16:01 25 ژوئن 2018
ملاک رابطه سیاسی منافع مشترک است نه چشم و ابروی سیاه

ملاک رابطه سیاسی منافع مشترک است نه چشم و ابروی سیاه

© Flickr/ Chris Marchant
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
عماد آبشناس
2192

عالم سیاست عالمیست خاص خود که برای ورود به آن مجبور هستیم بر اساس آن معیار ها تعامل کنیم و نه سلایق و احساسات خود. هیچ کس در این عالم مصطلحا به چشم و ابروی سیاه ما نگاه نمی کند تا برای آن به ما امتیازی دهد و حتی توجه نمی کند که قبلا در حق آنها چه کرده ایم و حال بیایند از منافع خود بگذرند تا جبران کنند.

در عالم سیاست نوین نه دل کسی به حال کسی می سوزد و نه کسی برای نابودی طرف مقابل اشک می ریزد.
اینکه تصور کنیم که ما می توانیم سیاست خاص خود را دنبال کنیم و واقعیت های سیاست روز را کنار بگذاریم نوعی تصور خام و ناپخته است که متاسفانه در برخی شرایط می بینیم برخی دست اندرکاران سیاست در ایران فکر می کنند می توان بر اساس آن با جهان تعامل کرد.
امروز در خیابان شاهد درگیری دو راننده بودم که بر سر حق تقدم با یکدیگر درگیر شدند و انواع و اقسام فحاشی ها را نثار هم کردند و از ماشین پیاده شدند و سپس انواع و اقسام تهدید ها را نثار هم کردند یکیشان چوب در دست داشت و دیگری قفل فرمان و ابزار حمله خود را در هوا برای یکدیگر نمایش می دادند. جمعیت زیادی هم تلاش داشتند این دو را از هم جدا کنند. در نهایت کار به صلوات فرستادن و روبوسی ختم شد و حالا کسی حریف دو راننده نبود که اصرار داشتند طرف مقابل اول بگذرد.
قطعا چنین صحنه ای به چشم خیلی ها خورده. اگر چنین اتفاقی در کشور دیگری پیش می افتاد کار ممکن بود به کشته شدن یکی از دو طرف بیانجامد. اما در ایران ایجوری است دیگر.
اگر یکی از این دو راننده چنین رفتار را در کشوری مثل لبنان یا حتی ایالات متحده انجام دهد ممکن است طرف مقابل هفت تیرش را بیرون بیاورد و ماجرا با تیر اندازی و کشته شدن یکی از طرفین ختم شود.
همین اتفاق چند ماه پیش در لاذقیه سوریه پیش آمد و یکی از بستگان آقای بشار اسد یک افسر عالیرتبه ارتش را به قتل رساند و کلی سر و صدا به پا شد.
ماجرا را تعریف کردم تا به اینجا برسم که برخی متصور هستند همین رفتار را می توان در سیاست جهانی نیز انجام داد.
معیار سیاست جهانی امروزه بر اساس سیاست ماکیاولی بنا نهاده شده، می توانید کتاب شاهزاده (در ایران به نام شهریار معروف است) را بخوانید تا معیار های آن به دستتان بیاید.
بر اساس این معیار ها هدف تسلط و تصرف قدرت و امکانات بیشتر می باشد ولا غیر.
در صورتی ما می توانیم با دیگر کشورها رابطه صمیمی داشته باشیم که بتوانیم با آنها منافع مشترک و استراتژیک داشته باشیم.
تا وقتی که منافع مشترک داریم روابط ما صمیمی و خوب خواهد بود و وقتی که منافع مشترک ما از بین برود و یا اینکه کمرنگ شود و منافع مشترک طرف مقابل ما با رقیبمان بیشتر شود آنوقت موازنه به آن سمت سنگینی خواهد کرد.
می توان مصادیق این ماجرا را در روابط خود با ترکیه — سودان و… مشاهده کنیم.
با ببینیم چند کشور در جهان منافع رابطه خود با عربستان سعودی و یا اسرائیل را با منافع خود با ایران مقایسه کردند و در نهایت از منافع خود با ایران گذشتند. یا اینکه تلاش می کنند موازنه ای در روابط خود با ایران از یک طرف و با عربستان سعودی و اسرائیل از طرف دیگر حفظ کنند.
اگر به برخی متحدین بالقوه خود مانند عراق نگاه کنیم می بینیم که این کشور برای حفظ موازنه قدرت تلاش می کند هم با ما رابطه صمیمی داشته باشد هم با دشمنان ما مانند عربستان سعودی و ایالات متحده.
البته بنده تلاش ندارم از رفتار سیاسی عراقی ها و یا حتی ترک ها انتقاد کنم بلکه هدف بنده این است که متوجه باشیم آنها تلاش دارند بر اساس معیار های سیاسی بین المللی رفتار کنند و ما هستیم که هنوز قبول نداریم با این معیار ها رفتار کنیم.
اینکه سفارت خانه ای در تهران که سفیر آن استوار نامه اش را به رئیس جمهوری نظام جمهوری اسلامی تحویل داده و رسما تحت حمایت نظام جمهوری اسلامی ایران قرار دارد تهدید یا مورد حمله قرار گیرد، به هر دلیلی، بیش از اینکه به دشمن ویا طرف مقابل لطمه بزند به خود ما لطمه میزند، چون حیثیت نظام ما است که در سطح جهانی خدشه دار می گردد.
اینکه ما فکر کنیم مثلا از حکومت ترکیه در زمان کودتا حمایت کردیم پس این حکومت دیگر همیشه مرید ما خواهد بود تصوری بسیار خام است.
اینکه ما فکر کنیم چون مثلا از فلسطینی ها در مقابل اسرائیل حمایت کردیم پس اینان همیشه گوش به فرمان ما خواهند بود اشتباه بزرگی است.
اینکه ما فکر کنیم چون زمان انقلاب در کشورهای عربی مثلا از حکومت های بر آمده از انقلاب و یا از اخوان المسلمین حمایت کردیم پس این حکومت ها متحد ما خواهند بود تصوری ناشیانه به حساب می آید.
تک تک اینان منافعی دارند که بر اساس آن رفتار می کنند و تا جایی که منافع آنها با ایران تلاقی داشته باشد با ایران همکاری می کنند اما وقتی که با استراتژی های آنها در تضاد باشد حتی در مقابل ایران و منافع ایران می ایستند که نمونه آن را می توان رفتارهای اخیر ترکیه نسبت به ایران قلمداد کرد و یا وابستگان به سازمان فلسطینی حماس که در جنگ سوریه در مقابل همپیمانان ایران ایستادند و جنگیدند و بر علیه ما نیرو آموزش دادند و یا رفتارها و سخنرانی های عجیب غربی محمد مرسی که زمانی رئیس جمهوری اخوان المسلمینی مصر شده بود.
بد نیست به دولت های همپیمان خود نگاهی بیاندازیم تا متوجه شویم سیاست جهان از چه قرار است.
اگر امروزه دولت عراق می تواند به راحتی در موصل با داعش بجنگد و هیچ دغدغه ای بابت کشته شدن غیر نظامیان نداشته باشد چون این دولت توانسته با آمریکایی ها توافق کند و از پشتوانه آنها در این عملیات استفاده کند.
اگر می بینیم که چین و روسیه در سازمان ملل به پا می خیزند و تلاش غربی ها برای تحریم سوریه را عقیم می نمایند و از حق وتوی خود استفاده می کنند چون دولت سوریه با روسیه تعاملات بسیار تنگاتنگ دارد.
در برهه هایی که منافع ما اقتضا می کرد مثلا با آمریکایی ها در مورد برنامه هسته ای مذاکره داشته باشیم مشاهده کردیم که فشار های بین المللی از سر ما کم شد و دشمنان ما در منطقه به تکاپو می افتادند تا این مذاکرات را عقیم نمایند و یا اینکه اجازه ندهند این مذاکرات به بحث در مورد مسایل دیگر کشیده شود.
اینان حتی بیم آن را داشتند که مبادا ایالات متحده تصمیم داشته باشد با ایران همکاری تنگاتنگ تری داشته باشد و ایران به متحد جدید ایالات متحده در منطقه تبدیل گردد.
اگر بخواهیم در عرصه سیاست بین المللی موفق باشیم باید تکلیف سیاست خارجی خودمان را روشن کنیم که چه طرفی هستیم و چه می خواهیم. نمی توانیم با کشورهای بلوک شرق بپریم و سپس تلاش داشته باشیم به بلوک غرب نزدیک شویم و یا بر عکس.
در عرصه سیاست بین المللی نه کسی وسط میدان میاید که دعوا کننده ها را از هم جدا کند و نه کسی میاید با صلوات و روبوسی دعوا را ختم به خیر کند.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک