11:03 23 سپتامبر 2017
    تسخیر قلوب در مقابل تطمیع جیوب

    "تسخیر قلوب" در مقابل "تطمیع جیوب"

    © Fotolia/ Borna_Mir
    گزارش و تحلیل
    دریافت لینک کوتاه
    عماد آبشناس
    4935218

    زمانی که انقلاب در ایران پیروز شد یکی از بحث هایی که مطرح شد بحث صادر کردن انقلاب اسلامی به دیگر کشورها بود و بسیاری از کشورهایی که از صدور انقلاب اسلامی در ایران واهمه داشتند بسیج شدند تا از صدور آن جلوگیری به عمل آورند، اما اشکال همه شان سطحی نگری شان بود.

    بسیاری صدور انقلاب اسلامی ایران را با صدور انقلاب بلشویک روسیه و یا صدور تفکر های مکاتب دیگر سیاسی در جهان مقایسه می کردند.
    برخی نیز متصور بودند که ایران تلاش خواهد کرد برای صدور انقلاب خود همانند ایالات متحده به دیگر کشورها لشکر کشی کند و جنگ به پا کند.
    به هر حال تا آن زمان فضای عمومی جهان به این صورت بود که ایالات متحده با زور سرنیزه تلاش داشت دمکراسی خود را بر دیگران تحمیل کند و شوروی سابق با سرمایه گذاری بر تفکر های سوسیالیستی وکمونیستی که عامه پسند بود کشورها را به سمت انقلاب بر حکومت های "امپریالیستی" و "برجوازها" وا می داشت.
    چون دیدگاه های سوسیالیستی مورد پسند عوام بود کشورهای فقیر بیشتر به این سمت روی می آوردند در حالی که چون تفکر های دمکراسی آمریکایی با دیدگاه های سرمایه داری عجین بود کشورهای ثروتمند بیشتر به سمت آنها پیش می رفتند.
    بسیاری فراموش کردند که مارکس و انگلس تفکر سوسیالیستی خود را که بعد ها به نام "مانیفست کمونیست" یا "مارکسیسم" معروف شد برای مقابله با نظام کاپیتالیسم غربی ایجاد کرده بودند و هدف اصلی آنها انقلاب در آلمان و انگلیس و فرانسه و دیگر کشورهای ثروتمند غربی بود و نه در روسیه، اما تفکر آنها در روسیه به بار نشست چون جامعه روسیه پذیرای چنین تفکری بود.
    آنچه بسیاری نتوانسته بودند درک کنند این بود که انقلاب اسلامی در ایران نتیجه یک تفکر سطحی شبانه نبود بلکه تبلور تفکری بود که قرن ها چکش کاری شده بود تا در نهایت به رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید.
    علیرغم اینکه این تفکر توسط یک رهبر شیعه به نتیجه رسید اما آنهایی که در مطالعه جهان اسلام تعمق دارند می توانند به شما بگویند که بسیاری از متفکرین مسلمان سنی و شیعه به نحوی تلاش داشتند که نهال تفکر رسیدن به حکومت اسلامی را به بار بنشانند، اما همه از اینکه نتیجه این حکومت چه خواهد بود واهمه داشتند.
    حتی برخی اعتقاد داشتند که باید منتظر ظهور امام الزمان (عج) بود تا چنین حکومتی را برپا کرد و برپا کردن چنین حکومتی ممکن است موفق نباشد و مریدان ظهور را مایوس کند.
    به هر حال در سرتاسر جهان اسلام متفکرین مسلمان طی قرن ها اندیشه های خود را مطرح کردند تا در نهایت عصاره آن در ایران به نتیجه رسید.
    همانگونه که مارکس و انگلس متصور بودند که ایده آنها روزی می تواند در اوروپای ثروتمند غربی به نتیجه برسد عموم متفکرین مسلمان متصور بودند که ایده حکومت اسلامی آنها در کشورهای اسلامی دیگر مخصوصا مصر به نتیجه خواهد رسید و شاید بتوان گفت هیچ کدام باور نداشتند که این تفکر در نهایت در ایران به نتیجه برسد.
    حال شاید بتوانیم برگردیم به اصل صحبت خودمان در این مقاله، زمانی که بحث صدور انقلاب اسلامی مطرح شد بسیاری تصور کردند ایران تلاش خواهد کرد انقلاب خود را با زور صادر کند اما در واقع همان زمان تفکر بنیانگذار انقلاب اسلامی مبنی بر آن بود که الگویی برای دیگر کشورهای اسلامی بسازد که بقیه از آن الگو برداری کنند.
    موفقیت نظام اسلامی در ایران کافی بود که بقیه هم به فکر بیافتند از آن الگو برداری کنند و نمونه های آن در سرتاسر گیتی گسترش یابد.
    بلا فاصله پس از موفقیت انقلاب اسلامی در ایران موج این انقلاب به سمت کشورهای اسلامی دیگر هم رفت وخیلی ها تصور کردند که منظور از صدور انقلاب همین است و به تکاپو افتادند که با این موج رویارویی کنند، اما همانگونه که قبلا گفتم منظور این نبود، این موج یک انعکاس طبیعی از انفجاری بود که در ایران رخ داده بود و نتیجه آن چند سال وقت نیاز داشت تا متبلور گردد.
    با این حال سران بسیاری از کشورهای اسلامی مخصوصا کشورهای عرب حوزه خلیج فارس که حکومت خود را در خطر می دیدند به فکر مقابله با این انقلاب افتادند و مشاوران غربی آنها تنها راه کاری را که پیشنهاد دادند هزینه کردن ملیاردها دلار از ثروت هایی که باید برای نسل های بعدی کشورهایشان می ماند، بود.
    در حالی که ایران پس از انقلاب بر تاثیر روی دیدگاه های اعتقادی دیگر مسلمانان فعالیت می کرد عربستان سعودی و همپیمانانش راه کوتاه تر یعنی خریدن وباج دادن به اینان را طی می کردند.
    مشکل اینان در این بود که متصور بودند تاثیر انقلاب اسلامی ایران فقط روی شیعیان است و سنی ها از این تفکر ها مصون می باشند.
    اینان حتی روی جنگ رسانه ای ایجاد تفرقه میان مسلمانان شیعه و سنی و تصویر نظامی اسلامی در ایران به عنوان یک نظامی شیعی که برای اهل تسنن غیر قابل تطبیق است سرمایه گذاری کلانی نمودند.
    اما با توجه به اینکه ایده تشکیل حکومت اسلامی خواسته بسیاری از متفکرین مسلمان در تاریخ بود مشاهده کردیم که پس از انقلاب های مردمی در بسیاری از کشورهای اسلامی سنی به یکباره اینان به فکر تشکیل حکومت هایی مشابه جمهوری اسلامی ایران افتادند. همان سلفی های سنی که عربستان سعودی دهه ها روی آنها سرمایه گذاری کرده بود حکومت اسلامی ایران (البته به شکل سنی آن) را بر الگوهای دیگر ترجیح دادند.
    قبل از آن در افغانستان ایالات متحده و عربستان سعودی ومتحدانشان چندین دهه روی گروه های اسلامگرا وحتی لاییک سرمایه گذاری کرده بودند و توقع داشتند که در اولین انتخابات طرفداران آنها پیروز شوند اما با کمال تعجب دوستان ایران در افغانستان بیشتر پست های انتخاباتی را به دست آوردند.
    در عراق که هشت سال با سرمایه گذاری عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس بر علیه ایران جنگید همپیمانان ایران حکومت و قدرت را به دست گرفتند.
    مساله ای که جای تعجب داشت این بود که ایرانی ها توانستند کاری با همپیمان قدیمی عربستان سعودی و دشمن خونی خود یعنی صدام حسین کنند که برای انتقام از آنها عرب ها جنگنده های خود را به ایران فرستاد و در ایران پنهان کرد تا روزی ایرانی ها از این جنگنده ها بر علیه اعراب استفاده کنند.
    در سوریه و لبنان همپیمانان ایران تا پای جان ایستادگی کردند و اجازه ندادند نقشه های ایالات متحده و عربستان پیاده شود.
    در یمن علی عبد الله صالح، فردی که روزی برای اعلام همبستگی با صدام حسین به مرزهای ایران وعراق آمد و کلاشنکوف یک سرباز عراقی را گرفت و به سمت ایران تیر انداز کرد تا بتواند قسم بخورد در جنگ بر علیه ایران شرکت کرده، در کنار انصار الله و حوثی ها بر علیه عربستان سعودی می جنگد.
    مصر، کشوری که عربستان سعودی ملیاردها دلار هزینه کرد تا آن را زیر چتر خود ببرد امروزه رو در روی آن قد علم کرده.
    بزرگترین کشورهای مسلمان سنی که عربستان سعودی صدها ملیارد دلار روی آنها سرمایه گذاری کرده حاضر نشدند حتی یک سرباز برای کمک به عربستان در جنگ یمن بفرستند.
    همین چند روز پیش عالی ترین مقامات ایرانی در عراق ده ها کیلومتر بدون هیچ دغدغه ای پیاده روی کردند در حالی که عربستان سعودی آرزو دارد سفیرش در آن مستقر گردد همپیمانان عربستان سعودی و یا ایالات متحده آرزو دارند یک شهروندشان بتواند در بغداد و نه خارج از بغداد بدون دغدغه قدم بزند.
    اینجا است که باید مقایسه کرد که سرمایه گذاری اعتقادی بیشتر تاثیر گذار است یا سرمایه گذاری مالی.
    اختلاف عربستان سعودی با ایران به قرن ها پیش بر می گردد و چیزی جدید نیست و پیش بینی هم نمی شود که این اختلافات فعلا پایان یابد اما به هر حال ایران توانسته تفکر و ایده اعتقادی ای را به میان بیاورد که عربستان سعودی با ملیاردها دلار سرمایه گذاری نمی تواند آن را خنثی کند.
    تفکر وهابی و یا اصلاح طلبی اسلامی (آنگونه که سعودی ها دوست دارند از آن نام ببرند) نتوانسته در میان مسلمانان تاثیر گذار باشد و عربستان سعودی مجبور است با زر و زور آن را بر دیگران تحمیل کند.
    زمانی که زر و زور عربستان سعودی ضعیف می شود پیروان آن هم از هم می پاشند. مشاورانی که سعودی ها برای خود انتخاب کرده اند به جز ضرر هیچ نفعی برای آنها نداشته اند.
    ایالات متحده آمریکا چندین دهه است که با شعار گسترش دمکراسی مورد نظر خود ده ها جنگ در سرتاسر جهان برپا کرده و ملیون ها نفر را قتل عام نموده و تازه رئیس جمهوری را انتخاب کرده که فهمیده دمکراسی را زورکی نمی توان بر دیگران تحمیل کرد مردم خود باید پذیرای این دمکراسی باشند و بهتر است ایالات متحده هزینه جنگ های خود را صرف ارتقای سطح اقتصادی داخلی خود کند.
    مردم دیگر کشورها بخوبی می توانند متوجه شوند که دلیل لشکر کشی ایالات متحده گسترش دمکراسی است یا گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی و تسلط خود.
    وقت آن رسیده که هم عربستان سعودی هم به فکر بیافتد که اگر می خواهد در جهان اسلام جایگاهی داشته باشد و حتی با ایران به رقابت بپردازد باید با ایده و عقیده و تفکر جلو آید نه اینکه با زر و زور و خونریزی بخواهد نظر خود را تحمیل کند، آن دوران دیگر گذشته، مردم باید پذیرای تفکر باشند تا با آن همراهی کنند.
    وقتی مفتی های وابسته به عربستان سعودی از شمال آفریقا تا شرق آسیا هر روز از خطر گسترش تشیع ایرانی صحبت می کنند و سنی ها را بر حذر می دارند این بدین معنا است که آنها حجت قانع کننده ای برای پایبندی مردم به دیدگاه های خود و یا جذب دیگران به سوی دیدگاه های خود ندارند به این دلیل مردم به سمت دیدگاه های ایرانی جذب می شوند و هر چقدر هم حکومت های همراه با عربستان سعودی مانند نیجریه مردم را بیشتر سرکوب کنند باید مطمئن باشند قلب های بیشتری به سمت مخالف آنها کشیده می شود.
    واین یعنی موفقیت سیاست "تسخیر قلوب" و شکست سیاست "تطمیع جیوب".

    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک