04:22 25 سپتامبر 2017
    صدّ عن سبیل الله عربستان سعودی وسکوت کشورهای اسلامی !!!!

    "صدّ عن سبیل الله" عربستان سعودی وسکوت کشورهای اسلامی !!!!

    © Sputnik/ Mikhail Voskresenskiy
    گزارش و تحلیل
    دریافت لینک کوتاه
    عماد آبشناس
    2745164

    امسال همچون سالهای قبل عربستان سعودی اقدام به "صدّ عن سبیل الله و المسجد الحرام" یعنی بازداشتن از راه خدا و مسجدالحرام نموده و علیرغم اینکه طبق همه روایت های اسلامی چه شیعه وچه سنی فقط کافران چنین کاری را انجام می دهند اما با تعجب شاهد سکوت مرگبار کشورهای اسلامی می باشیم.

    علاوه بر ایرانی ها، سوری ها و یمنی ها و بسیاری از مسلمانان دیگر کشورهای جهان از رفتن به حج منع شدند.
    رفتن به حج یک سفر توریستی یا مشارکت در مراسمی تفریحی نیست بلکه یکی از واجباتی است که هر مسلمان در صورت استطاعت باید انجام دهد به این دلیل نمی توان رفتن به حج را آنگونه که عربستان سعودی ادعا می کند با سفر به دیگر کشورها مقایسه کرد و عربستان سعودی حق ندارد به دلیل اختلافات سیاسی مسلمانان را از رفتن به حج منع کند.
    طبق همه روایت های اسلامی حتی همان روایت هایی که سنی های وهابی به آن اعتقاد دارند هر کسی و به هر طرفندی از رفتن مسلمانی به حج جلوگیری به عمل آورد کافر به حساب می آید، البته چون من نمی خواهم مثل تکفیری ها باشم دوست ندارم از کلمه کافر استفاده کنم و به این دلیل تکرار می کنم، "خودشان چنین چیزی را مطرح می کنند".

    رفتن به حج آیین وآداب و رسومی دارد که ممکن است برخی مذاهب و یا فرقه های اسلامی در مورد آن با هم اختلاف داشته باشند اما هیچ مذهب یا فرقه ای حق ندارد آیین ها وآداب و رسوم و اعتقادات خود را بر دیگران تحمیل کند.
    متاسفانه از زمان راه افتادن عقیده وهابیت، که هفته پیش حتی شیخ الازهر (بزرگترین مرجع اهل تسنن در جهان) اظهار داشت که اینان جزو مسلمانان نیستند، و اشغال مکه مکرمه آنها تلاش دارند اعتقادات خود را بر مسلمانان تحمیل کنند.
    وهابی ها معالم و آثار جاهای دیدنی و مقدس دیگر مسلمانان را تخریب نمودند و از همان ابتدا هم تلاش کردند همه را وادار کنند طبق اعتقادات آنها مراسم حج را به جا آورند.
    کار به جایی کشید که در آن زمان سلطان محمود خان دوم خلیفه عثمانی که سنی مذهب بود به محمد علی پاشا (والی سنی مذهب مصر) دستور داد تا ریشه "الشجره الخبیثه" وهابیت و "الشجره الملعونه" خاندان سعودی را نابود کند و محمد علی پاشا فرزند خود ابراهیم پاشا را مامور این کار کرد.
    از همان زمان هم لقب "الشجره الخبیثه" و "الشجره الملعونه" برچسب وهابیت وخاندان سعودی شد چون اینان همان زمان هم اقدام به "صدّ عن سبیل الله و المسجد الحرام" نموده بودند و کافر به حساب می آمدند.
    در همان زمان هم همه کارهای اینان در پیروی از دستورات انگلیسی ها و فرانسوی ها که تلاش داشتند خلافت اسلامی را سرنگون کنند و سرزمین های دولت عثمانی را تکه تکه کنند، بود.
    انگلیسی ها برای اینکه میان مسلمانان بذر تفرقه را بکارند از دیدگاه های منحرف محمد عبد الوهاب استفاده کردند و با حمایت از وی و امیر محمد بن مقرن آل سعود اقدام به ایجاد اختلاف میان مسلمانان نمودند.
    پس از سرکار آمدن مجدد خاندان سعودی باز هم اینان تلاش کردند تا بدعت های خود را بر مسلمانان تحمیل کنند اما قبل از اینکه به مکه ومدینه برسند مسلمانان در آن زمان به رهبری خاندان آل رشید در مقابلشان ایستادند و مجددا حکومت آنها را سرنگون کردند.
    در سال 1902 سعودی ها توانستند حکومت خود را مجددا برای بار سوم در نجد راه اندازی کنند ودر آن زمان با حمایت انگلیسی ها از کویت به ریاض حمله ور شدند و وسط جزیره العرب را اشغال کردند.
    در آن زمان انگلیسی ها جلسه ای میان عبد العزیز و شریف حسین حاکم حجاز در شهر بصره تشکیل دادند که طی آن عبد العزیز تعهد کرد به هیچ وجه چشم داشتی به اماکن مقدس نداشته باشد و با انگلیسی ها و شریف حسین جهت سرنگونی خلافت اسلامی عثمانی ها همکاری کنند.
    البته در آن زمان هم وسط جزیره العرب کویری بی ارزش بیش نبود و تنها درآمد این جزیره از حج و مکه بود که در اختیار شریف حسین قرار داشت.
    در حالی که شریف حسین تمام همت خود را برای جمع آوری نیرو و سرنگونی خلافت عثمانی و ایجاد دولت اسلامی عربی گمارد در حالی که عبد العزیز همه تسلیحاتی را که از انگلیس وفرانسه دریافت می کرد برای خیانت به شریف حسین و عرب ها و مسلمانان دیگر، با هماهنگی انگلیس، ذخیره می کرد و نیروهای خود را تازه نفس نگه داشته بود چرا که پشت پرده در جریان توافق سایکس پیکو بود و قرار بود پس از سرنگونی حکومت عثمانی عهده دار نابودی شریف حسین گردد، که همین هم شد.
    عبد العزیز برای اینکه با شورش مسلمانان مواجه نگردد همان زمان اعلام کرد که خادم حرمین شریفین است و همه مسلمانان "کما فی السابق" می توانند به اعمال حج خود بپردازند و بر اساس هر مذهب و فرقه ای هستند می توانند مناسک حج خود را آنگونه آیین که مذهب آنها اقتضا می کند اجرا کنند. وی در آن زمان به تمام کشورهای اسلامی از جمله ایران نامه نوشت و امنیت حجاج وهمچنین آزادی اعمال آنها را متعهد شد. با این حال ایرانی ها تا زمانی که حکومت سوم سعودی تثبیت نشده بود و آن را به رسمیت نشناخته بودند (سال 1928) از ارسال حجاج خودداری کردند.
    گو اینکه این عهد ملک عبد العزیز با ریشه های وهابیت تناقض آشکار داشت اما وی با این عهد توانست جلودار خشم و شورش مسلمانان گردد و درآمد سرشار حج را به جیب بزند.
    پس از تسلط ملک عبد العزیز بر باقیمانده جزیره العرب آرام آرام همه عهد های وی به عهد وی با شریف حسین پیوست و وهابی ها با تشکیل گروه های امر به معروف و نهی از منکر معروف به مطاوعین تلاش داشتند مسلمانان را وادار کنند طبق خواسته آنها مراسم را ادا کنند.
    همین ماجرا به تکرار منجر به تشنج میان مسلمانان و خاندان سعودی گشت و چند شورش در مکه بوجود آمد که معروف ترین آن شورش معروف به شورش جهیمان العتیبی بود.
    در آن زمان هم همان سنی ها اعتقاد داشتند که وهابی ها "صدّ عن سبیل الله و المسجد الحرام" می کنند و کافر هستند.
    به هر حال اختلاف بر سر رفتن یا نرفتن به حج میان ایرانی ها و حاکمان جزیره عرب به دوران غزنویان حدود 900 سال پیش بر میگردد، در آن زمان عرب های بادیه نشین به کاروان های حج حمله می کردند و ضمن سرقت دار و ندار آنها زنان را به اسارت می گرفتند و مردان را به قتل می رساندند. لذا حدود سال 1100 میلادی حج برای مدت شش سال متوقف شد و سپس تصمیم گرفته شد حجاج ایرانی با همراهی گروهی از نظامیان به حج بروند وهر ساله نیروهای ایرانی ها کل مسیر از بصره تا مکه و مدینه را قرق می کردند تا حجاج ایرانی با امنیت به مکه بروند و برگردند.
    در دوران آل بویه قرق کردن متوقف شد و کاروان ها مجددا با حمله راهزنان عرب مواجه می شدند.
    در همان زمان هم اختلافات میان مسلمانان وجود داشت و آلب ارسلان غزنوی تهدید کرده بود که اگر در خطبه های مکه و مدینه مدح و ستایش حاکمان مصر را بشنود مکه و مدینه را تصرف کند و امامان جماعت آنجا را گردن بزند.
    وحاکم وقت مکه هم از ترس غزنویان دستور داده بود که امامان جماعت مکه و مدینه به هیچ وجه اقدام به مدح یا ستایش حاکمان مصر، که کنترل مکه و مدینه را در اختیار داشتند، ننمایند.
    در زمان حمله مغول ها به ایران نیز رفتن به حج متوقف شد و روحانیون به همراه خلیفه عباسی فتوا صادر کردند تا مردان به جای رفتن به حج به جبهه های جنگ بروند و در مقابل مغول ها بجنگند.
    شاید جالب باشد که در همان زمان ابن تیمیه (بنیانگذار تفکر سلفی گری) یکی از فتوا دهندگان به توقف موقت حج نیز بود.
    زمان تیموریان 1370-1506 اختلافات میان ایرانی ها و مصری ها رفتن حجاج به مکه را دچار اشکالات زیادی مخصوصا به دلیل حمله راهزنان و نبود امنیت برای حجاج ، می کرد و کار ایرانی ها و مصری ها (که در آن زمان عهده دار مکه ومدینه بودند) چندین بار به درگیری کشید. اما چون درآمد حج بسیار زیاد بود مصری ها همیشه کوتاه می آمدند. و هر بار تعهد می کردند امنیت حجاج ایرانی را تامین کنند.
    در دوران صفوی ها باز هم اختلاف و جنگ میان ایرانی ها وعثمانی ها چندین بار منجر به تعطیلی حج گردید و شاه عباس صفوی دستور توقف حج را صادر کرد.
    جان باختن 239 حاجی تا این لحظه
    © Sputnik/ Mikhail Voskresenskiy
    در دوران قاجار وپس از حمله وهابی ها به مکه و مدینه و کربلا ونجف فتحعلی خان قاجار نامه ای تند به عبد العزیز آل سعود نوشت از او خواست که همه اموال به سرقت رفته از شیعیان را پس دهد و دیه کشته شدگان را پرداخت کند وگرنه ایرانی ها به درعیه حمله خواهند کرد و ضمن با خاک یکسان کردن آن تک تک خاندان آل سعود و وهابی ها و هر کس که به نسب یا نسل آنها وابسته است را خواند کشت.
    در آن زمان سلیمان پاشا حاکم عثمانی بغداد نامه ای به فتحعلی خان قاجار نوشت وتعهد کرد دولت عثمانی خاندان سعودی را به سزای اعمالشان خواهد رساند و اموال شیعیان را بازپس خواهد گرفت وهمچنین دیه کشته شدگان را به گردن خواهد گرفت و از شاه ایران خواست که خود مستقیما وارد عمل نشود و موضوع را به دولت عالیه عثمانی بسپارد، البته پس از آن هم ابراهیم پاشای مصری به دستور دولت عثمانی درعیه را با خاک یکسان کرد.
    در آن زمان اشراف مکه ومدینه به شاه قاجار نامه نوشتند و امنیت حجاج ایرانی را گردن گرفتند تا حج ایرانی ها متوقف نشود.
    به هر صورت اختلاف میان عربستان سعودی و ایران به دلیل گردن زدن یک ایرانی در مکه مجددا سر گرفت و روابط ایران وعربستان برای چهار سال قطع شد، در آن زمان محمد رضا شاه پهلوی تازه به تخت نشسته بود وشرایط ایران به دلیل نفوذ انگلیسی ها بسیار نامساعد بود اما همان زمان بسیاری از ایرانی ها مخصوصا جوانان مذهبی خواهان آن بودند که ایران به عربستان لشکر کشی کند، ولی شاه جوان با فشار انگلیسی ها که حامی خاندان سعودی بودند حاضر نبود دست به چنین کاری بزند و اظهار می داشت که عربستان یه مشت شن و ماسه بی ارزش بیشتر نیست و ارزش ندارد خون جوانان ایرانی برای آن ریخته شود، شاید اگر در آن زمان شاه چنین اقدامی را انجام داده بود امروزه خاندان وی محبوبیت پیدا می کردند و هنوز سرکار بود و منطقه خاورمیانه دچار چنین جنگ هایی نمی شد.
    به هر حال این اختلافات به همین صورت ادامه داشت و چندین بار نزدیک بود به درگیری مسلحانه میان ایران و عربستان سعودی بکشد و پس از انقلاب اسلامی در ایران نیز همین ماجراها باز هم تکرار شد و شاید بتوان گفت معروف ترین آنها قتل عام 400 زائر ایرانی در سال 1987 به حساب آورد.
    سال 2015 هم حدود یک هزار ایرانی در مکه بر اثر سوء تدبیر کشته شدند.
    این سیر حوادث نشان می دهد که گذشته از اینکه چه حکومت هایی چه در ایران چه در عربستان سر کار باشند حاکمان جزیره العرب هیچوقت به حج به عنوان یک مساله وظیفه دینی نگاه نمی کرده اند بلکه به عنوان منبع درآمد به آن می نگرند. و تا وقتی که بحث حج از چهارچوب شرعی واسلامی آن خارج باشد به هیچ وجه این مشکلات حل وفصل نخواهد شد.
    هر ساله چندین مراسم بزرگ با حضور ملیون ها نفر در جای جای جهان برگزار می شود و هیچ وقت اتفاقاتی که در سالهای اخیر در مکه پیش آمده پیش نمی آید. از مراسم اربعین حسینی که حدود 15 تا 16 ملیون شیعه هر ساله به کربلا می روند و با کمترین امکانات مراسم خود را به جای می آورند بگیرید تا مراسم مختلف شیعیان در مشهد وقم (ایران) یا هندو ها در هند و یا بودایی ها در چین و یا… تا حتی مراسمی که در آلمان سالانه حدود دو تا سه ملیون جوان که بسیاری از آنها هیپی ، موادی و الکلی هستند در یک میدان برای اجرای کنسرت جمع می شوند، حتی در این مورد هم ما شاهد آن نیستیم که اتفاقات سال اخیر منا پیش آید.
    شاید اگر عربستان سعودی سیاست و تدبیر به خرج می داد و به جای لج بازی کمیته ای جهت بررسی اتفاقات حج تشکیل می داد همه مشکلات همان جا دفن می شد ولی لج بازی عربستان سعودی نشان داد که این حاکمان این کشور توانایی چنین مسئولیتی را ندارند.
    به نظر می رسد بهترین راهکار این است که کشورهای اسلامی (که البته چون بسیاری از آنها مواجب بگیر عربستان هستند بعید به نظر می آید حاضر باشند چنین کاری را فعلا انجام دهند) جمع شوند و حج را به یک کمیته متشکل از مسلمانان کشورهای مختلف جهان بسپارند و هر ساله مراسم حج زیر نظر این کمیته برگزار گردد.

    برچسب:
    عربستان سعودی
    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک