه تسلط داشته باشد تا بتواند دشمنان را از آن محروم کند.
    این ماجرا را می توان زمانی بخوبی لمس کرد که سال سال 1973 اعراب از سلاح نفت بر علیه غرب و اسرائیل استفاده کردند.
    در واقع اگر شاه ایران در آن زمان تحریم نفتی اسرائیل را نمی شکست قطعا ماشین جنگی اسرائیل فلج شده بود.
    امروزه آمریکایی ها بخوبی می دانند که بزرگترین مانع در مقابل محقق شدن اهداف آنها در خاورمیانه ایران است.
    به همین دلیل هم از هیچ وسیله ای برای مقابله با ایران دریغ نمی کنند.
    در واقع آن 7 ترلیون دلاری که آقای ترامپ در مورد اش صحبت می کند نیز برای مهار ایران هزینه شده.
    اگر ایران هفت ملیار یا هفتاد ملیارد و یا حتی هفتصد ملیار دلار هم هزینه کرده باشد تا با طرح های آمریکا مقابله کند باز هم بسیار کمتر از آنچه است که آمریکا هزینه کرده.
    البته با توجه به در آمد ایران می توان تصور داشت که حد اکثر توان مالی ایران همان هفت یا هفتاد ملیارد دلار یعنی یک درهزار و یا یک درصد هزینه که که آمریکا کرده بوده.
    برخی متصور هستند که ماجرا اختلاف آمریکا با نظام جمهوری اسلامی است که منجر به این اتفاقات شده.
    می توان گفت سخت در اشتباه هستند.
    اگر به تاریخ برگردیم می بینیم که ایالات متحده همین توطئه هایی را که امروزه بر علیه جمهوری اسلامی می چیند قبل از انقلاب هم بر علیه ایران پیاده می کرد.
    در آن زمان شاه ایران در مقابل آمریکایی ها کوتاه می آمد و خواسته های آنها را برآورده می نمود در حالی که پس از انقلاب دیگر ایران حاضر نشد در مقابل آمریکایی ها کوتاه بیاید و منافع ملی خود را مقدم تر از منافع آمریکایی ها دانست.
    به همین دلیل هم هست که آمریکایی ها مدعی هستند منافعشان در خطر است.
    برخی متصور می باشند که انقلاب اسلامی در ایران فقط با همان حرکت امام خمینی (ره) بوقوع پیوست در حالی که انقلاب اسلامی در ایران عصاره تلاش هایی بود که طی قرن های متمادی برای بازگرداندن اقتدار اسلامی توسط مسلمانان انجام داده بودند و امام خمینی (ره) توانست آن را به موفقیت برساند.
    اگر وارد بحث های اصولی انقلابی اسلامی شوید متوجه می شوید که بسیاری از اندیشه هایی که منجر به انقلاب اسلامی در ایران گشت در سرتاسر جهان اسلام منتشر شده بود و بسیاری باور داشتند که این انقلاب در مصر یا ترکیه بوقوع خواهد پیوست در حالی که در ایران بوقوع پیوست.
    اما همین که انقلاب اسلامی در ایران بوقوع پیوست دیگران مسلمانان در دیگر کشورهای اسلامی هم جنبش مردم ایران را الگوی خود قرار دادند و به فکر آن افتادند که آنها نیز انقلاب کنند که نتیجه آن را می توان در انقلاب های چند سال پیش در کشورهای عربی دید.
    پس اینگونه نیست که نفوذ ایران در حال گسترش باشد بلکه متحدین ایران در حال گسترش هستند.
    علیرغم تلاش رسانه ای شدید که بر علیه ایران انجام شده اما امروزه طرفداران ایران در کشورهای اسلامی بسیار قدرتمند شده اند.
    در حال حاضر این طرفداران با نام جبهه مقاومت معروف شده اند.
    این جبهه روز به روز در حال گسترش است و روز به روز قویتر می شود چون بنیان این جبهه بر اساس ایمان و اعتقاد به اصول خود است در حالی که بنیان جبهه مقابل ایران بر مبنای دلار است.
    همانگونه که در جنگ ایران و عراق رزمندگان ایرانی نشان دادند که سلاح ایمان قدرتمند ترین سلاح جهان است در جنگ میان جبهه مقاومت و دشمنان این جبهه ایمان اعضای جبهه مقاومت بزرگترین سلاحشان بود وگرنه اینها کجا و هفت ترلیون دلار کجا.
    بله بنده هم قبول دارم که اسرائیل مثل فلفل تند و ریزه ولی نباید تصور کرد که این فلفل خوردنی نیست چون همیشه مردانی پیدا می شود که تند ترین فلفل ها را سه سوته قورت می دهند.
    اگر یهودی ها می خواهند در آرامش و امنیت زندگی کنند باید متوجه باشند که همسایگانشان هم باید با آرامش و امنیت زندگی کنند و اینگونه نیست که طبق خواسته صهیونیست ها بشود حق دیگران را پایمال کرد و راحت زندگی کرد.
    تصور بر آن است که بهترین راهکار برای حل این ماجرا همان رفراندومی است که مقام معظم رهبری پیشنهاد داده تا تکلیف همه روشن شود و خود صاحبان این سرزمین تصمیم بگیرند چگونه می خواهند زندگی کنند وهم مشکل آنها حل شود و هم مشکل دیگران وگرنه اسرائیلی ها باید توجه داشته باشند که از این پس دیگر با فلسطینی ها به تنهایی و یا لبنانی ها به تنهایی و یا سوری ها به تنهایی و یا ایرانی ها به تنهایی طر نیستند بلکه با یک جبهه که از ایران تا سرزمین های اشغالی امتداد دارد طرف هستند.

    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک