17:51 23 فوریه 2018
    جنگ حلب و پیامد آن برای روسیه و ایران/ ترور سفیر روسیه نشانه شکست تروریسم در حلب

    پیروزی حلب و پیامد آن برای روسیه و ایران/ ترور سفیر روسیه نشانه شکست تروریسم در حلب

    © REUTERS/ Omar Sanadiki
    گزارش و تحلیل
    دریافت لینک کوتاه
    سمیه پسندیده
    0 192

    برای اینکه پیروزی بزرگ حلب روی ندهد، تلاش گسترده و چند لایه‌ای از سوی تمام مدافعان شناخته شده تروریسم صورت گرفت، اما پیروزی حلب بوقوع پیوست و اکنون کتمان عظمت این پیروزی امکانپذیر نیست.

    خبرگزاری اسپوتنیک- آزادسازی حلب از سلطه مخالفان و گروه های تروریستی را می توان رمز آزادی سوریه در نظر گرفت که به گونه ای همه متغیرهای میدانی و سیاسی در بحران سوریه را دچار تحول نموده است. درست همزمان با جشن و سرور مردم حلب و سوریه به مناسبت این پیروزی، ناله و فریاد همدردی و دلسوزی و اتهام زنی های غرب و ایالات متحده بر علیه سوریه و ایران و روسیه به پاخواست. چرایی این دست و پا زدن حامیان تروریسم را با دکتر رحمان حریری- دانش آموخته رشته مطالعات منطقه ای از دانشگاه تهران مورد بررسی قرار دادیم:

    اسپوتنیک: علت اتخاذ مواضع سخت غرب بر سر حلب در مقابل ایران روسیه و سوریه ریشه در چه عللی دارد؟
    با پاکسازی کامل این شهر دیگر داعش یا جبهه النصره امیدی به پیروزی نخواهند داشت و در عین حال هیچ کشوری در صحنه جهانی نیز بدنبال سقوط دولت بشار اسد نخواهد بود. آزادسازی حلب می تواند روحیه گروه‌های تروریستی را به شدت تضعیف کرده و سایر مراحل آزادسازی سوریه نیز با سرعت بیشتری دنبال شود. البته حفظ حلب پس از آزادسازی نیز هزینه های امنیتی، نظامی و اقتصادی خاص خود را می‌خواهد و حفظ آن بسیار تعیین کننده و حیاتی خواهد بود.
    هیچ نبردی در تاریخ جنگ سوریه، به اندازه جنگ حلب برای طرف‌های درگیر حیثیتی نبوده، این درگیری شرایطی به‌وجود آورده بود که همه طرف‌ها باخت در این جنگ را به خط قرمز خود بدل کرده بودند. شکست در جنگ حلب، تاثیر روحی ماندگار و بسیار عمیقی بر طرف های درگیر در سایر جبهه‌ها خواهد گذاشت.
    لذا در چنین شرایطی طبیعی است غرب و ائتلاف حامی مخالفان دولت سوریه خشمگین باشند آنها در یک نبرد سرنوشت ساز و حساس شکست خوردند.
    در پاسخ به سوال مطرح شده می توان گفت چند عامل تعیین کننده می باشد:

    1-جنگ نیابتی: حلب به طور خاص و سوریه به صورت عام طی چند سال اخیر صحنه درگیری و جنگ نیابتی میان کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای بوده است. در واقع می توان گفت جنگ حلب بنوعی تجلی دوران دو قطبی به رهبری شوروی سابق و آمریکا بوده و همچنین جنگ روانی رسانه ها حلب را عرصه جنگ ایدئولوژیک و نیابتی غرب و شرق نموده و در بعد منطقه ای نیز این نبرد تجلی جنگ نیابتی میان ایران و عربستان و همچنین ایران و ترکیه بوده و پیروزی در حلب را می توان پیروزی محور مقاومت (محور ایران-سوریه و حزب الله) برشمرد.
    اتحادیه اروپا به ویژه فرانسه، آلمان و آمریکا و دولت های عربی حامی غرب از جمله ترکیه، عربستان، قطر از یک طرف و روسیه، سوریه، ایران و حزب الله لبنان در طرف دیگر این نبرد بودند طبیعی است به لحاظ حیثیتی بودن این جنگ هواداران کشورهای شکست خورده در جنگ حلب خشمگین باشند و هواداران کشورهای پیروز جشن بگیرند.
    اما غرب و دولت های حامی غرب که چنین پیروزی فوری در حلب را تخمین نمی زنند به دنبال جبران شکست خواهند بود. این نبرد همه مخالفان دولت اسد را غافلگیر نمود. جبهه مخالفان که انتظار چنین شکستی را نداشتند خشمگین و درصدد تلافی می باشند مواضع روزهای اخیر سران کشورهای حامی مخالفان حاکی از ناراضی بودن آنها از نتیجه نبرد حلب است. ترور سفیر روسیه در ترکیه را نیز می توان در این قالب تفسیر کرد این ترور ناجوانمردانه که همه جهان آن را محکوم نمود از نشانه های شکست تروریسم در حلب است.
    روشن است بعد از نبرد حلب گروه های تروریستی حاضر در صحنه درگیری های سوریه روش مبارزاتی خود را تغییر خواهند داد آنها دیگر قادر به جنگ رو در رو با سوریه و حامیان سوریه نخواهند بود و احتمالا از جنگ فرسایشی و شهری که سرلوحه استراتژی های آنان بود به سمت جنگ پارتیزانی، ترور و انتحار روی خواهند آورد، در این تغییر روش جنگی مخالفان، شخصیت های سیاسی-نظامی و همچنین شهروندان کشورهای سوریه، روسیه و ایران در معرض تهدید خواهند بود. تلاش جبهه غرب برای باز پس گیری حلب با مواضع تند آنها علیه روسیه و دولت سوریه همراه بوده و به روش های متعددی(تحریم، تسلیح مخالفان، حمایت های لجستیک از گروه های تروریستی، حمایت از ترور و…) برای تضعیف این کشورها روی می آوردند.
    2-جنگ روانی و رسانه ای غرب و حامیان غرب: جنگ روانی رسانه ها با استفاده از مظلوم نمایی و تحریک افکارعمومی جهان از دیگر ترفندهای جنگ است. با توجه به امکانات و قدرت مانور رسانه های غربی و حامیان آنها در خاورمیانه این عرصه بشدت ملتهب است. آنها با برش و انتشار تصاویر دلخراش از صحنه نبرد با تیترهای حقوق بشری سعی در مظلوم نمایی و تحریک افکارعمومی در سطح جهان را دارند و در این جنگ روانی بسیاری از مخاطبان تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. هر چند رسانه های روسیه پوشش بسیار خوبی از واقعیت های صحنه نبرد در بعد جهانی داشته و همچنین جمهوری اسلامی ایران نیز در بعد منطقه ای توانسته اهداف و جنایات گروه های تروریستی را برای مخاطبان رونمایی کند اما هجمه جنگ روانی جبهه غربی بسیار شدید بوده و سعی نموده افکارعمومی جهانی را علیه روسیه، دولت سوریه و ایران تحریک نماید، که این اقدامات می تواند منجر به خشونت بیشتر علیه این کشورها و شهروندان این کشورها در منطقه و جهان شود.
    در نتیجه، جنگ در سوریه و همچنین نبرد حلب تحت الشعاع جنگ نیابتی قرار گرفته، جنایات داعش و گروه های تروریستی علیه مردم در رسانه ها به دلیل خصومت آنها با حامیان دولت سوریه به دست فراموشی سپرده شده و جنگ میدانی سوریه را به جنگ روسیه و ایران با جبهه غرب تقلیل داده اند اما در نهایت جبهه غربی و رسانه های غربی باید میان دو گزینه دولت سوریه و گروه های تندور اسلامی و تروریستی دست به انتخاب بزنند آنها با حمایت گسترده از گروه های تروریستی و مخالفان دولت اسد قدرت گروه هایی مانند داعش و جبهه النصره را افزایش و در نهایت چنانچه به هدف خود برسند شاهد یک حکومت تندوری اسلامی در سوریه خواهیم بود حکومتی که چندان مسولیت پذیر نخواهد بود و به حقوق بشر، حقوق بین الملل و ارزش های انسانی پایبند نبوده و خطری علیه صلح جهانی خواهد بود.

    اسپوتنیک: آیا غرب در حد تهدیدات لفظی می ماند یا اقدامات بیشتری مانند تحریم ها را در دستور کار قرار خواهد داد؟
    سرخوردگی جبهه مخالفان دولت سوریه آنها را به سمت اقدامات تلافی جویانه سوق خواهد داد، تحریم های اتحادیه اروپا علیه روسیه تمدید شد و همچنین تحریم های آمریکا علیه ایران نیز طبق روال گذشته تمدید گشت. دولت های غربی از تمام ظرفیت های خود علیه روسیه و ایران و دولت سوریه بهره خواهند برد اما این اقدامات و تحریم های بیشتر چقدر می تواند عملیاتی شود جای شک و تردید است بنظر نمی رسد در کوتاه مدت آنها بتوانند تحریم های جدیدی را اعمال کنند و بیشتر توان آنها در حد جنگ روانی-لفظی است که به راه انداخته اند. برای اقدامات بیشتر در سه سطح اقدام می کنند:
    1- جهانی: آنها در این سطح با استفاده از جنگ روانی-لفظی مواضع تندی را علیه روسیه و ایران و همچنین دولت سوریه و حزب الله اتخاذ خواهند کرد در این مرحله سعی در همراهی افکارعمومی جهانی دارند و برای تصویب تحریم های بیشتر زمینه سازی خواهند کرد با وجود وتوی روسیه در شورای امنیت تمرکز خود را به سطح های دیگر جهت اقدام معطوف کرده اند از طریق سازمان ملل می توانند قطعنامه های را به تصویب و فشارهایی را اعمال کنند. در این سطح تخریب پرستیز بین المللی روسیه ، ایران و سوریه در افکار عمومی جهانی در دستور کار است.
    2- منطقه ای: در این سطح از طریق کشورهای نظیر ترکیه، عربستان، قطر و دیگر کشورها، اقداماتی را در دستور کار خواهند داشت. حمایت های نظامی و لجستیک از مخالفان، ترور شخصیت های نظامی و سیاسی حامیان دولت سوریه، ورود نیروی زمینی به جبهه نبرد از طریق ترکیه و عربستان؛ انتقال حمایت های نظامی و مالی به سوریه از طریق کشورهای منطقه ای مخالف دولت سوری ، ایجاد اختلال در عملیات حامیان دولت سوریه علیه مخالفان در صحنه نبرد و هدف قرار دادن منافع کشورهای حامی دولت سوریه در خاورمیانه از جمله اقداماتی است که جبهه غربی می تواند در سطح منطقه ای دنبال نماید.
    3-داخلی: در سطح داخلی سوریه، ائتلاف غربی در اولین گام سعی در بازپس گیری مناطق آزاد شده توسط دولت سوریه و روسیه را دارد. در این گام با حمایت های بیشتر از مخالفان مناطق دیگری از سوریه را به صحنه نبرد و درگیری تبدیل می کند. هزینه های حفط پیروزی در جنگ حلب را با جنگ پارتیزانی و چریکی افزایش خواهد داد آنها با تغییر روش جنگی از رویارویی مستقیم پرهیز و با عملیات های انتحاری و ترور سعی در تضعیف روحیه نیروهای دولتی سوریه دارند، چرا که نبرد حلب انگیزه و امید پیروزی را در میان نیروهای حامی دولت بشدت افزایش داده و با عملیات های انتحاری و پارتیزانی تلاش دارند این روحیه را تضعیف کنند. 

    آنها در مجامع جهانی و رسانه های خود دولت سوریه را تحت فشار خواهند گذاشت، اتهام های مانند جنایات جنگی و.. را در دستور کار دارند. ایجاد جنگ روانی و حمله به شهرهای دیگر سوریه برای از بین بردن فرماندهی و تمرکز نیروهای دولتی و حامیان آنها ادامه خواهد داشت. با در اختیار قرار دادن تسلیحات پیشرفته به مخالفان سوریه، توان نظامی برای ضربه زدن در عرصه زمین و هوا را در این نیروها افزایش خواهند داد. اما با توجه به قدرت، انسجام فرماندهی و همکاری و موفقیت های چشمگیر حامیان دولت سوریه، اقدامات جبهه غربی در نهایت قادر به تغییرات آنی و چشمگیر در عرصه میدانی جنگ سوریه نخواهند بود.
    اسپوتنیک: روابط ایران و روسیه بعد از پیروزی در حلب به کدام سو می رود و چشم انداز این روابط چیست ؟
    خروجی جنگ حلب یک پیروزی بزرگ برای ایران و روسیه تلقی می شود. بدون حلب معارضان سوریه و حامیان خارجی آن‌ها هیچ آینده‌ای نخواهند داشت و بشار اسد پیروز جنگ پنج ساله سوریه خواهد بود. با شکست حلب معارضان سوریه به نقطه پایان خود می‌رسند و شانس بسیار کمی در تغییر موازنه جنگ خواهند داشت. از سوی دیگر، پیروزی حلب می‌تواند پیروزی سوریه بر ترکیه نیز قلمداد شود. هدف ترکیه از مداخله نظامی در شمال حلب کمک به معارضان برای پایان دادن به حکومت اسد بود.
    بنظر می رسد آقای پوتین مدتها این استراتژی را در ذهن داشته که قبل از روی کارآمدن رئیس جمهور جدید آمریکا حلب را از دست شورشیان خارج کند چرا که پیروزی در حلب تکلیف بحران سوریه را مشخص خواهد کرد و خروجی این پیروزی پیامی به تمام جهان است: کلید حل بحران سوریه در دستان محور روسیه، ایران و سوریه می باشد. پیروزی در حلب تنها پیروزی در حلب یا سوریه نیست. این در واقع به معنی آن است که روسیه می تواند در خاورمیانه اهداف استراتژیک خود را دنبال نماید.
    در سطح بین المللی نیز به موازات به چالش کشیده شده مواضع غرب به رهبری آمریکا، روسیه به عنوان شریک مهم پیروزی نظامی حلب، از این پیروزی برای افزایش پرستیژ بین المللی خود استفاده خواهد کرد. همچنانکه پوتین اخیرا به ترامپ گفته بود، نظم تک قطبی به پایان رسیده و نظام بین الملل وارد نظم چند قطبی شده است که این اشاره‌ای تلویحی به بازگشت روسیه به صحنه می باشد. در واقع باید گفت روسیه بعد از آزادی حلب موقعیت خیلی بهتری در صحنه منطقه‌ای و بین‌المللی پیدا خواهد کرد.
    همچنین این پیروزی بیش از همه به افزایش قدرت کشورهای حوزه مقاومت و بویژه ایران منجر خواهد شد بدون شک حمایت ایران از سوریه از نگاه افکار عمومی منطقه و جهان دورنمانده و به افزایش توان و قدرت مقاومت منجر خواهد شد.
    جنگ در حلب و پیروزی در این عرصه نشان داد همکاری ایران و روسیه در منطقه می تواند راهگشا بوده و در نقاط دیگر هم این همکاری منتج به نتیجه شود این روابط در آینده محکم تر خواهد شد و هر دو کشور بخوبی می دانند باید پیروزی نه تنها در حلب بلکه در سایر نقاط نیز به دست آمده و همچنین این موضع حفظ شود.
    روسیه و ایران دارای منافعی در سوریه هستند که به موقعیت جغرافیایی سوریه و روابط با سابقه قدیمی با خانواده اسد باز میگردد. روس ها خواهان یک پایگاه دریایی در دریای مدیترانه و خاورمیانه می باشند، ایران نیز خواهان تداوم همکاری با حزب الله لبنان است. اما مهم تر از اینها موضوع پرستیژ و مقام منطقه ای این دو کشور نیز در مساله سوریه دخیل است. جامعه بین المللی سقوط دولت بشار اسد را به معنی شکستی برای روسیه و ایران تعریف می نمود. روس ها نیز سعی دارند با پیروزی در سوریه خود را به عنوان یک قدرت بزرگ و قابل اعتماد منطقه ای معرفی کنند. در نهایت می توان گفت بعد از آزاد کردن شهر حلب هم ایران و هم روسیه به آنچه میخواسته اند رسیده و خود را به عنوان بازیگران بزرگ و قدرتمند منطقه ای معرفی کرده اند. ایران در قدرت روسیه، در مواضع پوتین و در هر آنچه که روسها قادر به انجام آن در سوریه هستند، یک عمق استراتژیک میبیند که می تواند ایران را در برابر فشارهای آمریکا مصون کند. چیزی که برای ایران و روسیه اهمیت دارد، شکست خوردن پروژه سیاسی و ژئواستراتژیک مواضع ضد-اسد و ضد-ایرانی است که اکنون زیر آوار حلب دفن شده است؛ سوریه می‌تواند نشانگری برای ظهور سیستم جدید جهان باشد.
    در نهایت پیروزی در جنگ حلب، چشم اندازهای روابط ایران و روسیه را در ابعاد منطقه ای و فرامنطقه ای به ویژه در خاورمیانه وسیع تر خواهد نمود، نبرد حلب به هر دو طرف نشان داد روابط دو کشور می تواند گره گشای بحران های حل نشده خاورمیانه باشد بی شک این روابط نظامی در سوریه به جنبه های اقتصادی و سیاسی روابط و عقد قراردادهای نظامی و اقتصادی گسترده تر نیز کمک شایانی خواهد نمود.

     

     

    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک