13:39 17 نوامبر 2019
قصه پرواز من از یک ترس شروع شد+تصاویرقصه پرواز من از یک ترس شروع شد+تصاویر

قصه پرواز من از یک ترس شروع شد+تصاویر

© Photo / Courtesy of Bahareh Sassani © Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
1 / 2
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
ایرانی های شگفت انگیز (61)
0 171

پس از انقلاب اسلامی ایران دیگر نیروهای چترباز زن در ارتش و ارگانهای نظامی بکار گرفته نشدند تا چند سال پیش که واحد زنان چترباز در یگان ویژه نیروی انتظامی فعال شد، اما در تمام سالهای پس از انقلاب بانوان علاقمند به چتربازی به عنوان ورزش در این رشته فعالیت می نمایند.

خبرگزاری اسپوتیک- به گفتگو با «بهاره ساسانی» بانوی چترباز ایرانی پرداختیم که برای اولین بار با پرچم ایران در آسمان این کشور پرواز نمود و به این ترتیب صدمین پرواز سقوط آزاد خود را جشن گرفت.
بهاره ساسانی می گوید قصه پرواز من از یک ترس شروع شد بر خلاف تمام علاقمندان به پرواز که هیجان و شوق رهایی در آسمان آنها را به سوی چتربازی می کشاند. زمانی بود که تصمیم گرفتم هر طور است بر ترس خود از ارتفاع غلبه کنم و همین کار را نیز کردم و اولین پرواز را انجام دادم، مدتها بعد هر وقت که در هواپیما می نشستم از خودم می پرسیدم که اینجا چکار می کنم؟ اما رفته رفته با حمایت و تشویق دوستان و اطرافیان مرحله به مرحله پیش رفتم تاجاییکه دیگر خود به چتربازی علاقمند شده و لذت می برم. بنابراین تصمیم گرفتم که اصولی و هدفمندتر این رشته را پیش بگیرم و در انواع پرشها مانند حرکات تعادلی و نمایشی تبحر لازم را کسب نمایم.

بهاره ساسانی
© Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
بهاره ساسانی

بهاره خود را فردی بسیار وطن پرست می داند که ایران را از جان دوست می دارد. می گوید بعد از اتمام دبیرستان برای ادامه تحصیل از سوی خانواده به خارج از ایران فرستاده شدم، اما مدتی نگذشت که مصرانه ازخانواده درخواست داشتم تا تریب بازگشت من به ایران داده شود، وقتیکه برگشتم به کشور دیدم که حتی دلم برای چاله های خیابان نیز تنگ شده است.

روزی پرش یک چترباز را دیدم که به پای خود پرچم بسته بود و با آن پرواز می کرد، همانجا با خودم عهد بستم که باید اینکار را انجام دهم و نشست گوشه ذهنم، تا اینکه تعداد پروازهای من به نود و هفت رسید. در رشته ما عدد صد خیلی مهم است و همینطور عدد هزار و…، همیشه چتربازها سعی می کنند تا صدمین پرواز خود را بطور خاصی انجام داده و معمولا با یک جشن یا مراسم ویژه ای همراه است. من نیز تصمیم گرفتم تا در صدمین پرواز خود با پرچم ایران پرواز کنم و تصمیم داشتم که این اتفاق حتما در خاک کشورم رخ بدهد و احیانا در کشور دیگری نباشد.
بنابراین به توصیه ای دوستی اقدام یه سفارش یک پرچم مخصوص نمودم تا دستگیره هایی مناسب دست خودم داشته باشد که زمان پرواز دستانم را پاره نکند و همچنین مقاومت آن به اندازه ای باشد که در اثر فشار باد تارپود آن از هم باز نشود، بماند که با تمام این ملاحظات در نهایت دستکش من از شدت فشار پاره شد.

  • بهاره ساسانی
    بهاره ساسانی
    © Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
  • بهاره ساسانی
    بهاره ساسانی
    © Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
  • بهاره ساسانی
    بهاره ساسانی
    © Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
  • بهاره ساسانی
    بهاره ساسانی
    © Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
  • بهاره ساسانی
    بهاره ساسانی
    © Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
  • بهاره ساسانی
    بهاره ساسانی
    © Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
  • بهاره ساسانی
    بهاره ساسانی
    © Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
  • بهاره ساسانی
    بهاره ساسانی
    © Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
  • بهاره ساسانی
    بهاره ساسانی
    © Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
  • بهاره ساسانی
    بهاره ساسانی
    © Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
1 / 10
© Photo / Courtesy of Bahareh Sassani
بهاره ساسانی

خلاصه روز پرواز به راهنمایی و حمایت جمعی از دوستان قرار شد که پرچم را در دست بگیرم و اینطور توافق کردیم زمان بازکردن چتر جناب آقای نقدی پرچم را از من بگیرند و در صورتیکه موفق به انجام اینکار نشدیم من می بایست پرچم را رها می کردم تا ایجاد خطر نشود. اما در نهایت شرایط بگونه ای شد که من علاوه بر اینکه پرچم را رها نکردم بلکه با همان پرچم چتر را هم باز کرده و به زمین نشستم.
بهاره ساسانی درباره تجربه چگونگی مقابله با ترسهای خود می گوید: شرایط پیرامون ما انسانها زمینه مناسبی است برای اینکه افراد در زندگی خود با ترسهای مختلفی مواجه شوند و تا مدتها آن را با خود حفظ نمایند، به عنوان مثال من در گذشته از ارتفاع، آب یا تنهایی ترس داشتم.
تنها در خوابگاه بودن، خرید کردن، سفر کردن و هرگونه تنهایی برای من بسیار سخت بود، بنابراین در اولین قدم تلاش نمودم تا خود را از ترس تنهایی رها کنم و در غیر اینصورت باید تا آخر عمر زجر آن را تحمل می کردم. همینطور سراغ آب رفتم، کسی که بلد نبود شنا کند حالا مدرک غواصی دارد و بزودی وارد سطح پیشرفته تر آن می شود.
وقتی که انسان به مقابله با ترسهای خود می پردازد، زندگی واقعا زیباتر می شود، حال این ترسها هرچه که می خواهد باشد، ترس از دست دادن موقعیت، ترس از دست دادن وضعیت با ثبات زندگی و…همیشه به خودم می گویم بهاره طوری زندگی کن که اگر داشته هایی داری با آنها خوب و لذت بخش زندگی کنی و اگر همانها را نداشتی باز هم بتوانی خوب و شاد زندگی کنی و حالت خوب باشد، همیشه در جمع دوستان و آشنایان هم توصیه می کنم که بیایید به یکدیگر کمک کنیم تا به مقاله با نقاط ضعف خود بپردازیم.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

موضوع:
ایرانی های شگفت انگیز (61)
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک