07:43 22 سپتامبر 2018
ادامه موضوع چرایی پیروزی ترامپ در رسانه های غربی

ادامه موضوع چرایی پیروزی ترامپ در رسانه های غربی

© AFP 2018 / Jim Watson
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
گئورگی ولاسوف
1151

در آخرین کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری ایالات متحده، قطعا رسانه ها، نقش ویژه ای را ایفا کردند.

جریان های اصلی رسانه های غربی که اغلب نقش بلندگوهای لیبرالیسم را دارند، حداکثر تلاش خود را برای مغلوب کردن ترامپ انجام دادند. هیچ چیزی آنها را برای رسیدن به منظور خود متوقف نکرد. از کثیف ترین ترفندها گرفته تا آشکار ترین دروغ ها. اما شکست واضح رسانه ها، یکی از مهم ترین نتایج کمپین انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا بود. برای مدت های مدیدی، روزنامه نگاران غربی مدعی بودند که دارای نقش ویژه ای در اجتماع هستند. آنها برای متقاعد کردن مردم، خود را به عنوان "درک، شرف و وجدان" جامعه، و همچون "قدرت چهارم"، مدافع حقوق شهروندی در مقابل دولت، معرفی می کردند. اما در واقع رسانه های غربی از مدت ها قبل، بخش عمده ای از حمایت ها و تبلیعات خود را تنها به نگرش چپ لیبرال، متمایل کرده بودند، حال آنکه همچنان اصرار به بی طرفی می کنند. اما آن دسته از رسانه هایی، همچون خبرگزاری "اسپوتنیک" روسیه، کانال های تلوزیونی "راشا تودی" و "پرس تی وی" ایران، که انحصارطلبی تبلیغاتی و تصاویر آشنای خلق شده از جانب رسانه های غربی را نقص کرده و نقطه نظرات دیگری را از رویدادهای جهانی منتشر می کنند، متهم به تعصب و تبلیغات سوء شده اند. لذا این رسانه ها به مخالفان سراسر جهان، از جمله در امریکا، ثابت کردند که آنها در نقطه نظرات خود، تنها نبوده و حق موجودیت دارند. این آغازی در پایان موجودیت غول های رسانه های سنتی شده است. با اینکه روزنامه نگارانِ جریان اصلی رسانه ها، لاف "بی طرفی" می زدند اما حداکثر تلاش خود را کردند که از سویی چهره ترامپ را به عنوان یک فرد مطرود و غیرقابل اعتماد از جانب روشنفکرانِ رای دهنده، به تصویر بکشند و از سوی دیگر با تحریف اطلاعات در کمپین مبارزات انتخاباتی وی، درجه واقعی محبوبیت او را کمتر نشان دادند.
باید اذعان داشت که رسانه ها در ابتدا موفق شدند تا ترامپ را به عنوان فردی مطرود معرفی کنند. روزنامه نگاران، موسیقیدانان و فعالان سینمایی به اتفاق آرا، ترامپ و حامیان او را به باد انتقاد و تمسخر گرفته و مخاطبان خود را متقاعد می کردند که ترامپ تنها منتخب افراد مرتجع و بی سواد جامعه است. جالب توجه است که خود مردم که در معرض حملات اطلاعاتی رسانه ها قرار گرفته بودند، اغلب نمی توانستند توضیح دهند که به نظر آنها چه چیزی از برنامه ترامپ اشتباه است، با این حال، آنها مطمئن بودند که او یک " دلقک" و یا "پوپولیست" است. روزنامه نگاران لیبرال موفق شدند تا پیرامون نام دونالد ترامپ، چنان پس زمینه منفی بوجود آورند که در سراسر جهان گسترش یابد. رسانه های لیبرال آمریکایی با انتشار بیانات بی دقت و گاهی خشن، اما بی ضرر ترامپ، وضعیت مضحکی را برای وی بوجود می آوردند غفلت از اینکه، جلب نظرها به او، بیشتر از سوءظن به ارتکاب جرم همچون غفلت در اسرار دولتی، فساد و حتی قتل شد.
در آستانه انتخابات، رسانه ها موفق شده بودند تا شکست ترامپ را به اکثریت، به قبولانند. به همین دلیل، موفقیت او در انتخابات یک شگفتی بود. البته اگر رسانه ها ارائه درستی از واقعیت ها می داشتند، این پیروزی می توانست قابل پیش باشد، اما آنها بصورت هدفمند سکوت کرده بودند.

کودتا در آمریکا
© REUTERS / Alex Wroblewski
اکنون که دیگر کار از کار گذشته است، رسانه های لیبرال با تزریق هیستری، و انتشار خبرهای پوچ تر، در نظر دارند تا ترامپی که هنوز هیچ چیز کاری در سمت ریاست جمهوری انجام نداده، به این سو سوق دهند که او کشور را به فاجعه کشانده، و می تواند دلیل آغاز جنگ جهانی سوم شود. بنابراین رسانه های لیبرال آمریکایی سهم قابل توجهی در بروز آشوبهای خیابانیِ مخالفان ترامپ داشتند، که بلافاصله پس از اعلام نتایج انتخابات، بوقوع پیوست. مهمترین دارائی هر رسانه، داشتن شهرت، و اعتماد مخاطبین است. رسانه های لیبرال، دارایی خود را برای مقابله با ترامپ خرج کرده و شکست خوردند. لذا سطح اعتماد به آنها کاهش یافته و در نهایت برای همه مشخص شد که تا چه اندازه ادعای بی طرفی روزنامه نگاران، واقعیت دارد.
به هر حال، نتایج انتخابات در ایالات متحده نشان داد که جامعه آمریکا به دو بخش تقسیم شده است. نیمی از آن پایبند به ارزش های سنتی همچون دین، سنت خانواده، آزادی و مالکیت، تضمین حق داشتن اسلحه، مندرج در متمم دوم قانون اساسی ایالات متحده است. این همان آمریکای مردسالار سنتی است که طرفدار دونالد ترامپ هستند. نیمه دیگر، امریکای لیبرال است. آنها شهرنشین، مدافع برنامه های چپ لیبرال که به نقش غالب در جهان تبدیل شده، مدافع حقوق دگرباشان جنسی، و طرفدار محو کردن مرزها بین گروه های قومی، لذت گرایی، مصرف گرایی و اولویت منافع شخصی نسبت به عموم جامعه است. حتی دین که به طور سنتی مولفه مهمی در جامعه آمریکا محسوب می شود، در نظر لیبرال ها فرسوده و به آتئیسم و یا یک تفسیر لیبرال از دگم مذهبی، تبدیل شده است. این دو قطب، دو جهان موازی، و در واقع دو جامعه مختلف است که هیچ نقطه تماسی با یکدیگر ندارند. این باعث ایجاد یک چالش جدی برای امریکا شده است. البته ترامپ در سخنرانی انتخاباتی خود وعده داد که رئيس جمهور همه آمریکایی ها باشد اما این به آن معنا نیست که کسانی که مخالف او رای دادند، آماده پذیرش وی باشند.
تجربه قرون نوزده و بیست، نشان می دهد که تناقضات شدید عقیدتی منجر به انفجار در جامعه شده و زمانی که قدرت یک طرف بر دیگری تحمیل شود، ممکن است که به درگیری ختم شود. این یک پیشگویی هشدار دهنده برای امریکا است. دو جامعه ای که امروز در داخل مرزهای آمریکا، ارزش های مشترکی نداشته و به سوی درگیری، نزدیک می شوند. اعتراضات سراسری مخالفان ترامپ در آمریکا، می تواند به سرعت به شورش تبدیل شده و یا به عبارت دیگر از یک نسیم به طوفان تغییر یابد. به هر حال، ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید ، نه تنها برای ایالات متحده آمریکا، بلکه برای کل جهان از اهمیت تاریخی برخوردار است. او دوره جدیدی را نه تنها برای امریکا بلکه برای جهان به ارمغان می آورد. اما اینکه چه تحولاتی در این دوره بوقوع خواهد پیوست، بزودی شاهد آن خواهیم بود.

 

 

برچسب:
دونالد ترامپ, آمریکا
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک