06:44 20 سپتامبر 2018
ظهور جریان سوم در ایران

ظهور جریان سوم در ایران

© REUTERS / Morteza Nikoubazl
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
8357

تجمعات خیابانی اخیر در ایران به پایان رسیده اما نکات قابل تأملی در این تجمعات بود که شاید بد نباشد به آن توجه ویژه داشت.

1- مشکلات اقتصادی مردم دلیل اصلی حضور آنها در خیابان بود و دخالت خارجی در امور داخلی کشور دلیل اصلی عقب نشینی مردم از خیابان ها شد، چون تجمع کنندگان نمی خواستند انگ توطئه برای بر اندازی به آنها بچسبد ویا با دشمنان همراهی کنند و ایران را به لیبی و یا سوریه ای دیگر تبدیل کنند.
مردمی که به دنبال حل مشکلات اقتصادی و معیشتی خود می باشند قطعا در صورتی که مشکل آنها حل وفصل نشود مجددا به خیابان ها خواهند آمد، وتصور اینکه حالا مردم به خانه بازگشته اند پس جراحی های اقتصادی را مجددا روی ریل قرار دهیم یک تصور اشتباه است.

باید به فکر بود که چگونه مشکل آنها را حل کرد نه اینکه از فرصت استفاده کرد و طرح هایی که موجب نارضایتی مردم بود را پیش برد.
به عنوان مثال در هر جای دنیا دولتی تصمیم بگیرد قیمت سوخت را بیش از 50% افزایش دهد مردم به خیابان خواهند آمد حتی اگر این قیمت کمتر از ارزش واقعی آن سوخت باشد. باید به درآمد مردم و تاثیرات این هزینه ها بر زندگی آنها توجهی ویژه شود.
2- زمینه نفوذ خارجی در تحرکات داخلی ایران خیلی زیاد است و دشمنان مترصد هر تحرکی هستند تا بر علیه نظام از آن استفاده کنند. برخی دانسته و یا ندانسته با این تحرکات همراهی می کنند و در نتیجه تاوان آن را همه مردم خواهند داد. نمی توان تصور کرد که رئیس جمهوری ایالات متحده ومقامات کنگره و یا اسرائیل و یا کشورهای عرب حوزه خلیج فارس دلسوز مردم ایران هستند و یا برای محقق شدن اهداف مردم ایران حاضر هستند قدمی بردارند.
نتیجه دلسوزی های آنها را می توان در لیبی، سوریه، عراق، یمن، افغانستان و… بوضوح مشاهده کرد.
مشخص است اگر دستشان برسد شرایطی برای ایران ایجاد خواهند کرد که بقیه ملت ها ایرانی ها را الگو قرار دهند و بگویند ببینید چه بر سرشان آمد.
مشاهده می کنیم آمریکایی ها بلا فاصله پس از هر حرکتی تحریم های اقتصادی واجتماعی بر علیه ملت ایران را افزایش می دهند چون باور دارند این تحریک ها می تواند فشارها بر مردم جهت شورش را افزایش دهد و نظام را در ایران از داخل سرنگون کند.
آنهایی که فکر می کنند با همراهی با شعارها و یا توجیهات دشمن ممکن است روزی ویزای اقامت آمریکا را دریافت کنند سخت در اشتباه می باشند و باید توجه داشته باشند که همراهی با دشمن در هر موردی همانگونه که به ضرر ملیون ها ایرانی است به ضرر آنها نیز خواهد بود ومی توانند در مورد آنهایی که با دشمنان ملت خود در دیگر کشورها همکاری کردند تحقیق کنند.
به عنوان مثال بگویم آمریکایی ها علیرغم اینکه به مترجمین عراقی و افغان ارتش خود وعده داده بودند که زمان عقب نشینی آنها را با خود به آمریکا ببرند اما از وعده خود سرباز زدند و امروزه مترجمین و خانواده هایشان در معرض انتقام مردم رها شده اند.
در تجمعات اخیر هم مردم ایران نشان دادند که باهوش تر از آن هستند که در تله گیر کنند وحاضر نیستند با اینان همراهی کنند و خط و مشی خود را از آنها جدا کردند، باید به این ذکاوت مردم ایران توجه ویژه داشت و برایش ارزش خاصی قایل بود.
3- به نظر می آید نکته قابل تامل در تجمعات اخیر شعارهایی بود که بر سردر دانشگاه تهران توسط دانشجویان نقش بست و برخی دانشجویان فریاد می زدند و مخالفت خود با دو جناح اصلی مملکت یعنی اصولگرایان و اصلاح طلبان را بروز می دادند. شاید برخی خیلی به این شعار توجه نداشتند چون شعارهای دیگر مخصوصا شعارهای هنجار شکنانه بیشتر مورد توجه رسانه های غربی و دشمن بود، اما این شعار نشان می دهد که جامعه و نسل جوان امروزه با یاس به هر دو جناح اصلی مملکت می نگرد و جریان سومی در حال شکل گیری است که همسو با دو جناح اصلی قدرت نیست واز آنها دل کنده.
این جریان توسط نسل های جوانی در حال شکل گیری است که احساس می کنند نه اصلاح طلبان و نه اصولگراها توانسته اند پاسخگوی خواسته های آنها باشند.
در حالی که دو جناح اصلی مملکت بر سر اختلاف های سیاسی و پست و مقام های دولتی با یکدیگر درگیر هستند جوانان به دنبال پیدا کردن راهکاری برای معضل آتیه، بی کاری، ازدواج، مشکلات اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و… خود هستند.
احتمالا دوری برخی سران دو جریان اصلی از جامعه که هنوز در ایران چند دهه پیش سیر می کنند دلیل اصلی این ماجرا باشد و این افراد متوجه نیستند خواسته های نسل جوان با خواسته های پنجاه سال پیش آنها بسیار فرق کرده.
شاید هم به همین دلیل هست که دو رئیس جمهوری اخیر ایران یعنی آقای احمدی نژاد و آقای روحانی هر دو تلاش داشتند خود را فراجناحی معرفی کنند و وابسته به یک جناح نباشند اما به هر حال هر دو اینها از طرف یکی از دو جناح اصلی مملکت حمایت شدند تا به قدرت برسند و هر خوبی و یا بدی ای که دولت های این دو در کار خود داشته باشند به حساب جناح های حامی آنها نوشته شده و می شود.
اکثریتی که پرزیدنت روحانی در هفته اخیر از آنها صحبت می کرد همین جوانانی هستند که امروزه نسل جدید و یا جریان سوم را تشکیل می دهند وباید به خواسته های آنها توجه داشت، و مشخص است که اکثر سیاستمداران متوجه هستند این جریان می تواند نقش اول را در انتخابات بازی کند و به همین دلیل تلاش دارند با وعده وعید های سربسته این جریان را به سمت خود بکشند.
شعارهای دانشجویان نشان می داد که نسل جوان دیگر از وعده وعید های سربسته خسته شده و به دنبال رهبران سیاسی ای است که با شجاعت به دنبال احقاق مطالبات این نسل باشند.
با توجه به اینکه این جریان هنوز اهداف واحد و یا رهبریت واحدی ندارد هنوز برخی از شخصیت های سیاسی می توانند بر این جریان موج سواری کنند اما دیر یا زود این جریان خواهد توانست خط ومشی واحد و همچنین رهبریتی واحد پیدا کند و در آن صورت قطعا سیاستمداران موج سوار را طرد خواهد کرد.
پس بد نیست به این جریان بیشتر توجه داشت و متوجه بود که یا باید به دنبال حل مشکلات این جریان که اکثریت جامعه را نیز تشکیل می دهد بود و یا اینکه خود این جریان راهکاری برای حل مشکل خود پیدا خواهد کرد ومانند آب روان سنگ ها را خواهد شکافت تا مسیر خود را ادامه دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک