11:18 18 اوت 2017
    رقص با شیطان

    رقص با شیطان

    © REUTERS/ Baz Ratner
    گزارش و تحلیل
    دریافت لینک کوتاه
    عماد آبشناس
    0 957102

    بزرگترین تابوی کشورهای عربی از بدو تاسیس اسرائیل تا به حال همیشه داشتن رابطه با این کشور بوده و می باشد. زمانی که مصر اقدام به امضای پیمان صلح کمپ دیوید با اسرائیل نمود عربستان سعودی جزو اولین کشورهایی بود که در جامعه عرب خواستار اخراج بزرگترین کشور عربی از این جامعه شد.

    اختلاف عربستان سعودی که  تلاش داشت رهبری اسلامگرای عرب رادیکال را در مقابل رهبری ملی گرایی عربی مصر داشته باشد پس از برقراری روابط سیاسی میان مصر و اسرائیل به اوج خود رسید و پس از اخراج مصر از جامعه عرب عربستان تلاش کرد رهبری مبارزه با اسرائیل را به عهده بگیرد. در این راستا عربستان سعودی از گروه های اسلام گرا در فلسطین حمایت کرد و جنبش حماس با حمایت های مالی عربستان سعودی به عنوان رقیب سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) که دیدگاه های ملی گرایانه داشت تبدیل شد. پس از خروج ساف از لبنان و دور شدن آن از مرزهای اسرائیل حماس کم کم به چهره اول گروه های فلسطینی مبارزه با اسرائیل تبدیل شده و می توان گفت یکی از اصلی ترین دلایل موافقت یاسر عرفات (که در آن زمان همراه با جنگجویانش مجبور بود در تونس بسر ببرد) برای گفتگو با اسرائیل این بود که احساس کرد اگر دست به این کار نزند از صحنه فلسطین خارج خواهد شد.

    عربستان سعودی در سال 1982 میلادی طرح صلح خود با اسرائیل (به نام طرح صلح ملک فهد) را منتشر کرد و در واقع به صورت غیر مستقیم انکار موجودیت اسرائیل را کنار گذاشت.

    در حالی که بر اساس تصمیم کشورهای عربی اعراب در هیچ برنامه ای حتی ورزشی که نماینده اسرائیل در آن حضور داشته باشد مشارکت نمی کردند، در طی سالهای بعد روابط عربستان سعودی و اسرائیل بصورت تشکیل کمیته هایی که کارشناسان هر دو کشور در آن حضور داشتند نزدیک تر شد.

    سال 2002 پس از کنفرانس کشورهای عربی در بیروت طرح صلح ملک عبد الله اعلام شد و این طرح با نام طرح صلح اعراب با اسرائیل ثبت گردید. در این طرح عربستان به نمایندگی از عرب ها پیشنهاد داد: "به شرط عقب نشینی اسرائیلی ها تا مرزهای 4 ژوئن سال 1967 و حل مشکل پناهجویان فلسطینی بر اساس قطعنامه 194 سازمان ملل متحد، روابط اسرائیل و جهان عرب و مسلمانان، عادی سازی شود".

    عربستان سعودی در سال 2002 فقط خود را نماینده اعراب نمی دانست بلکه نماینده کل مسلمانان جهان معرفی نمود. البته نباید فراموش کرد که اشغال کویت توسط صدام حسین و حمایت فلسطینی ها از عراق در مقابل کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از سوی دیگر منجر به آن شد که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از حمایت از فلسطینی ها دست بکشند و پس از حملات 11 سپتامر 2001 و دست داشتن اتباع عربستانی در آن حمله عربستانی ها به فکر جلب رضایت آمریکایی ها افتادند و طرح صلح اعراب با اسرائیل بی ربط به این اتفاقات نبود.

    البته نمی توان فرض کرد که این طرح صلح قبل از مطرح شدن با آمریکایی ها هماهنگ نشده بود، و به همین دلیل عمان و قطر (دیگر اعضای کشورهای عرب شورای همکاری خلیج فارس) پا را فراتر گذاشتند و دفاتر دیپلماتیک روابط با اسرائیل راه اندازی کردند تا نسبت به دیگران پیشگام باشند(البته بعدها پس از حمله اسرائیل به فلسطینی ها در غزه مجبور شدند حد اقل بصورت علنی اعلام کنند که این دفاتر بسته شدند) چون فکر می کردند که دیگر ماجرا تمام شده.

    اینبار این اسرائیل به رهبری آقای بنیامین نتانیاهو بود که طرح صلح اعراب را قبول نداشت و هنوز هم ندارد.

    دلیل اصلی که این طرح صلح تا به حال به نتیجه نرسیده این نیست که رهبران کشورهای عربی تمایلی به برقراری این طرح ندارند بلکه فضای جوامع عربی پذیرای صلح با اسرائیل نمی باشد. علیرغم انعقاد پیمان صلح میان مصر و اسرائیل از سال 1978 اما هنوز در مصر عامه مردم نسبت به اسرائیلی ها دشمنی دارند و نفرت خود از اسرائیل را مخفی نمی کنند. این مساله در مورد دیگر کشورهای عربی نیز صدق می کند. شاید به دلیل رفتارها و موضع گیری های فلسطینی ها (مثل ماجرای جنگ های اخیر در سوریه) دلگیری و ناراحتی میان جوامع عربی نسبت به فلسطینیها به وجود آید و حتی در برخی شرایط منجر به تضعیف حمایت از آنها گردد اما هنوز منجر به پذیرش اسرائیل در میان این جوامع نشده و هنوز هم این جوامع اسرائیل را قرین شیطان و دشمن اصلی خود می شناسند. حتی اکثرا اسرائیل را پشت پرده اتفاقات و حوادث و کشت و کشتارهایی که امروزه در کشورهای عربی بوجود آمده می دانند.

    اگر به کشورهای عربی مختلف سفر کرده باشید متوجه می شوید ریشه ای از کینه و نفرت میان عرب ها نسبت به عرب های حوزه خلیج فارس علی الخصوص عربستان سعودی وجود دارد چرا که تصور بر آن است که اینان مشتی ثروت مند خودکامه می باشند.

    حال با حملات عربستان سعودی به یمن و حمایت آن از گروه های تکفیری درکشورهای دیگر این کشور  را در میان اعراب همردیف اسرائیل قرار داده و کم و بیش نیروی هوایی عربستان سعودی ثروتمند متهم است که از خلبانان و سلاح های اسرائیلی جهت حمله به یمنی های "عرب"  و "مسلمان"  و "فقرا" استفاده می کند.

    اخیرا اخبار زیادی از رابطه وهمکاری عربستان سعودی با اسرائیل در رسانه های مختلف مطرح شد که عربستان سعودی هیچ کدام آنها را تکذیب نکرد.

    اگر حمله عربستان سعودی به یمن را یک گاف یا اشتباه بزرگ سیاسی به حساب آوریم علنی شدن روابط این کشور با اسرائیل را جز رقص با شیطان نمی شود تلقی کرد. یعنی مسئولین عربستان سعودی آنقدر مستاصل شده اند که آمادگی دارد علنا خود را به آغوش شیطان بیاندازند؟

    معروف است برخی سیاست مداران برای رسیدن به اهداف خود آمادگی دارند حتی باشیطان هم قرارداد ببندند. اما معمول نیست که همکاری خود با شیطان را علنی کنند.

    مرتبط:

    پاداش عربستان برای اطلاعاتی در باره عاملان حمله تروریستی به مسجد
    اعتراض تهران به عربستان به خاطر اصابت دو موشک به سفارت ایران در صنعا
    تحویل سلاح هسته ای پاکستان به عربستان سعودی: تخیلات یا واقعیت؟
    برچسب:
    حوثی ها
    مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
    کامنت از طریق فیسبوککامنت از طریق اسپوتنیک