00:23 22 نوامبر 2017
    آیا انتخابات بعدی از آن اصلاح طلبان خواهد بود؟

    آیا انتخابات بعدی از آن اصلاح طلبان خواهد بود؟

    © Sputnik/ Vladimir Fedorenko
    گزارش و تحلیل
    دریافت لینک کوتاه
    عماد آبشناس
    129334

    طبق یک سنت نا نوشته در ایران اصلاح طلبان دو دوره حکومت را در اختیار می گیرند و اصولگراها دو دوره دیگر. آیا قرار است این سنت یا شاید بگوییم بازی ادامه یابد؟

    حضور طرفداران اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری 92 و 96 و همچنین انتخابات اخیر مجلس بی شک نتیجه انتخابات را بر عکس بسیاری از تحلیل ها رقم زد، اما سوالی که امروزه مطرح است این است که آیا در انتخابات آتی هم همین شرایط پیش خواهد آمد؟
    سوال دیگری هم مطرح است و آن این است که آیا روند فعلی به نفع اصلاح طلبان خواهد بود و اینکه آیا واقعا اصلاح طلبان به قدرت رسیده اند؟
    در واقع اگر شرایط تقسیم بندی های سیاسی مقام های حکومتی را بررسی کنیم نمی توانیم بگوییم که اصلاح طلبان قدرت را در اختیار گرفته اند چون بسیاری از مقامات فعلی در ایران اصلاح طلب به حساب نمی آیند و بیشتر اصولگرای میانه رو و در بهترین شرایط اصلاح طلب میانه رو هستند تا بقول معروف اصلاح طلب تمام عیار.
    در بحبحه تشکیل کابینه دوازدهم هم شاهد بودیم که بسیاری از اصلاح طلبان تلاش داشتند جناب آقای روحانی را تحت فشار قرار دهند تا کل دولت را در اختیار آنها قرار دهد و حتی برخی تهدید می کردند که اگر خواسته آنها به کرسی ننشیند به کابینه آقای روحانی رای نخواهند داد ولی نتیجه آرایی که مجلس به کابینه پیشنهادی داد منجر شد آقای بیطرف که اصلاح طلب ترین وزیر پیشنهادی بود رای نیاورد، و آقای حجتی که از نظر وابستگی به جریان اصلاح طلبی در جایگاه بعدی قرار داشت با رای ضعیفی حمایت مجلس را کسب کند.
    در واقع این رای گیری مجلس نوعی وزن کشی سیاسی نیز به حساب می آمد که نشان می داد وزن اصلاح طلبان در مجلس چه قدر است و چه قدر قدرت چانه زنی دارند و در مقابل وزن طرفداران آقای روحانی در مجلس چقدر است.
    در هفته های آخر بحث خیلی شدیدی میان طرفداران جناب آقای روحانی و برخی اصلاح طلبان در گرفته بود و مبنای آن این بود که اصلاح طلبان باور داشتند آنها بودند که آقای روحانی را رئیس جمهوری کردند و وی باید دائما منت آنها را بر سر داشته باشد، از سوی دیگر طرفداران رئیس جمهوری باور داشتند این آقای روحانی بود که فضا را برای حضور اصلاح طلبان باز کرد و این اصلاح طلبان هستند که باید منت دار آقای روحانی باشند.
    به هر حال علیرغم اینکه همه اطمینان دارند که آقای روحانی خواهان آن بود که کل کابینه پیشنهادی رای اعتماد مجلس را کسب کند اما شاید همین رای اعتماد خود نشانه ای بود که اصلاح طلبان متوجه وضعیت باشند و غرق در خیال نباشند.
    شاید بهتر است بگوییم دلیل اصلی شکست اصولگراها در انتخابات های اخیر این بود که اصولگراها از انعطاف پذیری لازم برای همراهی با جامعه برخوردار نبودند و به جای اینکه به سمت فضای دید بازتر حرکت کنند به سمت فضای سیاسی بسته حرکت کردند و اصلاح طلبان در انتخابات اخیر توانستند از همین نقطه ضعف اصولگراها استفاده کنند.
    اگر بخواهیم مقایسه ای میان اصولگراها و اصلاح طلبان انجام دهیم. اصلاح طلبان بخوبی توانستند از ابتدای انقلاب مواضع سیاسی خود را با شرایط جامعه وفق دهند و از چپ های ابتدای انقلاب که به دنبال ایجاد فضایی مشابه فضای کشورهای سوسیالیست وقت بودند، به سمت دیدگاه های باز سیاسی تغییر موضع دهند. در حالی که اصولگراها که در اوایل انقلاب به دنبال فضای باز سیاسی بین المللی بودند و به دلیل اینکه تشکیلات قدرتمند آنها مانند موتلفه اکثرا بازاری بودند و خواهان فضای باز کسب و کار تجاری بودند، به سمت معکوس حرکت کردند.
    امروزه مشکل هر دو جناح اصلی سیاسی ایران در این است که نسل های اول و دوم انقلاب فاصله زیادی با نسل های جدید پیدا کرده اند و بسیاری از دیدگاه ها و خواسته های نسل های جدید با خواسته های نسل های اول و دوم انقلاب تفاوت دارد.
    با توجه به اینکه نسل های جوان عمده رای دهندگاه را تشکیل می دهند اگر یک جناح سیاسی نخواهد به خواسته نسل های جوان توجه داشته باشد قطعا در انتخابات بازنده خواهد بود.
    ظاهرا اصولگراها به سه شکست پیاپی در انتخابات نیاز داشتند تا متوجه شوند باید برای کسب رای نسل جوان انعطاف پذیر باشند و علیرغم اینکه دیر متوجه ماجرا شدند اما به هر حال در حال تصحیح رویه خود هستند.
    در مقابل چون میانه روها و اصلاح طلبان امروزه در راس کار هستند دامنه خطا در کار برای آنها بسیار زیاد است.
    شاید در هیچ جای دنیا مسبوق به سابقه نباشد که تعداد زیادی از مقامات که چندین دهه قبل تر سر کار بودند مجددا سر کار بیایند اما خوب در ایران این ماجرا شدنی است و مشاهده می کنیم که مقامات زیادی که در چندین دولت قبل تر پست و سمت داشتند مجددا به سر کار بر می گردند.
    این ماجرا نشان می دهد که جناح های سیاسی با قحط الرجال مواجه هستند و قطعا این به ضرر جناحی که آنها را در راس کار قرار داده خواهد بود چون اگر این افراد توانایی داشتند قطعا در دولت های قبلی مشکلات را حل می کردند و بازگشت آنها مشکلی را حل نخواهد کرد.
    بسیاری از مردم با امید اینکه شاهد تغییر باشند پای صندوق های رای رفته اند و قطعا اگر تغییری را احساس نکنند سرزده خواهند شد و واکنش معکوس از خود نشان خواهند داد.
    با این شرایط می توان گفت اگر اصلاح طلبان نتوانند در این دوره تغییری را ایجاد کنند که مردم احساس کنند قطعا در دوره بعدی شاهد تغییر 180 درجه ای در رای مردم خواهیم بود.

    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک